در آیات ۷۷ تا ۱۰۲ سوره صافات، قرآن نشان میدهد که دشمن پیش از عذاب بیرونی، از درون دچار فروپاشی میشود.
به گزارش پایگاه خبری «نذیر کرمان»؛ در آیات ۷۷ تا ۱۰۲ سوره صافات، روایتها از سطح صرف مجازات دشمن فراتر میرود و به یک سنت فراگیر الهی میرسد، اینکه جبهه حق حتی اگر در اقلیت باشد در نهایت ماندگار است و جبهه باطل، هرچند پرهیاهو، محکوم به زوال.تفسیر المیزان با نگاه تحلیلی خود، این آیات را در پیوند با سرنوشت اقوام گذشته و الگوهای تکرارشونده تاریخ میبیند، جایی که دشمن نهتنها نابود میشود، بلکه از صحنه اثرگذاری نیز حذف میشود. آیات ابتدایی این بخش با اشاره به نجات نسل مؤمنان بهویژه در امت نوح نشان میدهد که سنت الهی تنها در نابودی دشمن خلاصه نمیشود، بلکه در باقیماندن جریان حق نیز تجلی دارد. این بقا، یک بقاء صرف زیستی نیست؛ بلکه استمرار یک مکتب و خط فکری است.در مقابل، دشمن حتی اگر در مقطعی قدرت داشته باشد در چرخه تاریخ حذف میشود. این حذف، گاهی با عذاب فوری و گاهی با فرسایش تدریجی رخ میدهد. نکته مهم اینجاست که قرآن نگاه کوتاهمدت را کنار میزند و افق بلندمدت را معیار قضاوت قرار میدهد. دشمن، اسیر غفلت و غرور است در ادامه آیات، به داستانهایی از پیامبران مانند ابراهیم(ع) پرداخته میشود. در اینجا دشمن نهفقط یک قدرت بیرونی، بلکه یک نوع نگاه معرفی میشود، نگاهی که در آن انسان به جای تکیه بر حقیقت، به توهمات خود دل میبندد.در تفسیر المیزان، ریشه اصلی دشمنی با حق «غفلت» و «غرور» دانسته شده است. دشمنان پیامبران، اغلب کسانی بودند که در نظامهای فکری و اجتماعی خود دچار خودبینی شده بودند. همین ویژگی باعث میشود که نهتنها حق را نپذیرند، بلکه در برابر آن صفآرایی کنند. یکی از نکات ظریف این آیات، نوع نگاه به مجازات است. برخلاف تصور رایج که مجازات را صرفاً عذابی بیرونی میداند، بسیاری از عذابها از درون خود دشمن آغاز میشود.دشمن، پیش از آنکه به عذاب الهی گرفتار شود، در یک فروپاشی درونی قرار میگیرد که شامل از دست دادن قدرت تشخیص، گرفتار شدن در تناقضهای فکری و وابستگی به ابزارهای دروغ و فریب است.این روند، در نهایت به نابودی بیرونی نیز منجر میشود. به بیان دیگر، عذاب الهی صرفاً یک حادثه ناگهانی نیست، بلکه نتیجه طبیعی یک مسیر انحرافی است. ابراهیم(ع)، الگوی مواجهه هوشمندانه با دشمن در بخش مهمی از این آیات، داستان حضرت ابراهیم(ع) مطرح میشود، جایی که او با بتپرستی قوم خود مقابله میکند. این مقابله، صرفاً یک تقابل احساسی نیست، بلکه یک رویارویی عمیق فکری و منطقی است.در المیزان تأکید میشود که ابراهیم(ع) ابتدا با استدلال، بنیان فکری دشمن را به چالش میکشد و سپس با اقدام نمادین، یعنی شکستن بتها، عمق پوچی آن را آشکار میسازد. این روش نشان میدهد که مقابله با دشمن، نیازمند ترکیب آگاهی و اقدام است. یکی از برداشتهای مهم از این آیات، این است که دشمن را نباید صرفاً در افراد خلاصه کرد. قرآن در اینجا به ما یاد میدهد که دشمن، یک جریان است؛ جریانی که ممکن است در قالبهای مختلف تاریخی تکرار شود.ویژگیهای این جریان عبارتاند از تحریف حقیقت، ایجاد تردید در باورها، تکیه بر قدرت ظاهری به جای حقیقت. این نگاه، باعث میشود که انسان در هر زمان بتواند مصادیق جدید دشمن را تشخیص دهد، بدون آنکه در قالبهای تاریخی محدود شود. آزمون بزرگ؛ از مقابله با دشمن تا قربانی کردن تعلقات آیات پایانی این بخش ماجرای ذبح اسماعیل یک نقطه اوج معنوی است. در نگاه اول، این داستان ارتباط مستقیمی با دشمن ندارد، این واقعه بهعنوان یک آزمون بنیادین مطرح میشود.در اینجا، دشمن بیرونی جای خود را به دلبستگی درونی میدهد. ابراهیم(ع) باید از عزیزترین چیز خود بگذرد تا نشان دهد که در مسیر حق، هیچ تعلقی نباید مانع اطاعت از خدا شود.این نکته، یک پیام عمیق دارد:گاهی بزرگترین مانع در مسیر حق، نه دشمن بیرونی، بلکه وابستگیهای درونی است. اگر این مانع برطرف شود، مواجهه با دشمن بیرونی نیز آسانتر خواهد شد. در مجموع، این آیات یک تصویر منسجم از سنتهای الهی ارائه میدهد، که شامل حق ماندگار است، حتی اگر در اقلیت باشد، دشمن، محکوم به زوال است، حتی اگر قدرتمند به نظر برسد، مجازات دشمن، از درون آغاز میشود، پیروزی نهایی، نیازمند عبور از آزمونهای درونی استتفسیر المیزان با تأکید بر این سنتها نگاه مخاطب را از وقایع مقطعی به قوانین پایدار الهی سوق میدهد. در این چارچوب، شناخت دشمن تنها به معنای شناسایی یک فرد یا گروه نیست، بلکه درک یک الگوی تکرارشونده در تاریخ است؛ الگویی که پایان آن، همواره به نفع جبهه حق رقم میخورد. منبع: فارس انتهای خبر/ م https://armanekerman.ir/vdcdkk0fsyt0k56.2a2y.html اشتراک گذاری : کپی متن خبر لینک کوتاهarmanekerman.ir/vdcdkk0fsyt0k56.2a2y.html