کرمانی‌ها از ارادت خود به سپاه پاسداران می‌گویند | اخبار استان کرمان

در سالروز تأسیس سپاه پاسداران در حالی‌که مردم شب گذشته در خیابان حرف از حمایت نیروهای نظامی می‌زدند، با کرمانی‌ها در خصوص حرف دلشان به سپاه گفتگو کردیم که خواندنی است.


در سالروز تأسیس سپاه پاسداران در حالی‌که مردم شب گذشته در خیابان حرف از حمایت نیروهای نظامی می‌زدند، با کرمانی‌ها در خصوص حرف دلشان به سپاه گفتگو کردیم که خواندنی است.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری  «نذیر کرمان»؛ امروز، سالروز تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. نهادی که در طول پنجاه روز جنگ تحمیلی آمریکایی _ صهیونیستی علیه ایران، با تمام توان از خاک این مرز و بوم دفاع کرد. اما آنچه در این روزها بیش از هر چیز به چشم می‌آید، حضور مردمی است که خیابان‌ها را رها نکرده‌اند. مردم کرمان، پس از پنجاه روز، همچنان پای کار ایستاده‌اند تا به سپاه بگویند: شما در دفاع از ما تنها نبودید، ما نیز در کنار شما هستیم. امروز، روزی است برای قدردانی از آنانی که آرامش را به مردم هدیه دادند.

 
سپاه؛ مایه عزت و غیرت ایران
 
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در طول پنجاه روز نبرد نابرابر با دشمنی که از هر سو تجهیزات مدرن به میدان آورده بود، ثابت کرد که بازوی توانمند نظام در برابر تهدیدات است. اما مردم کرمان نیز ثابت کردند که هرگز پشتیبان خود را تنها نمی‌گذارند. شب گذشته، در گفتگو با چند تن از شهروندان حاضر در خیابان‌ها، روایت‌هایی از عشق به سپاه و قدردانی از ایثارگری‌های این نهاد انقلابی را ثبت کرده‌ایم.
 
مادری بر فرش خیابان؛ از ترس تا آرامش
 
در میان جمعیت، زنی را دیدم که همراه با فرزندان خردسال خود، بر روی فرشی که در کف خیابان پهن کرده بود، نشسته بود.

برنامه های میدان کوثر تمام شده و او داشت وسایلش را جمع می کرد، سمت او رفتم و پس از سلام، پرسیدم: مادر جان، چندمین شبی است که به خیابان می‌آیید؟

 
او با لبخندی، پاسخ داد: تقریباً بیشتر شب‌ها آمده‌ام، فکر می‌کنم بیش از ۳۰ شب باشد، شاید چهلمین شبی است که از خانه خارج می‌شوم و در این خیابان حضور می‌یابم. اما بگذارید صادقانه با شما سخن بگویم. ما این میدان و حضور را رها نخواهیم کرد.
 
در ادامه چشمانش خیس شد و در حالی که فرزندانش را به آغوش می‌فشرد، ادامه داد: اگر از عزت و غیرت سپاه نبود، امروز ما نیز همچون مردم سوریه یا عراق، آواره و سرگردان بودیم. سپاه بود که به ما گفت نترسید، ما هستیم. امروز، پس از پنجاه‌ودو روز، اینجا با فرزندانم بر روی فرش در خیابان نشسته‌ام و هیچ ترسی ندارم. تمام آرامش امروز من، مدیون تلاش‌های شبانه‌روزی این جوانان است.

او ادامه داد: ما مدیون سپاهیان هستیم و دشمن چون می‌داند که این نیروها، توان ایستادگی در برابر ان‌ها را دارند، سال‌ها علیه آنان حرف و حرف زدند اما عاقلان می‌دانند که دشمن از ترس خودش این حرف‌ها را شایعه کرده است.

 
پسر جوانی که آرزوی سپاهی شدن دارد
 
درست در وسط خیابان، پسر جوانی را دیدم که پرچم ایران به دست داشت و علمداری می‌کرد، قامتی استوار داشت و چهره‌اش از شوق می‌درخشید. به او نزدیک شدم و پرسیدم: تا کِی در میدان خواهی بود و او پاسخ داد: تا هر لحظه که سید مجید بگوید، در کنارش هستیم.
او با اشتیاقی وصف‌ناپذیری ادامه داد: آرزوی من از کودکی این بوده است که روزی لباس سپاه را بر تن کنم. اما این پنجاه روز، این آرزو را در وجود من به شعله‌ای تبدیل کرده است که هرگز خاموش نخواهد شد. دیدن اقتدار سپاه، دیدن این جوانانی که با دستان خود از کشورشان دفاع می‌کنند، برای من افتخاری است که نمی‌توانم آن را توصیف کنم.
 
از او پرسیدم: چه ویژگی در سپاه تو را به این سمت کشانده است؟ با نگاهی مصمم پاسخ داد: «ایثار. از خودگذشتگی. غیرت. من دیده‌ام که این جوانان چگونه شبانه‌روز کار می‌کنند. همین امشب بود که شنیدین که چهل روز خانواده خود را ندیده‌اند تا بتوانند یک موشک را آماده شلیک کنند. من می‌خواهم روزی جای آنها باشم. می‌خواهم بگویم که من نیز سهمی در دفاع از این کشور داشته‌ام. سپاه برای من فقط یک نهاد نظامی نیست. سپاه نماد عزت ایران است.
 
نگاه یک پدر؛ از ناامیدی به امید
 
در میان جمعیت، پدری را دیدم که کنار مردی از جنس خودش که بنظر می‌رسید دوستش است،  نشسته بود. به سمت او رفتم و به او گفتم، فردا سالروز تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، نظر شما درباره عملکرد سپاه در این پنجاه روز چیست؟

او پاسخ داد: من در روزهای اول جنگ فکر می‌کردم که شاید دشمن آنقدر قوی است که نتوانیم مقاومت کنیم. اما وقتی اقتدار سپاه را دیدم، وقتی دیدم که چگونه با دقت و قدرت، اهداف دشمن را مورد اصابت قرار می‌دهند، دوباره به آینده امیدوار شدم.
 
این پدر ادامه داد: امروز، پس از پنجاه روز، اینجا ایستاده‌ام و به پسرم می‌گویم: ببین پسرم، تمام آرامش امروز ما مدیون این جوانان است. من از ته دل به سپاه عشق می‌ورزم. اگر آنها نبودند، نمی‌دانم امروز کجا بودیم و چه وضعیتی داشتیم. آرامش امروز ما، حاصل تلاش‌های بی‌وقفه آنهاست. پنجاه روز است که هر شب به خیابان می‌آیم تا به سپاه بگویم ما با شما هستیم. تا آخر هستیم.
 
بانوی سالخورده‌ای که هر شب می‌آید
 
در گوشه خیابان، بانوی سالخورده‌ای ایستاده بود که با دستان لرزان اما محکم خود، پرچمی را بر فراز سر گرفته بود. به او نزدیک شدم و پرسیدم: مادر جان، با این سن و سال، چگونه خود را به خیابان می‌رسانید؟
او با صدایی لرزان اما پر از صلابت پاسخ داد: «
شصت‌وپنج سال سن دارم. اما عشق به سپاه و عشق به ایران، مرا هر شب به این خیابان می‌کشاند. من در جوانی، روزهای انقلاب را دیدم. جنگ تحمیلی را دیدم. اما هیچ‌گاه به اندازه این پنجاه روز، به سپاه افتخار نکرده‌ام. این جوانان، با دستان خالی در برابر دشمنی ایستادند که تمام دنیا پشتش بود. و شکستش دادند.
 
او ادامه داد: من هر شب دعا می‌کنم برای سلامتی این جوانان. هر شب می‌آیم و می‌ایستم تا به آنها بگویم که مردم پشتشان هستند. خسته که نمی‌شوم. برای سپاه، برای این جوانان، هر کاری می‌شود کرد. آنها به ما آرامش هدیه دادند. ما هم باید قدرشان را بدانیم.
این‌ها گوشته‌ای از صحبت‌های مردم کرمان است،گوشه‌ای از یک عظمت که آرامش امروز خود را مدیون ازخودگذشتگی سپاهیان می‌دانند.

انتهای خبر/ پسند 

https://armanekerman.ir/vdcaomn6o49nmy1.k5k4.html


کرمانی‌ها از ارادت خود به سپاه پاسداران می‌گویند

اخبار کرمان
اخبار کرمان و شهرستان ها

منبع:آرمـان
? کرمانی‌ها از ارادت خود به سپاه پاسداران می‌گویند