در قدمزدن میان ویترینهای معازههای شهرکرمان، جای خالی لباسهایی متناسب با فرهنگ ایرانی و پوشش آبرومندانه بهوضوح دیده میشود. زنانی که خواهان هویت پوشش بومی هستند، امروز با بازاری مواجهاند که انتخابهایشان را محدود کرده است.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری«نذیر کرمان»؛ در خیابان شریعتی قدم میزنم؛ خیابانی که سالهاست بهعنوان یکی از بازارهای پوشاک زنانه کرمان شناخته میشود. ویترینها پشت سر هم ردیف شدهاند؛ نورها چشمنواز است، اما آنچه در نگاه اول به چشم میآید، شباهت عجیب لباسها به یکدیگر است. مانتوهای کوتاه، جلو باز، بدون دکمه یا با برشهایی که بیشتر یادآور الگوهای وارداتی است تا پوششی متناسب با فرهنگ ایرانی. هرچه بیشتر پیش میروم، این احساس پررنگتر میشود که جای لباسهایی با هویت ایرانی و پوشش متناسب با سلیقه زنان محجبه یا علاقهمند به وقار شرقی، در این راسته خالی است. ویترینهایی که فرهنگ ایرانی در آن گم شده است در حوالی چهارراه سمیه، مقابل یکی از مانتوفروشیها مکث میکنم. ویترین مملو از لباسهایی است که یا قد کوتاه دارند یا بهگونهای طراحی شدهاند که پوشش کامل را تأمین نمیکنند. گویی بازار، تعریف واحدی از «مد» ارائه داده که با تنوع سلیقهها و باورهای فرهنگی زنان ایرانی همخوانی ندارد. گفتگو با یک دختر جوان؛ نبود انتخاب برای پوشش متناسب دختری جوان را میبینم که مقابل ویترین یکی از مغازهها ایستاده و با دقت به لباسها نگاه میکند. به سراغش میروم و میپرسم: آیا این لباسها با سلیقه و نوع پوشش مورد نظر شما همخوانی دارد؟ او پس از نگاهی دوباره به ویترین پاسخ میدهد: بیشتر لباسهایی که در بازار عرضه میشود، یا قد کوتاهی دارند یا جلو باز هستند و برای من مناسب نیستند. ترجیح میدهم لباسی بپوشم که هم شیک باشد و هم با نوع پوششم سازگار باشد، اما چنین گزینهای بهسختی پیدا میشود. از او میپرسم: در این شرایط، نیاز خود را چگونه تأمین میکنید؟ میگوید: معمولاً به خیاط مراجعه میکنم. شاید هزینه بیشتری داشته باشد، اما حداقل لباسی تهیه میکنم که با باورها و سلیقهام هماهنگ باشد. بازار همه زنان را یکسان میبیند چند قدم جلوتر، زنی میانسال را میبینم که مانتویی را از رگال جدا کرده و دوباره سر جای خود میگذارد. از او علت منصرف شدنش را میپرسم. او توضیح میدهد: اکثر مانتوها یا بیش از حد کوتاه هستند یا فرم مناسبی برای استفاده روزمره ندارند. به نظر میرسد بازار، همه زنان را با یک الگو در نظر میگیرد، در حالی که نیازها و سلیقهها متفاوت است. او تأکید میکند که علاقهمند به پوشش ایرانی و ساده است، اما چنین لباسهایی را کمتر در بازار مییابد. نگاه نسل قدیم؛ خاطره پوشش اصیل کرمانی در ادامه مسیر، با بانویی سالخورده که همراه دخترش برای خرید آمده، گفتگو میکنم. او با نگاهی حسرتآمیز میگوید: پوشش زنان کرمانی در گذشته ساده، گلدار و در عین حال بسیار آبرومند بود. لباسهایی که هم زیبایی داشت و هم وقار. امروز این سبک پوشش کمتر دیده میشود و جای آن را مدلهایی گرفته که با فرهنگ ما فاصله دارد. آنچه در بازار است، در شأن دختر ایرانی نیست زهرا جعفری، طراح لباس کرمانی است، او که بیش از ده سال در حوزه طراحی لباس فعالیت دارد در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری «نذیر کرمان»،معتقد است آنچه امروز در بازار دیده میشود، با فرهنگ ایرانی همخوانی ندارد. جعفری میگوید: لباسهایی که در بازار عرضه میشود یا بیش از حد گشاد و فاقد جذابیت است یا بسیار تنگ، کوتاه و بدون دکمه. در واقع، لباسی که در شأن دختر ایرانی باشد، کمتر دیده میشود. او یکی از دلایل اصلی این وضعیت را ضعف رسانههای داخلی میداند و میافزاید: رسانههای خارجی در حوزه مد و پوشش بسیار فعال هستند، اما رسانههای داخلی تقریباً هیچ برنامهای در این زمینه ندارند. حتی جشنوارههای مد و لباس نیز بهدرستی معرفی و پوشش داده نمیشوند. هویت پوشش کرمانی؛ ظرفیتی که معرفی نشده است این طراح لباس با اشاره به تحقیقات خود درباره پوشش اصیل کرمانی میگوید: روسری سفید و پیراهن گلدار، از جمله نمادهای پوشش سنتی زنان کرمان بوده است؛ پوششی که امروز در حال فراموشی است. به گفته جعفری، استفاده از پتهدوزی و روباندوزی در طراحی لباسهای امروزی با استقبال مردم مواجه شده و نشان میدهد که تقاضا برای لباس ایرانی وجود دارد، اما عرضه و معرفی آن ضعیف است. نبود نمایشگاه دائمی؛ گره کور طراحان جوان این مسئله را مریمالسادات اثنیعشری، دبیر جشنواره مد و لباس «کرماندخت» نیز تأیید میکند. او در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی «نذیر کرمان»؛ با اشاره به ظرفیت بالای طراحان جوان کرمانی میگوید: آثار دانشجویان و هنرجویان بسیار خلاقانه و نوآورانه است، اما به دلیل نبود نمایشگاه دائمی، فرصت معرفی به جامعه را پیدا نمیکنند. اثنیعشری تأکید میکند: اگر فضایی دائمی برای ارائه این آثار ایجاد شود، مردم میتوانند مستقیماً با طراحان ارتباط بگیرند و حتی سفارش شخصی بدهند. این موضوع به رونق الگوهای بومی و شناختهشدن طراحان جوان کمک میکند. مطالبهای که از دل خیابان برمیخیزد قدمزدنم در خیابان شریعتی به پایان میرسد، اما پرسشها همچنان باقی است؛ چرا در شهری با پیشینه فرهنگی غنی، لباس متناسب با فرهنگ ایرانی به انتخابی محدود تبدیل شده است؟ صدای زنان این خیابان، نه مطالبه محدودیت، بلکه خواستِ حق انتخاب پوششی ریشهدار، متناسب و ایرانی است؛ مطالبهای که نیازمند توجه بازار، رسانه و نهادهای فرهنگی است. انتهای خبر/ پسند