نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
منابع مطلع از طرح هماهنگ شده میان تهران و صنعا خبر میدهند که در صورت ازسرگیری جنگ از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی، ایران نه تنها تنگه هرمز بلکه با کمک یمن، تنگه بابالمندب را نیز خواهد بست. سرویس جهان مشرق– از همان ساعات اولیه آغاز جنگ در اواخر فوریه ۲۰۲۶، جمهوری اسلامی ایران کنترل […]
منابع مطلع از طرح هماهنگ شده میان تهران و صنعا خبر میدهند که در صورت ازسرگیری جنگ از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی، ایران نه تنها تنگه هرمز بلکه با کمک یمن، تنگه بابالمندب را نیز خواهد بست.
سرویس جهان مشرق– از همان ساعات اولیه آغاز جنگ در اواخر فوریه ۲۰۲۶، جمهوری اسلامی ایران کنترل کامل نظامی بر تنگه هرمز را در دست گرفت و عبور هرگونه کشتی تجاری و نفتکش را بدون تأیید سپاه پاسداران ممنوع اعلام کرد. این بار خبری از «تهدید» یا «اخطار» نبود؛ یک اقدام قاطع و میدانی در قلب خلیج فارس صورت گرفت.
تنگه هرمز که روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت (معادل ۲۰ درصد مصرف جهانی) و نزدیک به ۲۰ درصد از تجارت الانجی را عبور میداد، عملاً به روی تردد آزاد بسته شده است.
نفتکشهای حامل محمولههای عراق، کویت، عربستان، قطر، بحرین و امارات دیگر قادر به خروج از خلیج فارس نیستند و صدها فروند کشتی در بنادر و لنگرگاهها معطل ماندهاند.
بر اساس آخرین آمار دریانوردی، تردد روزانه از حدود ۱۳۸ فروند به کمتر از ۱۰ فروند کاهش یافته و آن هم تنها با هماهنگی کامل با نیروهای ایرانی صورت میگیرد.
جهان ظرف چند روز شوک بیسابقهای را تجربه کرد. قیمت نفت برنت که پیش از جنگ حدود ۷۰ دلار بود، در کمتر از یک هفته از مرز ۱۲۰ دلار عبور کرد و تحلیلگران بانک جهانی و موسسات بزرگی چون جیپیمورگان هشدار میدهند که در صورت ادامه این وضعیت، قیمت میتواند تا ۱۵۰ و حتی ۲۰۰ دلار در هر بشکه افزایش یابد.
کشورهای واردکننده انرژی مانند چین (که ۴۹ درصد نفت خود را از هرمز تأمین میکرد)، هند (۴۳ درصد)، ژاپن (۷۳ درصد) و کره جنوبی (۶۳ درصد) مجبور به برداشت گسترده از ذخایر استراتژیک خود شدهاند، اما این ذخایر نیز تنها برای چند هفته کفایت میکند.
بازار الانجی نیز به دلیل توقف صادرات قطر، دچار جهش قیمتی مشابه سال ۲۰۲۲ شده و اروپا بار دیگر با بحران انرژی دست و پنجه نرم میکند. اما ایران اعلام کرده است که این تنها بخشی از فشار است؛ مرحله بعدی، بستن تنگه بابالمندب با کمک متحد یمنی خواهد بود.
تنگه بابالمندب؛ حلقه گمشده زنجیره تأمین جهانی که اکنون در تیررس قرار گرفته است
در حالی که تنگه هرمز خروج نفت از خلیج فارس را متوقف کرده، تهران و ارتش یمن اکنون تهدید میکنند که دومین شریان حیاتی جهان را نیز خواهند بست.
تنگه بابالمندب در جنوب دریای سرخ، دروازه ورودی به کانال سوئز است. روزانه حدود ۴.۲ میلیون بشکه نفت (۵ تا ۶ درصد نفت دریایی جهان) و همچنین ۱۰ تا ۱۲ درصد از کل تجارت جهانی کالاهای کانتینری (مواد غذایی، پوشاک، قطعات الکترونیک، ماشینآلات، دارو) از این مسیر عبور میکند.
سالانه بیش از ۲۰ هزار کشتی با کالاهایی به ارزش بیش از یک تریلیون دلار از بابالمندب گذر میکنند.
در طول چند هفته اخیر جنگ، ارتش یمن با هماهنگی کامل ایران، حملات خود را به کشتیهای عبوری از دریای سرخ تشدید کردهاند.
تاکنون دهها کشتی تجاری و نفتکش با موشکها و پهپادهای دوربرد هدف قرار گرفتهاند و چندین فروند نیز دچار خسارات سنگین شدهاند.
خطوط کشتیرانی بزرگ مانند مرسک، اچالاچ، سیامای-سیجیام و حتی شرکتهای چینی از چند هفته پیش ترانزیت از بابالمندب را به طور کامل متوقف کرده و کشتیهای خود را به مسیر دماغه امید نیک در جنوب آفریقا منحرف ساختهاند.
اما اکنون مقامات یمن صراحتاً اعلام کردهاند که «انگشتان ما روی ماشه است» و در صورت ادامه جنگ یا هرگونه اقدام نظامی جدید آمریکا و اسرائیل، بابالمندب را به طور کامل و بدون هیچ استثنایی برای همه کشتیها خواهند بست.
این یعنی نه تنها نفتکشها، بلکه حتی کشتیهای حامل غلات، دارو و کمکهای بشردوستانه نیز اجازه عبور نخواهند داشت.
در چنین شرایطی، کانال سوئز عملاً از کار میافتد و تنها مسیر جایگزین، دماغه امید نیک خواهد بود که ۸ تا ۱۲ روز و حدود ۳۵ درصد سوخت بیشتر به هر سفر اضافه میکند.
هماکنون نیز نرخ حمل یک کانتینر ۴۰ فوتی از چین به اروپا در اثر انحراف مسیرهای موجود، به بیش از ۸۰۰۰ دلار رسیده است (نزدیک به ۵ برابر نرخهای پیش از جنگ) و بیمه ریسک جنگی برای هر کشتی به دهها هزار دلار در روز افزایش یافته است.
بسته شدن کامل بابالمندب، این ارقام را چند برابر دیگر خواهد کرد.
سناریوی «طوفان کامل»: وقتی هرمز و بابالمندب هر دو بسته شوند، جهان با چه چیزی روبرو میشود؟
اکنون تصور کنید که تنگه هرمز از یک سو و تنگه بابالمندب از سوی دیگر، هر دو به طور همزمان و کامل بسته شوند. این «محاصره دوگانه» که در تاریخ ژئوپلیتیک مدرن بیسابقه است، چهار پیامد فاجعهبار برای اقتصاد جهانی خواهد داشت که برخی از آنها هماکنون در مراحل اولیه خود قابل مشاهده است.
شوک مضاعف انرژی
هرمز خروج نفت از خلیج فارس را متوقف کرده است. با بسته شدن بابالمندب، حتی نفت تولید شده در مناطقی مانند دریای شمال یا آفریقای غربی نیز برای رسیدن به بازارهای آسیایی با مشکل مواجه میشوند.
خطوط لوله محدود مانند خط لوله عربستان به ینبع (ظرفیت ۵ میلیون بشکه در روز) و خط لوله عراق به جیهان ترکیه (۱ میلیون بشکه) تنها گزینههای باقیمانده هستند که مجموعاً کمتر از یک سوم نفت عبوری از هرمز را پوشش میدهند و خودشان نیز در معرض حملات هوایی و موشکی قرار دارند.
نتیجه چنین مسئلهای روشن است: حذف دست کم ۱۵ تا ۱۸ میلیون بشکه نفت از عرضه روزانه.
تحلیلگران موسسه آکسفورد برای مطالعات انرژی تخمین میزنند که در صورت بسته شدن بابالمندب در کنار هرمز، قیمت نفت ظرف چند روز از مرز ۱۵۰ دلار عبور کرده و احتمالاً به ۲۰۰ دلار یا بالاتر خواهد رسید.
بازار الانجی نیز با توقف صادرات قطر (که هماکنون به دلیل بسته شدن هرمز متوقف شده) و همچنین مسدود شدن مسیر بابالمندب برای الانجی قطر، جهشی بیسابقه را تجربه خواهد کرد.
فلج شدن کامل زنجیره تأمین جهانی
با بسته شدن بابالمندب، کانال سوئز کاملاً از کار میافتد. هماکنون صدها کشتی کانتینربر در مسیرهای جایگزین در حال حرکت هستند، اما ظرفیت جهانی کشتیرانی به شدت کاهش یافته است.
هر کشتی که پیش از جنگ میتوانست سالانه ۶ تا ۷ سفر آسیا-اروپا انجام دهد، اکنون تنها ۴ تا ۵ سفر خواهد توانست کرد.
این معادل کاهش ۲۰ تا ۳۰ درصدی ظرفیت حملونقل دریایی جهان است. نرخ کرایه حمل کانتینر در حال حاضر به بیش از ۸۰۰۰ دلار رسیده و در صورت بسته شدن کامل بابالمندب، میتواند تا ۱۵۰۰۰ دلار یا بیشتر افزایش یابد.
کارخانههای خودروسازی در آلمان مانند فولکسواگن و بیامو که قطعات خود را از ژاپن و کره جنوبی وارد میکنند، در حال حاضر با تأخیرهای هفتهای مواجه هستند و در صورت تداوم وضعیت، خطوط تولید خود را تعطیل خواهند کرد.
فروشگاههای زنجیرهای در بریتانیا و سراسر اروپا گزارش میدهند که قفسههای برخی کالاها در حال خالی شدن است.
صنایع دارویی اروپا که مواد اولیه خود را از چین و هند دریافت میکنند، هشدار دادهاند که ذخایر آنها تنها برای چند هفته کفایت میکند.
رکود تورمی در مقیاس جهانی
ترکیب افزایش بیش از ۱۰۰ درصدی قیمت انرژی با افزایش ۴۰۰ تا ۶۰۰ درصدی هزینه حملونقل، یک شوک تورمی مرکب ایجاد کرده است که تمام اقتصادهای وابسته به واردات را در بر میگیرد.
در کشورهای اروپایی، نرخ تورم که پیش از جنگ حدود ۳ تا ۴ درصد بود، در ماه مارس ۲۰۲۶ به ۱۲ تا ۱۵ درصد جهش کرده است و در صورت بسته شدن بابالمندب، میتواند به ۲۰ تا ۲۵ درصد برسد.
در کشورهای در حال توسعه مانند مصر، پاکستان و بنگلادش که به شدت به واردات انرژی و مواد غذایی از طریق دریای سرخ وابسته هستند، تورم در برخی مناطق از ۵۰ درصد نیز فراتر رفته و گزارشهایی از قحطی و ناآرامیهای اجتماعی گسترده منتشر شده است.
از سوی دیگر، کارخانهها در چین (که به دلیل بسته شدن هرمز با کمبود نفت خام مواجه است) تعطیل شدهاند و بیکاری در استانهای صنعتی این کشور به سرعت در حال افزایش است.
صندوق بینالمللی پول در تازهترین گزارش خود هشدار داده است که تداوم این وضعیت حتی برای دو هفته دیگر، میتواند تولید ناخالص داخلی جهان را ۶ تا ۸ درصد کاهش دهد که به مراتب بدتر از بحران مالی ۲۰۰۸ و همهگیری کرونا است.
پیامدهای ژئوپلیتیک و امنیتی گسترده
فراتر از اقتصاد، بسته شدن همزمان دو تنگه، معادلات قدرت جهانی را دگرگون کرده است. آمریکا و متحدانش با وجود عملیات نظامی گسترده در خلیج فارس، تاکنون نتوانستهاند هرمز را بازگشایی کنند.
افزوده شدن تهدید بابالمندب، فشار مضاعفی بر واشنگتن وارد میآورد.
کشورهایی مانند چین و هند که بیشترین آسیب را از این بحران میبینند، دیپلماتیکترین فشارها را بر آمریکا و اسرائیل برای پذیرش آتشبس و توقف جنگ وارد کردهاند.
در داخل کشورهای غربی نیز افزایش بیسابقه قیمت بنزین و مواد غذایی، اعتراضات خیابانی گستردهای را از لس آنجلس تا لندن به دنبال داشته است.
به عبارت ساده، بستن همزمان هرمز و بابالمندب نه تنها یک فاجعه اقتصادی، بلکه یک بحران تمامعیار جهانی با ابعاد امنیتی، انسانی و سیاسی است.
تهران و صنعا با این اهرم دوگانه، پیامی روشن به واشنگتن و تلآویو فرستادهاند: هرگونه ماجراجویی نظامی، بهای آن را تمام ملتهای جهان با رکود، گرانی بیسابقه و آشوبهای اجتماعی خواهند پرداخت.
در چنین شرایطی، حتی پیروزی نظامی در میدان نبرد نیز به بهای از دست دادن ثبات جهانی تمام خواهد شد.
منبع: مشرق ? وحشت آمریکا از بسته شدن همزمان دو تنگه استراتژیک هرمز و باب المندب/ رونمایی از سناریوی طوفان کامل!