یک دکترای تخصصی روانشناسی گفت: مادر بهعنوان معمار معنا، حماسه ملی را از یک رویداد بیرونی به اصالت درونی نسل جدید تبدیل میکند.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری «نذیر کرمان» در روزهایی که نزدیک به هشتاد شب از حضورِ بیوقفه مردم در خیابانها بر اساس توصیه رهبر شهید و به امرِ امام سید مجتبی حسینی خامنهای میگذرد، فاطمه السادات فاطمی، دکترای تخصصی روانشناسی و مشاور خانواده با تحلیلی عمیق از ابعاد روانشناختی این اجتماعات گفت: آنچه در این شبها رخ میدهد، فراتر از یک رویداد سیاسی یا اجتماعیِ صِرف است. این حضورِ جمعی، به انسان حسِ «تعلق» میبخشد. این دکترای تخصصی روانشناسی با اشاره به تأثیر این اجتماعات بر کودکان و نوجوانان تصریح کرد: دیدنِ اینکه بزرگترها برای یک ارزش، باور یا مقصد مشترک، از خواب و راحتی خود میگذرند و با شور و هیجان در کنار هم میایستند، یک «الگوی رفتاری» بسیار قدرتمند ایجاد میکند. آنها یاد میگیرند که زندگی فقط یک مسیرِ انفرادی و مصرفگرا نیست، بلکه بخشی از یک جریانِ بزرگتر و تاریخی است. این همان «معنابخشی به هستی» است. فاطمی در ادامه با استناد به مفاهیمِ روانشناسی اجتماعی، به پدیدۀ «هویت جمعی» اشاره کرد و گفت: وقتی مردم در یک فضای حماسی یا یک اجتماعِ هدفمند جمع میشوند، فردیتِ من در دلِ «ما» حل میشود؛ نه به معنای ازبینرفتن خود، بلکه به معنای پیداکردن یک معنای بزرگتر. وی با اشاره به چالشهای نسلِ Z و نسلهای بعدی، از جمله پوچی و احساس تنهایی در دنیای دیجیتال، تأکید کرد: آشنایی با مفهوم «حماسه» و «ایثار جمعی» برای این نسل، حکم یک «لنگرگاهِ روانی» را دارد. آنها میفهمند که ریشههایشان در یک خاکِ سخت و پیروزیهای بزرگ پخش شده است. به بیان دقیقتر، وقتی در زندگی شخصی با مشکل روبرو میشوند، بهجای فروپاشی، از آن قدرتِ جمعیِ مشاهدهشده در حماسهها برای تابآوری استفاده میکنند. این دکترای تخصصی روانشناسی در بخش دیگری از تحلیل خود، حماسه را صرفاً یک اتفاق تاریخی ندانست و آن را «ابزاری تربیتیِ ناخودآگاه» و «درمانی پیشگیرانه در برابر بحران بیمعنایی در دنیای مدرن» توصیف کرد. نقش مادر بهعنوان «مترجم نمادین» فاطمی با تأکید بر اینکه برای تثبیت این بستر در ساختارِ روانیِ کودک، نیاز به یک «واسطه» وجود دارد، گفت: اینجا نقش مادر بهعنوان «مهندسی کننده یا معمارِ معنا» خودش را نشان میدهد. اوست که رویدادهای بزرگ بیرونی را به یک مفهومِ درونی و شخصیتی تبدیل میکند. وی افزود: در «نظریه سیستمهای خانواده» و «روانشناسی رشد»، نقشِ مادر فراتر از یک نقشِ عاطفیِ ساده است و او در واقع نقشِ «مترجمِ نمادین» را ایفا میکند. به گفتۀ این روانشناس، از منظر علومشناختی، کودک یا نوجوان قدرت تحلیل رویدادهای پیچیده سیاسی یا اجتماعی را ندارد و صرفاً یک «اتفاق» را مشاهده میکند. در اینجا مادر بهعنوان یک «داربستِ شناختی» وارد میشود. مادر با استفاده از زبان، روایتگری و حتی نگاهِ خود، آن اتفاقِ خام را به یک «نماد» تبدیل میکند. برای نمونه، او پیروزی را نه فقط یک رویداد، بلکه به مفاهیمی مثل «عدالت»، «ایثار» و «ارزشِ ایستادگی» پیوند میزند. فاطمی با یادآوری اینکه کودکان از طریق «تلقینِ عاطفی» یاد میگیرند، تصریح کرد: مادر به دلیل پیوندِ عاطفیِ بسیار نزدیک با فرزند، نقشِ اصلی را در مدیریتِ «بارِ هیجانیِ» حماسه دارد. اگر مادر در برابرِ حماسهها و ارزشهای ملی با نوعی «غرورِ آرام و باوقار» روبرو شود، این حس بهصورت ناخودآگاه از طریق سیستمِ عصبیِ کودک منتقل میشود. نکته ظریف اینجاست که اگر مادر بتواند آن هیجانِ حماسی را با «امنیتِ عاطفی» ترکیب کند، کودک یاد میگیرد که «ایستادگی» با «ترس» یا «خشمِ کور» متفاوت است. او یاد میگیرد حماسه یعنی «قدرت و شجاعتِ همراه با آرامش»؛ همان چیزی که شخصیتِ مستحکم را میسازد. مرجعیت درونیِ فرزند در گرو روایتِ مادر از حماسه این دکترای تخصصی روانشناسی، بزرگترین دستاوردِ مادر در مسیر حماسهسازی را ایجاد یک «مرجعیت درونی» برای فرزند دانست و خاطرنشان کرد: وقتی مادر، حماسههای ملی و پیروزیهای سرزمین را با شکلی از «معنابخشیِ اخلاقی» در خانه بازگو میکند، در واقع برای فرزند یک «قطبنما» میسازد. به گفتۀ فاطمی، در روانشناسی رشد تأکید میشود که اگر کودک بتواند ارزشهای بزرگ را با «داستانهای خانگی» و «رفتارهای روزمره مادر» پیوند دهد، آن ارزشها دیگر برای او بیگانه نخواهند بود، بلکه بخشی از «خودِ» او میشوند. در چنین فرآیندی، حماسه از یک «رویداد بیرونی» به یک «اصالتِ درونی» تبدیل میشود. بدون واسطه مادر، حماسه بیروح میشود وی در بخش پایانی تحلیل خود با ابراز نگرانی از وضعیتی که مادر نتواند این پل ارتباطی را برقرار کند، هشدار داد: اگر مادر این نقشِ واسطهای را ایفا نکند، آن حماسههای بزرگ ممکن است برای نسل بعدی فقط به یک «سرویس خبری» یا «اتفاقی دور از دسترس» تبدیل شوند که هیچ پیوندِ روانی با آنها وجود ندارد. این دکترای تخصصی روانشناسی تأکید کرد: بدونِ «واسطه مادر»، حماسه «بیروح» میشود. حماسه بدونِ روایتِ مادر، از معنا تهی میگردد و بهمحض اینکه معنا از بین برود، نسل جدید در برابرِ تهاجمهای فرهنگی و پوچیِ مدرن دچار «بیهویتی» میشود. در نتیجه، مادر در این منظومه، نگهبانِ «معنای حماسه» در قلبِ نسل آینده است. انتهای خبر/ پسند https://armanekerman.ir/vdcj8ievyuqeihz.fsfu.html اشتراک گذاری : کپی متن خبر لینک کوتاهarmanekerman.ir/vdcj8ievyuqeihz.fsfu.html