یک دکترای تخصصی راونشناسی تربیت هویت حماسی کودک را وظیفه اصلی مادر در عصر امروز دانست و گفت: این امر تنها از راه روایتگری شخصی، گفتگوی محترمانه و مدلسازی ارزشهای زیسته میسر میشود.
فاطمهالسادات فاطمی در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری «نذیر کرمان» با اشاره به روانشناسی نقش مادر در رشد نوجوان بیان کرد: بیایید نخست این توهم را کنار بگذاریم که میتوان با سخنرانی، پوستر، یا حتی اشکِ خودمان، نوجوانی را به عشقِ حماسه واداشت. روانشناسیِ رشد، سالهاست که زنگِ خطرِ «واکنش بازگشتی» را به صدا درآورده است: هر فشارِ مستقیم و شعارگونه، دیوارِ مقاومت را در نوجوان بلندتر میکند. او ناخودآگاه علیه آنچه از بیرون به او تحمیل میشود، جبهه میگیرد. پس راه، نه از میدانِ خطابه، که از کوچههای باریکِ داستان و ضربانِ قلبِ مادر میگذرد. این دکترای تخصصی روانشناسی افزود: کلیدِ طلایی، روایتگریِ شخصیسازیشده است. مادری که حماسه را مثل یک متنِ درسی از بر میخواند، هیچ گرهی با دنیایِ کودک نمیزند. اما مادری که در لحظهی ایستادگیِ فرزندش مقابلِ یک سختی درسی، کنارش مینشیند و با زبانی آرام میگوید: «عزیزم، دیدم چطور از خواب و لذت گذشتی. درست همان کاری که آن آدمهای بزرگ در میدان کردند. تو هم یک قهرمانِ کوچکی»… او در آن لحظه، حسِ موفقیتِ شخصیِ کودک را به ارزشِ حماسی پیوند میزند. آن ارزش دیگر یک دستورِ بیرونی نیست؛ میشود بخشی از پوست و گوشتِ هویتِ کودک. وی ادامه داد: اما روایت، تنها ابزار نیست. فضایی که مادر میسازد، از هر کلامی مهمتر است. بسیاری از مادران، خانه را به کلاس درس یا منبر تبدیل میکنند. روانشناسیِ امروز، به جای «سخنرانی»، بر «گفتگویِ بیپایان» تکیه دارد. مادر باهوش، آن است که پایانِ داستان را تحمیل نمیکند. او سوالی باز میاندازد برای مثال «به نظرت چرا آن مردم از آسایششان گذشتند؟» یا «اگر تو جایِ آن قهرمان بودی، چه حسی داشتی؟»… آنگاه سکوت میکند و صبر میکند. وقتی فرزند خودش به معنا برسد، آن معنا از جنسِ جانِ خودش میشود. دیگر نمیتوان با چند توییت یا شایعه، آن را از او گرفت. فاطمی تصریح کرد: سختترین و صادقانهترین بخشِ این مسیر، مدلسازیِ ارزشهای زیسته است. در روانشناسی میگوییم «رفتار، بلندتر از هر فریادی سخن میگوید». مادری که خودش در بحرانهای کوچکِ خانه، صبور نیست، در برابر بیعدالتیِ کوچک سکوت میکند، یا هدفی بزرگ در زندگی ندارد… هرگز نمیتواند حماسه را به فرزند هدیه کند. فرزند، شکاف میانِ گفتار و رفتارِ مادر را با تمام وجود حس میکند. آن شکافِ شناختی، سمّی مهلک در تربیت است. این دکترای تخصصی روانشناسی افزود: مادری که میخواهد روحِ حماسه را در خانه جاری کند، باید خودش نخستین نمادِ حماسه باشد؛ در صبحِ سرد زمستان که از رختخواب گرم برمیخیزد، در مدارای با همسر، در پیگیریِ یک هدفِ بزرگ. حماسه، یک سبکِ زندگی است، نه یک یادگارِ موزهای. وی خاطرنشان کرد: در عصرِ پرآشوبِ اطلاعات، نوجوانان در سیلابی از اخبارِ خام، تصاویرِ وحشت، و روایتهای دوپهلو غرق میشوند. نقشِ مادر، مدیریتِ تنشِ اطلاعاتی است. نه دیوارِ سانسور بسازد، نه رهایشان کند در گرداب. باید به فرزند بیاموزد چگونه اخبار را تحلیل کند، نه اینکه فقط مصرف کند. چگونه میانِ شعارِ توخالی و حقیقتِ حماسی فرق بگذارد. این همان تفکرِ انتقادی است که از هر زرهی در برابر جنگِ روایتها، برای فرزند محکمتر است. فاطمی تأکید کرد: حماسه در میدان ساخته میشود، اما روحِ حماسه در خانه و در آغوشِ مادر شکل میگیرد. اگر روزی میخواهیم نسلی داشته باشیم که در برابر طوفانها سخت و استوار باشد، نباید فقط به فکر ساختنِ زره و سلاح باشیم. باید به فکر ساختنِ «معنا» در قلبِ فرزندان باشیم. این دکترای تخصصی روانشناسی در پایان گفت: آن معنا، نه از راهِ زور و شعار، که از راهِ روایتِ صادقانه، گفتگویِ محترمانه، زیستنِ شایسته، و تحلیلِ هوشمندانه، توسط مادرانی آگاه به خانهها میآید. مادر، نخستین و ماندگارترین استادِ حماسه است؛ اگر بداند که چگونه از زبانِ روانشناسی و عشق، همزمان سخن بگوید. انتهای خبر/ پسند https://armanekerman.ir/vdcaein6049nm61.k5k4.html اشتراک گذاری : کپی متن خبر لینک کوتاهarmanekerman.ir/vdcaein6049nm61.k5k4.html