مامایی و شیرینی جانبخشی به مادر و نوزاد | اخبار استان کرمان

دستانی که برای نخستین بار ضربان زندگی را می‌شنوند، هرگز تنها نمی‌مانند؛ زهره منظری توکلی، نماینده ماماهای کرمان، ۱۸ سال است که میان درد و مهربانی، پل می‌زند. او به بهانه روز جهانی ماما، از شیرینی‌های این حرفه گفت.


دستانی که برای نخستین بار ضربان زندگی را می‌شنوند، هرگز تنها نمی‌مانند؛ زهره منظری توکلی، نماینده ماماهای کرمان، ۱۸ سال است که میان درد و مهربانی، پل می‌زند. او به بهانه روز جهانی ماما، از شیرینی‌های این حرفه گفت.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری «نذیر کرمان»؛ به مناسبت روز جهانی ماما، سراغ یکی از آنهایی رفتم که هر روز، مرگ و زندگی از میان دستانشان رد می‌شود. نه با چاقوی جراح، نه با دستگاه‌های پیشرفته بلکه او تنها با صبر، تجربه و مهربانی این کار را انجام می‌دهد.

 
زهره منظری توکلی، عضو هیئت مدیره نظام پزشکی کرمان و نماینده ماماهای کرمان در نظام پزشکی، ۱۸ سال سابقه کار مامایی دارد. او همچنین کارشناس ارشد مامایی است و کارشناس مشاوره مامایی را داراست.

از او می‌خواهم شغلش را تعریف کند. نه از روی کتاب، از روی جان خودش و آن‌چه که این سال‌ها با ان دست‌وپنجه نرم گرده است.
 
چند لحظه سکوت می‌کند. نفس عمیقی می‌کشد. سپس شروع می‌کند.
 
واژه ماما به معنای همراه است
 
می‌گوید: روز جهانی ماما، در واقع تجلیل از تداوم حیات است. واژه ماما در فرهنگ ما به معنای همراه است. حرفه مامایی صرفاً یک اقدام پزشکی نیست، بلکه صیانت از کرامت مقام مادر است.
 
از سازمان جهانی بهداشت یاد می‌کند که تأکید دارد ماماها کلیدی‌ترین نقش را در کاهش مرگ و میر مادران و نوزادان ایفا می‌کنند.
 
و در یک جمله، تمام هویت شغلی خود را این‌گونه خلاصه می‌کند:  ما در واقع پل ارتباطی میان علم پزشکی و مهربانی انسانی هستیم؛ تا اطمینان حاصل کنیم که هیچ مادری در حساس‌ترین لحظه زندگی خود تنها نباشد.
 
سکوت می‌کنم. این جمله را چند بار در ذهنم تکرار می‌کنم. هیچ مادری تنها نباشد.
 
شیرینی کار در کنار مادر
 
از او درباره سختی‌های کار می‌پرسم. لبخند می‌زند و می‌گوید: همه لحظات این حرفه شیرین است. از لحظاتی که ماما نخستین شنونده صدای قلب طبیعت است. نخستین کسی که ضرب‌آهنگ زندگی را می‌شنود. نخستین کسی که گریه نوزاد و مهربانی‌های کلامی مادر را نسبت به فرزندش می‌بیند و می‌شنود. تمام خستگی‌های ماما با دیدن این صحنه‌ها برطرف می‌شود.
 
اما پس از مکثی کوتاه اضافه می‌کند: سختی‌های کار مامایی بیشتر زمانی خود را نشان می‌دهد که حجم کار با حقوق و مزایا متناسب نیست. عشق به مامایی می‌تواند این نابرابری را تا حدی قابل تحمل کند. برای مثال، خود من چون با عشق تمام شغلم را انجام می‌دهم، مشکلات مالی و مادی را چندان در نظر نمی‌گیرم. اما گاهی همکاران جوان ما با این موضوع کمتر کنار می‌آیند و دوست دارند از طرف مسئولان حمایت بیشتری دریافت کنند.
 
از او می‌پرسم مهم‌ترین مطالبه ماماها چیست؟
 
دو موضوع را نام می‌برد: نخست، عدم تطابق حقوق با شرح وظایف بسیار سنگین. دوم، پوشش بیمه‌ای «مامای همراه».

توضیح می‌دهد: خدمت مامای همراه در حال حاضر در کشور ما یک خدمت لوکس محسوب می‌شود. مادرانی که حق خود می‌دانند زایمان ایمن، سالم‌تر، راحت‌تر و آسان‌تری داشته باشند، به مراکز مشاوره مامایی مراجعه می‌کنند و مامای همراه مطالبه می‌کنند. اما این هزینه تحت پوشش بیمه نیست. از آنجا که همه خانواده‌ها توانایی پرداخت هزینه‌های خارج از پوشش بیمه را ندارند، از این حق و خدمت محروم می‌شوند.

 
صدایش را کمی آرام‌تر می‌کند: این موضوع هم از نظر عدم امنیت شغلی برای همکاران مامای زحمتکش ما دغدغه است و هم از نظر حق طبیعی که هر زنی برای زایمان ایمن و همراهی شده دارد.
 
زیباترین صحنه، شیر خوردن نوزاد در آغوش مادر 
 
از او می‌خواهم یک خاطره شیرین تعریف کند. نخستین باری که زیستن یک انسان را تجربه کرده، یا خاطره‌ای از این ۱۸ سال.
 
صدایش مهربان‌تر و آرام‌تر می‌شود. می‌گوید: شیرین‌ترین خاطرات، لحظاتی هستند که یک نوزاد شیر خوردن را در آغوش مادرش تجربه می‌کند. ما در آن لحظات، مادر را برای شیردهی یاری می‌دهیم. این زیباترین صحنه است. عشقی که مادر به فرزندش دارد و ما نظاره‌گر این عشق و مهربانی هستیم.
 
و بعد، گویی خاطره‌ها یکی یکی از برابر چشمانش می‌گذرند، ادامه می‌دهد: از قشنگ‌ترین خاطره‌ها می‌توانم به تقدیر و تشکرهایی اشاره کنم که مادران راضی از خدمات ما برایمان می‌فرستند. این پیام‌های تشکر باعث می‌شود تمام خستگی‌ها از تنمان بیرون برود.
 
یک پیام، دیشب، به مناسبت روز ماما
 
مکثی می‌کند و می‌گوید: اگر اجازه دهید، پیامی را که یکی از مادران دیروز برای من فرستاده، برایتان بخوانم.
 
من می‌پذیرم و او با صدایی که سعی دارد عادی بخواند اما لرزه‌ای خفیف در آن وجود دارد، شروع می‌کند:
 
«سلام خانم توکلی عزیز. هیچ‌گاه لحظه‌ای را که با دستان پر مهرتان پسرم را روی شکمم گذاشتید، فراموش نمی‌کنم. هنگامی که درد داشتم، برخی می‌گفتند جیغ بزن و در خودت فرو نرو. اما من با تکنیک‌های تنفسی که یاد گرفته بودم، ترجیح می‌دادم دردهایم را کنترل کنم، نه با جیغ زدن که تنها انرژی‌ام را می‌گرفت.»
 
او نفسی عمیق می‌کشد و ادامه می‌دهد: در اوج درد که نوازشم می‌کردید و می‌گفتید دخترم می‌توانی، آرام باش و تنفس…، آرامش بسیاری به من می‌بخشیدید. هنگامی که ضربان قلب پسرم بالا رفته بود، شما با اعمال فشار بر نقطه‌ای از دستم، باعث شدید ضربان قلبش تنظیم و کاهش یابد. حتی در آن لحظه برای اینکه دچار استرس نشوم، چیزی به من نگفتید و پس از زایمان موضوع را برایم توضیح دادید.»
 
وی درحالی‌که صدایش دیگر کاملاً عادی نیست و تصریح می‌کند: هرگاه به آن لحظات فکر می‌کنم، بسیار خوشحال می‌شوم. با وجود آنکه زایمانم بسیار طول کشید، شما با صبوری تمام در کنار من بودید و به من آرامش می‌بخشیدید. بی‌نهایت سپاسگزارم که خاطره بسیار خوبی از زایمان طبیعی در ذهن من شکل دادید. امیدوارم در زایمان دومم نیز با دستان پر مهر شما فرزندم را در آغوش بگیرم و باز هم خاطره‌ای زیبا برایم بسازید.»
 
پیام که پایان می‌یابد، لحظه‌ای سکوت می‌کند. سپس آرام می‌گوید: این پیام را الهه فرستاده. حدود یک سال و دو یا سه ماه پیش نزد من زایمان کرده است. اکنون، خدا را شکر، دوباره باردار است. دیروز به مناسبت روز ماما این پیام را نوشت.
 
گوشی را که می‌گذارم، برایم روشن می‌شود: ماما فقط یک شغل نیست. ماما کسی است که در حساس‌ترین لحظه زندگی یک مادر، چنان مهربانانه بر نقطه‌ای از دستش فشار می‌آورد که جلوی استرسی را می‌گیرد که مادر هرگز از آن خبر ندارد. و چنان صبور است که یک سال بعد، همچنان دعای خیر مادرانی را با خود دارد که تنها یک بار او را دیده‌اند.

انتهای خبر/ پسند 

https://armanekerman.ir/vdcb8sb8srhbszp.uiur.html


مامایی و شیرینی جانبخشی به مادر و نوزاد

اخبار کرمان
اخبار کرمان و شهرستان ها

منبع:آرمـان
? مامایی و شیرینی جانبخشی به مادر و نوزاد