اقدامان رسانهای ترامپ نشانههای یک انزوای راهبردی است که هیچکس حاضر نیست هزینه جنگی را بدهد که پیروزی در آن قابلتصور نیست.
به گزارش پایگاه خبری «نذیر کرمان»؛ هادی ابراهیمی در یادداشتی نوشت: وقتی نیویورکتایمز با صراحت مینویسد که «ایران عمداً جنگ را طولانی میکند تا هزینهها آنقدر بالا برود که هیچ طرفی جرأت آغاز دوباره درگیری را نداشته باشد»، این فقط یک گزارش خبری نیست؛ اعترافی است به تغییر موازنهای که غرب سالها از دیدنش طفره رفت. حتی در واشنگتن نیز تحلیلگران از این واقعیت فرار نمیکنند. ریچارد هاس، رئیس پیشین شورای روابط خارجی آمریکا، با لحنی که بیشتر شبیه تسلیم است تا تحلیل، میگوید: «دیدن تغییر رژیم در کنگره آمریکا آسانتر از دیدن آن در تهران است.» مری ترامپ هم با کنایهای سنگین مینویسد: «بالاخره دونالد تغییر رژیم را محقق خواهد کرد، اما در آمریکا، نه در ایران.»؛ این جملات، کنار هم تصویری روشن میسازند: راهبرد فشار و تهدید علیه ایران نهتنها شکستخورده، بلکه به نقطه بازگشتناپذیر رسیده است. در میدان عمل، سلسله عملیاتهای دقیق ایران و محور مقاومت طی ۴۸ ساعت گذشته نشان میدهد که ابتکار عمل نه در واشنگتن است و نه در تلآویو؛ در تهران است؛ از هدف قراردادن مجتمع صنعتی شیمیایی نئوت حوواف در نقب و پالایشگاه بزان در حیفا، تا حملات موفق به مراکز زیرساختی البیت سیستم و کانفیت، از ۷۰ عملیات حزبالله در عمق ۷۰ کیلومتری تا ۲۱ عملیات مقاومت عراق علیه محل اختفای نظامیان آمریکایی و از انهدام پهپادهای MQ‑۹ و سامانه هاوک تا حمله به محل استقرار کادر پروازی آمریکا در الخرج، همه اینها نشان میدهد که بازدارندگی دشمن فروریخته و ضربهپذیریاش آشکار شده است. در کنار این ضربههای سخت، جبهه اجتماعی ایران نیز برخلاف تمام محاسبات غربی عمل کرده است؛ تجمعات گسترده مردمی، حضور هیئتهای مذهبی، محلهمحور شدن حرکتها، نذورات مردمی، موکبهای عراقی، افغانی و پاکستانی و همراهی چهرههای فرهنگی و ورزشی، تصویری از یک جامعه در حال فروپاشی نیست؛ تصویری از یک جامعه در حال بسیج است؛ این همان چیزی است که در تحلیلهای غربی جایی نداشت و امروز به نقطه کور راهبردی آنها تبدیل شده است. در مقابل، آمریکا و اسرائیل که در دستیابی به اهداف سخت ناتوان شدهاند، به اقدامات کور و غیرراهبردی روی آوردهاند: هدف قراردادن کارگران قصرشیرین، حمله به حسینیه اعظم زنجان، بمباران شرکت داروسازی حیاتی، تخریب خانههای مسکونی و حمله به لنجهای صیادی. این رفتارها نه نشانه قدرت، بلکه نشانه استیصال است؛ وقتی دشمن نمیتواند به اهداف سخت ضربه بزند، به اهداف نرم پناه میبرد. همزمان، شکاف در بلوک غرب نیز عمیقتر شده است؛ لهستان درخواست آمریکا برای اعزام پاتریوت را رد میکند؛ ایتالیا اجازه استفاده از پایگاه سیگونلا را نمیدهد؛ فرانسه مسیر هواپیماهای حامل تجهیزات نظامی را میبندد. بنابراین، اینها نشانههای یک انزوای راهبردی است: هیچکس حاضر نیست هزینه جنگی را بدهد که پیروزی در آن قابلتصور نیست. در سطح جهانی نیز، جنگ علیه ایران بهسرعت به جنگ علیه اقتصاد غرب تبدیل شده است؛ کمیسیون انرژی اتحادیه اروپا از افزایش ۱۴ میلیارد یورویی هزینه واردات انرژی خبر میدهد، سناتورهای آمریکایی از حذف وعدههای غذایی مردم سخن میگویند، سیانبیسی از بنزین چهار دلاری و افزایش ۳۰ درصدی قیمت سوخت گزارش میدهد و رویترز از جهش ۱۰ درصدی قیمت مواد غذایی در انگلیس مینویسد. لذا، اینها نشانههای یک بحران اقتصادی خودساخته است؛ هزینههای جنگ از کنترل خارج شده و به نقطهای رسیده که ادامه آن برای غرب غیرقابلتحمل است. در مجموع، آنچه امروز در منطقه جریان دارد، یک درگیری مقطعی نیست؛ یک تغییر ساختاری در موازنه قدرت است و ایران نشان داده که میتواند جنگ را مدیریت کند، هزینهها را تصاعدی کند، متحدان دشمن را از او جدا کند و همزمان و این تحلیل فایننشالتایمز است: ترامپ فقط در خلیج [فارس] در حال غرقشدن نیست. ترکیب شکست استراتژیک در برابر ایران، شورش متحدان غربی و تلاطم بیسابقه در بازارهای مالی آمریکا، ترامپ را در وضعیتی قرار داده که حتی پیروزی نظامی در خارگ نیز نمیتواند اعتبار ازدسترفته او را بازگرداند. منبع: فارس https://armanekerman.ir/vdcjiievxuqei8z.fsfu.html اشتراک گذاری : کپی متن خبر لینک کوتاهarmanekerman.ir/vdcjiievxuqei8z.fsfu.html