نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
در کرمان، قلمهای رسانهای، چون شمشیری از نور، دل کویر را به شمع ولایت شعلهور ساختند و امید را در جانها دمیدند. نذیر کرمان؛ مریم سادات بهادر _ دیشب، آسمان کویر کرمان، نه تنها شاهد استقرار ستارگان، که گواه طلوع حماسهای دیگر بود؛ حماسهای که با عطر شهادت آغاز شد و با روشنایی ولایت، راه […]
نذیر کرمان؛ مریم سادات بهادر _ دیشب، آسمان کویر کرمان، نه تنها شاهد استقرار ستارگان، که گواه طلوع حماسهای دیگر بود؛ حماسهای که با عطر شهادت آغاز شد و با روشنایی ولایت، راه خود را گشود.
از دل مردان و زنانی که قلم و دوربینشان، شمشیری دو دم علیه چشمان کور دشمن کودککش است.
کرمان، قلب تپنده حقیقت؛ از لنز ایمان تا فریاد بیعت
در آخرین شب های سرد اسفند، میدان کوثر کرمان، فراتر از گردهمایی اصحاب رسانه، قلب تپنده ملتی بود که در سوگ سروهای سر به دار خود، در عهدی دوباره با ولیاش، مشت گره کرده اراده را بر دهان یاوهگویان عالم کوبید.
در شبی زمستانی، جایی که تاریخ، قصههای مقاومت را با لهجه خون زمزمه میکند، میدان کوثر، نه یک مکان، که محرابی شد برای اتحاد و همدلی. اینجا یک گردهمایی نبود؛ یک پیمان مقدس بود. پیمانی با حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، فرزند خلف رهبر شهیدمان؛ آن سرو بلندی که به کاروان شهادت پیوست تا بذر جاودانگی بکارد.
اینجا، پیماننامهای بود با آن ۱۷۰ شقایق پرپر شده میناب؛ آن ۱۷۰ کودک بیگناهی که خون پاکشان، این خاک تشنه را بار دیگر سیراب کرد و رسوایی ابدی آمریکای صهیونی را در سجل تاریخ ثبت نمود.
صدای رسانههای کرمان، در این شب، نه پژواک خبر، که فریاد خون رهبری، کودکان و فرماندهان بود؛ فریادی که نقاب دروغ را از چهره کریه دشمن کشید و او را در محکمه افکار عمومی جهان، رسوای عالم کرد.
قلمها، شمشیرهای برکشیده بر اهریمن زمان
در این اجتماع باشکوه، همه آمده بودند. خبرنگاران، با کولهباری از حقیقت و دلی آغشته به درد فراق، آماده روایت زخمی که بر جان این امت نشسته بود. بلاگرها، با سلاح نفوذ در عمق جانها، برای فریاد مظلومیت کودکان بیگناه. عکاسان، با لنزهایی که نه تنها تلخی واقعیت، که عمق فاجعه و عظمت ایستادگی را در قاب ابدیت ثبت کردند. مدیران رسانه، با نگاهی که به افق روشن پیروزی دوخته شده بود و، اما انسانهای رسانه و اینفلوئنسرها، همه با لوگوی رزمنده خود بر سینه، آماده مصاحبه و بیان حقیقت. هر کدام، پایهای استوار از این بنای عظیم مقاومت.
هر تصویری که ثبت شد، هر واژهای که از سر درد و عشق نگاشته شد، خاری بود در چشم بدخواهان و نیزهای بود بر تابوت دروغ و فریب آمریکا و اسرائیل. اینان، نه فقط اصحاب رسانه، که سربازان بیادعای وادی عشق و ایثار بودند که در سنگر اطلاعرسانی، حماسهای جاودان آفریدند.
از کوثر تا ظهور؛ عهدی که با خون شهیدان، جاودانه شد
میدان کوثر، دیشب، تجلی ظهور ارادهای پولادین بود؛ ارادهای که در برابر هیچ زور و زبانی خم نخواهد شد. موکب بقیهالله، نه فقط یک مکان، که قبلهگاه دلهای مؤمن و عاشقی بود که در این شب سرد، به گرمای عشق ولایت و اقتدا به خون تازه شهدا، گرد هم آمدند.
این اجتماع، آیین تجدید بیعت بود با امامی که ناخدای این کشتی طوفانزده است و به ساحل نجات خواهد رساند. اینجا، هر دستی که برای بیعت بالا رفت، هر “لبیّک”ی که از عمق جان برآمد، هر لوگویی که در نور امشب درخشید، نشانی از پیمانی بود که تا پای جان بر آن استوار خواهند ماند. این بیعت، پاسخ کوبنده ملت ایران به جنایات دشمن بود؛ پاسخی که لرزه بر اندام مستکبران انداخت.
کرمان؛ قلب استوار ایران سرافراز
اینجا، در قلب تپنده کرمان، صدای رسانهها، نبض تپنده ایران آزاد بود. اعلام انزجار از جنایات آمریکایی-صهیونی، نه شعاری گذرا، که فریادی بود از سر دردی عمیق و عزمی راسخ برای انتقام و ادامه راه.
بشنو ای دشمن کودککش! رهبر ما رفت، اما فرزند خلفش، حضرت آیت الله سیدمجتبی خامنه ای (مدظله العالی)، بر جای او ایستاد. فرماندهان ما رفتند، اما غیرت در سینههای نوجوانان این مرز و بوم، شعلهورتر شد. کودکان میناب رفتند، اما فریاد مظلومیتشان، جهان را به لرزه درآورد. این جمع، نماینده نسلی بود که از خون شهدا، درس مقاومت آموخت و در مکتب امام، معنای شکستناپذیری را یافت.
شکستناپذیری؛ میراث سرخ شهادت، میراث سبز ولایت
و در پایان این گردهمایی باشکوه، وقتی پرده شب کنار رفت، تصویری ماندگار از اقتدار و عظمت ملت ایران در اذهان حک شد. این اجتماع، طنینانداز این پیام بود که «ما شکستناپذیرتر از آنیم که تصور میکنید». میراث سرخ شهادت رهبران، فرماندهان و کودکان بیگناه، با هدایت سبز ولایت حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، چونان آتشی فروزان در جان تکتک این عاشقان وطن شعله کشید و تا ابد، خاموشی نخواهد پذیرفت.
این است کرمان؛ شهری که با خون شهدا و بیعت مردانش با ولایت، قلب تپنده مقاومت ایران است و فریاد استقلالش، تا ابد در تاریخ طنینانداز خواهد ماند.
حرف آخر …
و اینک که پرونده این گردهمایی باشکوه بسته شد، یک حقیقت در دل کویر نقش بست: کرمان، همچنان پایتخت مقاومت ماند. نه فردا، نه پسفردا، نه تا همیشه.
دشمنان که فکر میکردند با ترور میتوانند مسیر تاریخ را عوض کنند اما از این میدان پیام گرفتند: ما از جنس کویریم؛ هر چه بیشتر کوبیدند، داغتر شدیم.
کد ویدیو
مشتهایی که برای بیعت بالا رفت، دوربینهایی که شهادت را ثبت کرد، قلمهایی که فریاد مظلومیت را نوشت، همه یک صدا فریاد زد: «ای دشمن! اگر رهبر ما رفت، ولیاش ایستاد. اگر کودکان ما رفتند، غیرت ما نرفت. اگر فرماندهان ما پر کشیدند، سنگرها خالی نماند.» این را از کرمان بشنوید، از شهری که هنوز بوی باروت میناب را به یاد دارد، از مردمی که در سوگ سروهایشان ایستادند، اما قامت خم نکردند. ما شکستناپذیریم، نه به خاطر قدرت موشکهایمان، که به خاطر عهدی که دوباره بستیم؛ عهدی با خون شهدا، با ولایت، با راهی که پایانش یا پیروزی است یا شهادت.
و بدانید، تا نابودی کامل شما و تا ظهور خورشید هدایت، این مشت گرهکرده ما بر دهان تاریخ خواهد ماند.
منبع: باشــگاه خبرنگاران ? رسانههای کرمان؛ سپرِ ولایت، نابودگرِ دشمن + فیلم و عکس