اگر این قرآن بر کوه نازل می‌شد | اخبار استان کرمان

اگر این قرآن بر کوه نازل می‌شد، کوه با همه استواری‌اش در برابر عظمت کلام الهی خاشع و متلاشی می‌شد.
اگر این قرآن بر کوه نازل می‌شد، کوه با همه استواری‌اش در برابر عظمت کلام الهی خاشع و متلاشی می‌شد.

به گزارش پایگاه خبری «نذیر کرمان»؛ سوره حشر در آیات پایانی خود، پس از بیان سرنوشت منافقان و دشمنان حق، ناگهان مخاطب را متوجه یک خطر درونی می‌کند، اینکه انسان خدا را فراموش کند و در نتیجه، خودش را نیز از یاد ببرد.آیات ۱۷ تا ۲۴، مسیری از «عاقبت انتخاب‌های انسان» تا «شناخت خداوند» ترسیم می‌کنند، مسیری که در آن خودمحاسبی، یاد خدا، تدبر در قرآن و شناخت اسماء الهی، حلقه‌های به‌هم‌پیوسته برای نجات انسان هستند.در تفسیر المیزان نیز این آیات در امتداد هشدارهای پیشین سوره معنا پیدا می‌کنند و انسان را از غفلت و تکیه بر غیر خدا به سوی معرفت و خشوع سوق می‌دهند.
 

پایان یک فریب، وقتی شیطان عقب می‌کشد

آیه ۱۷ می‌فرماید که «فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ خَالِدَيْنِ فِيهَا». این آیه ادامه تمثیل آیه قبل است، جایی که شیطان انسان را به کفر دعوت می‌کند اما پس از سقوط او از وی اعلام برائت می‌کند. در منطق آیات، فریب شیطان سرانجامی جز رهاشدگی و عذاب ندارد.نکته مهم این است که انسان نمی‌تواند مسئولیت انتخاب خود را به گردن وسوسه‌گر بیندازد. شیطان وعده می‌دهد، تحریک می‌کند و فریب می‌دهد، اما در نهایت این انسان است که تصمیم می‌گیرد. بنابراین آیه، نتیجه طبیعی پیروی از وسوسه و عبور از حدود الهی را یادآوری می‌کند، «وَذَٰلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ».

پس از این هشدار، لحن آیات تغییر می‌کند و خطاب مستقیم به مؤمنان آغاز می‌شود «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ».تعبیر «لِغَدٍ» یعنی «برای فردا»، تصویری بسیار تأمل‌برانگیز از قیامت و آینده حقیقی انسان ارائه می‌کند. از نگاه المیزان، انسان مؤمن نباید زندگی را صرفاً در محدوده امروز ببیند، بلکه باید دائماً بررسی کند چه چیزی برای سرای آینده خود پیش فرستاده است. این نگاه، همان چیزی است که در ادبیات دینی از آن به «محاسبه نفس» تعبیر می‌شود.آیه دوباره می‌گوید که «وَاتَّقُوا اللَّهَ» تکرار تقوا نشان می‌دهد که خودارزیابی بدون مراقبت الهی کافی نیست. انسان ممکن است اعمال خود را خوب ببیند، اما معیار واقعی، علم خداوند است «إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ».

بزرگ‌ترین سقوط از جایی شروع می‌شود که انسان خودش را گم می‌کند

آیه ۱۹ یکی از عمیق‌ترین هشدارهای این بخش را مطرح می‌کند، «وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ». «فراموش کردن خدا» صرفاً به معنای فراموش کردن یک مفهوم ذهنی نیست، بلکه به معنای روی‌گردانی از یاد خدا و کنار گذاشتن اقتضائات بندگی است. نتیجه این فراموشی نیز بسیار مهم است «فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ» خدا آنان را نسبت به خودشان دچار فراموشی کرد.
 
انسانی که خدا را فراموش می‌کند، در واقع مقصد و حقیقت وجود خویش را نیز گم می‌کند. ممکن است برای پول، قدرت، موقعیت، شهرت یا خواسته‌های زودگذر تلاش کند، اما نداند این تلاش‌ها در نهایت قرار است او را به کجا برسانند. از همین رو، فسق در پایان آیه تنها یک تخلف ساده نیست «أُولَٰئِكَ هُمُ الفَاسِقُونَ» بیانگر خروج از مسیر بندگی است.تفاوت انسان‌ها از همین‌جا آغاز می‌شودآیه ۲۰ می‌گوید که «لَا يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ». بهشتیان و دوزخیان یکسان نیستند، زیرا مسیر و انتخاب‌های آنان یکسان نبوده است.این آیه یک معیار روشن ارائه می‌دهد، اینکه تفاوت حقیقی انسان‌ها در ظاهر زندگی، ثروت یا موقعیت اجتماعی نیست بلکه در سرانجامی است که برای خود رقم می‌زنند. «أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ» برندگان واقعی کسانی هستند که پایان مسیر را با موفقیت پشت سر می‌گذارند.
 

اگر قرآن بر کوه نازل می‌شد

سپس آیه ۲۱ تصویری تکان‌دهنده ارائه می‌دهد «لَوْ أَنزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ».کوه نماد استواری و صلابت است با این حال قرآن می‌گوید اگر حقیقت این کلام الهی بر کوه عرضه می‌شد، در برابر آن خاشع و متلاشی می‌شد. در المیزان، این تعبیر در قالب یک مثال برای به فکر واداشتن انسان‌ها فهمیده می‌شود. نکته ظریف آیه این است که مخاطب اصلی، انسان است، موجودی که برخلاف کوه دارای عقل، اراده و قدرت فهم است. بنابراین اگر قرآن می‌تواند چنین اثری را در یک موجود سخت و عظیم فرضی ایجاد کند، انسان بیش از هر چیز باید آماده تأثر، خشوع و تحول در برابر آن باشد.

پس از این مثال، آیات ۲۲ تا ۲۴ مستقیماً به معرفی خداوند می‌پردازند «هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ». گویی پس از دعوت به تدبر در قرآن، آیات می‌خواهند انسان را به سرچشمه این کلام بازگردانند.خداوند «عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ» است، یعنی هیچ بخشی از حقیقت از علم او پنهان نیست. سپس «الرَّحْمَٰنُ الرَّحِيمُ» می‌آید تا علم و قدرت الهی در کنار رحمت او دیده شود.در آیه ۲۳، مجموعه‌ای از اسماء الهی بیان می‌شود «الْمَلِكُ، الْقُدُّوسُ، السَّلَامُ، الْمُؤْمِنُ، الْمُهَيْمِنُ، الْعَزِيزُ، الْجَبَّارُ، الْمُتَكَبِّرُ». این اسماء، ابعاد مختلف حاکمیت، پاکی، امنیت‌بخشی، احاطه، عزت و اقتدار خداوند را نشان می‌دهند.سرانجام آیه ۲۴ می‌فرماید که «هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ». خدا خالق، پدیدآورنده و صورت‌بخش است و «لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى». یعنی جهان از اراده و تدبیر او جدا نیست و همه موجودات به زبان وجود خود او را تسبیح می‌کنند «يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ».

آیات پایانی سوره حشر یک مسیر کامل را پیش روی انسان می‌گذارند، فریب شیطان، عاقبت انتخاب، ضرورت تقوا، محاسبه اعمال، خطر فراموشی خدا، تفاوت سرنوشت‌ها، خشوع در برابر قرآن و در نهایت شناخت خداوند.پیام اصلی این بخش آن است که بزرگ‌ترین بحران انسان، فقط گناه کردن نیست، بلکه رسیدن به مرحله‌ای است که دیگر نداند برای چه زندگی می‌کند.«فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ» شاید یکی از دقیق‌ترین توصیف‌ها از این سقوط باشد: انسان ابتدا خدا را از زندگی خود کنار می‌گذارد و سپس حقیقت خودش را نیز گم می‌کند. راه بازگشت اما از همان نقطه مقابل آغاز می‌شود، از یاد خدا، مراقبت از اعمال، نگاه به «فردا» و تدبر در کلامی که حتی در مثال قرآنی، کوه را به خشوع وامی‌دارد.

منبع: فارس 

انتهای خبر/ م


اگر این قرآن بر کوه نازل می‌شد

اخبار کرمان
اخبار کرمان و شهرستان ها

منبع:آرمـان
? اگر این قرآن بر کوه نازل می‌شد