آزاده دوران دفاع مقدس گفت: هر آزادهای که هشت سال در اسارت بوده، بهطور میانگین حدود ۱۷ هزار ضربه کابل در دفاع از نظام، انقلاب و آرمانهای خود تحمل کرده است.
یحیی کمالیپور، آزاده دوران دفاع مقدس در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری «نذیر کرمان» اظهار کرد: سالروز ورود آزادگان به کشور را گرامی میدارم و یاد همه رشادتها و پایمردیهای آنان را پاس میداریم. نماینده اسبق مردم جیرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: آنچه درباره دوران اسارت گفته شده و در کتابها به نگارش درآمده، شاید تنها قطرهای از دریای بیکران زوایای مختلف حوادث و اتفاقاتی باشد که در دوران اسارت رخ داد. وی ابراز کرد: اسارت برای بچهها و رزمندگانِ ما دانشگاه تمامعیار از اخلاص، برادری، وفاداری و برابری بود. در شرایطی که سهم هر اسیر در آسایشگاه تنها حدود دو کاشی و نیم از فضای خواب بود و گاهی افرادی که جثه بزرگتری داشتند، حتی امکان دراز کشیدن نداشتند و مجبور بودند نشسته و بهصورت نوبتی استراحت کنند. کمالیپور عنوان کرد: در طول ۲۴ ساعت، به هر نفر یک لیوان برنج پخته میدادند و شبها نصف لیوان چای تلخ و صبحها نصف لیوان چای شیرین توزیع میشد. بچههای ما تمام این روزها و سالها را در چنین شرایط سختی سپری کردند؛ در حالی که بهشدت مشتاق وطن و آرمانهایی بودند که به خاطر آنها به میدان جهاد آمده بودند. این آزاده دوران دفاع مقدس تصریح کرد: در کتابِ خود، ۷۲ مورد از نقض مقررات دولت عراق نسبت به اسرای جنگی را ثبت کردهام و نسخهای از آن را نیز برای سازمان ملل ارسال کردیم. نماینده اسبق مردم جیرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی اظهار کرد: هشت سال، تعداد زیادی از بچههای ما در سختترین شرایط در کنار یکدیگر زندگی کردند، اما هیچگاه در اسارت کسی با دیگری دعوا نکرد. هیچگاه کسی از برادر خود گله نکرد و هیچکس به دلیل کمبود غذا به غذای دیگری دست نزد. وی بیان کرد: آنچه در اسارت موج میزد، ایثار و ازخودگذشتگی بود. حتی در همان شرایط کمبود شدید مواد غذایی، بچهها روزه میگرفتند و غذای خود را در اختیار کسانی قرار میدادند که ضعف بدنی بیشتری داشتند؛ از پیرمردها گرفته تا افرادی که با مشکلات جسمی مواجه بودند. کمالیپور گفت: این حس برادری و نوعدوستی در میان آزادگان بسیار پررنگ بود. من به جرأت میتوانم بگویم اگر روایتهای زندگی اسرای ما در دوران اسارت را بهطور کامل پیاده و اجرا کنیم، به مدینه فاضلهای خواهیم رسید که امروز با آن فاصله زیادی داریم. این آزاده دوران دفاع مقدس تاکید کرد: امیدواریم این رشادتها و پایمردیها همچنان زنده بماند و فرهنگ جهاد، ایثار، شهادت و ازخودگذشتگی که در دوران اسارت وجود داشت، در جامعه ما نیز جاری شود و فضای جامعه را با ارزشهای معنوی و مقدس آن دوران پیوند دهد. نماینده اسبق مردم جیرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی گفت: گاهی هنگام صحبت کردن، آنقدر مسائل و خاطرات مختلف به ذهنم میآید که احساس میکنم پراکنده صحبت میکنم، اما اگر بخواهم همه سخنانم را در یک نکته خلاصه کنم، باید بگویم هر آزادهای که هشت سال در اسارت بوده، بهطور میانگین حدود ۱۷ هزار ضربه کابل در دفاع از نظام، انقلاب و آرمانهای خود تحمل کرده است. وی گفت: شاید وقتی این عدد را میگوییم، در نگاه اول باورکردنی نباشد. اگر به کسی بگویید انسانی حدود ۱۷ هزار ضربه کابل را تحمل کرده، شاید تصور کند چنین چیزی امکانپذیر نیست؛ اما واقعیت دوران اسارت این بود. کمالیپور تصریح کرد: با وجود این همه شکنجه، یک اسیر حاضر نبود حتی به یک آبدارچی یا مسئول ایرانی در اردوگاه توهین کند. حاضر بود به شهادت برسد یا حتی قطع عضو شود، اما حاضر نبود، حتی از باب تقیه، کوچکترین توهینی به مسئولان نظام خود داشته باشد. این آزاده دوران دفاع مقدس افزود: این پایداری در اسارت، دفاع از نظام، دفاع از انقلاب و دفاع از ولایت و رهبری، به نظر من در تاریخ کشور ما آنگونه که شایسته است شناخته و شناسانده نشده است. نماینده اسبق مردم جیرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی اظهار کرد: این رسالت شما و همه همکارانتان در رسانههاست که این جانفشانیها، رشادتها و پایمردیها را به روی کاغذ بیاورید و برای نسلی که امروز با مفهوم اسارت بیگانه است و سالها از آن دوران فاصله گرفته، روایت کنید. وی ادامه داد: ممکن است نسل جدید بسیاری از مفاهیم آن دوران را بهطور کامل درک نکند. بنابراین باید این خاطرات و واقعیتها به رشته تحریر درآید تا نسل جوان و آیندگان بدانند برای پاسداری از ارزشهای نظام و انقلاب و دفاع از ولایت و رهبری، چه هزینههایی پرداخت شده و چه سختیهایی تحمل شده است. کمالیپور در ادامه در پاسخ به این پرسش که آیا خاطرهای از هنگام ورود به کشور دارد که بتوان آن را روایت کرد، گفت: ما دقیقاً آخرین گروه از اسرای ثبتنامشده بودیم که وارد استان کرمان شدیم. زمانی که وارد فرودگاه کرمان شدیم، طبیعی بود که پس از ۲۶ مرداد و بازگشت تعدادی از آزادگان، خانوادههای اسرا چشمانتظار بودند تا فرزندان خود را پس از سالها دوری، رنج و اسارت ببینند و در آغوش بگیرند. این آزاده دوران دفاع مقدس ابراز کرد: من دقیقاً به یاد دارم که چهارم شهریور سال ۱۳۶۹ از مرز خسروی وارد ایران شدیم و روز نهم شهریور وارد فرودگاه کرمان شدیم. زمانی که در فرودگاه بودیم و اسامی آزادگانی را که بهعنوان آزادگان کرمانی معرفی میکردند، میخواندند، خانوادههای ما که از طریق رادیو این اسامی را میشنیدند، حال عجیبی داشتند. بعضی از خانوادهها از شدت هیجان و فشار روحی بیهوش شده بودند و برخی دیگر حتی دچار لکنت زبان شده بودند. شرایطی بود که واقعاً قابل وصف نیست. نماینده اسبق مردم جیرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی گفت: من لحظهای را که از کرمان به جیرفت رفتم و پدرم را دیدم، هیچگاه فراموش نمیکنم. پدرم آنجا ایستاده بود و نمیدانست باید چه کسی را در آغوش بگیرد. من در حالی به اسارت رفته بودم که تنها ۱۳ سال داشتم. وقتی بازگشتم، ۲۱ ساله بودم. در این سالها چهرهام کاملاً تغییر کرده بود؛ موهای بسیار بلندی داشتم و زمانی که بازگشتم، با ریش و سبیل و موهایی که به دلیل شرایط اسارت کمپشت شده بود، ظاهری کاملاً متفاوت پیدا کرده بودم. وی اظهار کرد: پدرم در ابتدا نتوانست مرا بشناسد و لحظاتی طول کشید تا بتواند فرزندش را در آغوش بگیرد. این صحنه برای من بسیار تأثیرگذار بود؛ پدری که فرزند ۱۳ سالهاش را بدرقه کرده بود، حالا پس از سالها، جوان ۲۱ سالهای را میدید و برای شناختن او با سختی مواجه شده بود. کمالیپور خاطرنشان کرد: این یکی از ماندگارترین خاطرات من از لحظه بازگشت به وطن است؛ خاطرهای که گوشهای از رنج سالهای دوری خانوادهها و آزادگان از یکدیگر را روایت میکند. انتهای خبر/ م