۴۰ شب مردم ولایتمدار نقاط مختلف کشور برای بیعت با رهبر انقلاب و خونخواهی از رهبر شهیدمان در خیابان هستند.
به گزارش پایگاه خبری نذیر کرمان؛ مبینا ملکی در یادداشتی نوشت؛ آسمانِ روز بیست فروردین، برای بسیاری، بازتابی از شبهایِ چهلگانه پیشین بود؛ شبی که در امتدادِ ۴۰ شبِ گذشته، خیابانها و میدانهای شهر، شاهدِ حضورِ آرام و پرشکوهِ مردمی بود که آمده بودند تا در سوگی مشترک، شانه به شانه یکدیگر بایستند. این ۴۰ شب، تنها یک گذرِ زمان نبود؛ بلکه آیینی بود از پیوندِ انسانها، آینهای که در آن، موجِ احساساتِ مشترک، از دلها به هم میرسید و در سکوتِ شب، پژواک مییافت. از غروب که هوا رو به تاریکی میرفت، کمکم حضور مردم در میادین اصلی شهر، زیرِ نورِ چراغها، رنگِ دیگری به خود میگرفت. جمعیتی که نه از سرِ اجبار، که از عمقِ جان آمده بودند؛ کودکانی که در آغوشِ پدر و مادر، با چشمانی کنجکاو به اطراف مینگریستند، نوجوانانی که با شور و حرارتی خاموش، همراهِ جمعیت قدم برمیداشتند، و سالخوردگانی که با نگاهی پر از خاطره، گویی در گذشتهها، در سال های انقلاب سیر میکردند. صدایِ زمزمه دعاها، نوایِ دلنشینِ مداحان، و گاه سکوتی که خود فریادی بود از عمقِ اندوه، فضایی خاص و روحانی ساخته بود. این ۴۰ شب، تنها سپری شدنِ زمان نبود؛ بلکه فرصتی بود برایِ مرورِ آنچه گذشت، برایِ یادآوریِ خاطراتی که در ذهنها زنده مانده بودند، و برایِ درکِ عمیقترِ جایِ خالیِ قائد امتمان. چهرههایی که در میانِ جمعیت بودند، هر کدام داستانی داشتند؛ یکی به یادِ حرفهایِ رهبر شهید، دیگری به یادِ نگاهِ مهربانش، و آن یکی به واسطهیِ تأثیرِ عمیقی که رهبر شهید بر زندگیاش گذاشته بود. حضورِ این ۴۰ شب، فقط یک مراسمِ ساده نبود؛ بلکه اعترافِ جمعی به ارزشهایِ مشترک، به باورهایی که هنوز زنده بودند، و به این حقیقت که خاطرهها، هرگز از ذهنِ آدمها پاک نمیشوند، بلکه در قلبها جا خوش میکنند و برایِ همیشه ماندگار میمانند. در این شبها، شمعهایِ کوچکی روشن میشدند و نورِ لرزانشان، بر چهرههایِ اندوهگین اما صبورِ مردم میتابید. بویِ گلاب و عود، با عطرِ خنکِ شامگاهیِ فروردین در هم میآمیخت و فضایی روحانی و آرامشبخش میساخت. در لابهلایِ جمعیت، مردمی بودند که با دستمالی اشکهایشان را پاک میکردند، و در کنارشان، کسانی بودند که دستِ همدردی بر شانهیِ آنها میگذاشتند. این همان پیوندِ انسانی بود که در دلِ اجتماع شکل میگرفت؛ پیوندی که در آن، غمِ یک نفر، غمِ همگان میشد و شادیِ یک نفر، لبخندی بر لبانِ دیگران. در طولِ این ۴۰ شب، از تریبونهایِ مختلف، سخنانی گفته میشد که بازتابی از افکار و باورهایِ رهبر شهیدمان بود؛ سخنانی در بابِ امید، تلاش، همدلی، و ساختنِ آیندهای بهتر. این سخنان، نه تنها تسلیبخشِ دلهایِ داغدار بودند، بلکه انگیزهای میشدند برایِ ادامه دادن، برایِ پیمودنِ راهی که آغاز شده بود. حضورِ مردم در این گردهماییهایِ شبانه، نشانهای بود از اینکه هرچند جسمِ آن عزیز از میانِ ما رفته است، اما روحِ تلاش و کوششِ او، در میانِ جامعه زنده است و الهامبخشِ نسلهایِ آینده خواهد بود. بیست فروردین، در نهایت، نقطهیِ پایانی بر این ۴۰ شبِ یادبود بود، اما نه به معنایِ فراموشی. بلکه به معنایِ آغازِ مسیری جدید، با کولهباری از خاطراتِ نیک و درسهایی که گرفته شده بود. روزِ بیست فروردین، یادآورِ این نکته بود که یادِ آدمهایِ بزرگ، با حضورِ مردم، با همدلیِ جامعه، و با ادامهیِ راهِ پر افتخارشان، همیشه زنده خواهد ماند. این چهل شب، تنها خاطرهای برایِ زمان نبود؛ بلکه بذری بود که در دلِ جامعه کاشته شد، تا در آینده، ثمراتِ نیکو و پرباری به بار آورد. حضورِ گرم و پرشورِ مردم در این مدت، خود بهترین سند بود بر جایگاهِ رفیعی که رهبر شهید انقلاب در قلبها داشت و اثباتی بود بر اینکه چگونه یاد و خاطرهیِ انسانهایِ اثرگذار، میتواند جامعهای را گرد هم آورد و انگیزهای برایِ تلاشِ بیشتر و همدلیِ عمیقتر باشد. انتهای خبر / زارعی https://armanekerman.ir/vdcjiievtuqeitz.fsfu.html اشتراک گذاری : کپی متن خبر لینک کوتاهarmanekerman.ir/vdcjiievtuqeitz.fsfu.html