یک کارشناس مسائل سیاسی با تشریح تحولات اخیر منطقه، هدف آمریکا از تغییر معادلات تنگه هرمز را کاهش نقش راهبردی ایران در این آبراه و برهم زدن موازنه امنیتی منطقه عنوان کرد.
سلمان اسفندیاری در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری «نذیر کرمان» اظهار کرد: پس از امضای تفاهمنامه، روند اجرای آن بهگونهای طراحی شده بود که تعهدات بهصورت پلکانی و گامبهگام و بر اساس اصل «تعهد در برابر تعهد» انجام شود. جمهوری اسلامی ایران نیز به تعهدات خود پایبند بود؛ اما آمریکا از همان ابتدای امضای تفاهمنامه، همزمان اقداماتی را در پیش گرفت که از نگاه من، مغایر با مفاد این توافق بود. این کارشناس مسائل سیاسی افزود: یکی از این اقدامات، راهاندازی یک کریدور دریایی در جنوب تنگه هرمز و در سواحل عمان بود؛ اقدامی که به اعتقاد من، با هدف کاهش نقش جمهوری اسلامی ایران در مدیریت تنگه هرمز و تشویق کشتیها به عبور از مسیری خارج از آبهای سرزمینی ایران انجام شد. در حالی که در تفاهمنامه تصریح شده بود طی دوره ۶۰ روزه مذاکرات، ترتیبات مربوط به عبور و مرور در تنگه هرمز بر عهده جمهوری اسلامی ایران خواهد بود؛ از این رو، این اقدام را میتوان مغایر با مفاد تفاهمنامه دانست. وی ادامه داد: همزمان، در لبنان نیز روند دیگری دنبال شد و مذاکراتی میان دولت لبنان و رژیم صهیونیستی با میانجیگری آمریکا شکل گرفت. به اعتقاد من، هدف از این مذاکرات، کمرنگ کردن آثار تفاهمنامه در موضوع آتشبس و خروج نیروهای رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان و القای این موضوع بود که این روند ارتباطی با تفاهمنامه ندارد. مراسم تشییع «رهبر شهید»؛ رخدادی کمنظیر در تاریخ معاصر این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به مراسم تشییع رهبر شهید اظهار کرد: برگزاری مراسم باشکوه تشییع، با حضور گسترده مردم در تهران، قم، مشهد، نجف و کربلا همراه بود، رخدادی کمنظیر در تاریخ معاصر به شمار میرود و اگر شرایط فراهم میشد، شمار بیشتری از مردم نیز در این مراسم حضور پیدا میکردند. وی افزود: از نگاه من، حضور گسترده مردم و شعارهای مطرحشده در این مراسم، تأثیر قابل توجهی بر محاسبات دشمنان، بهویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی، گذاشت. همچنین پیام صادرشده از سوی رهبر معظم انقلاب، با تأکید بر ادامه مسیر خونخواهی، موجب نگرانی و هراس مقامات آمریکایی و صهیونیستی شد. اسفندیاری مدعی شد: همزمان با برگزاری مراسم تشییع، آتشبس نیز نقض شد و در نتیجه این تحولات، عملاً مفاد تفاهمنامه یکی پس از دیگری از میان رفت. وی همچنین مدعی شد که پس از این اتفاقات، دونالد ترامپ اعلام کرد دیگر تفاهمنامهای وجود ندارد و طرف مقابل، مسیر هدف قرار دادن زیرساختهای نظامی در سواحل جنوبی ایران را در پیش گرفت. یکپنجم انرژی جهان از آبراه راهبردی هرمز عبور میکند وی در ادامه با بیان اینکه شرایط کنونی با دورههای گذشته متفاوت است، گفت: هدف اصلی آمریکا و رژیم صهیونیستی در مقطع فعلی، بیش از آنکه تجزیه ایران باشد، تضعیف زیرساختهای نظامی، راداری و سامانههای دیدبانی سواحل جنوبی کشور، از شمال خلیج فارس تا چابهار، با هدف کاهش کنترل جمهوری اسلامی ایران بر تنگه هرمز است. این کارشناس مسائل سیاسی درباره ذخایر راهبردی انرژی آمریکا نیز اظهار کرد: برخلاف برخی تحلیلها، آمریکا نتوانسته ذخایر راهبردی نفت خود را به میزان مطلوب تکمیل کند. بخشی از این ذخایر نیز به دلایل فنی قابلیت عرضه سریع به بازار را ندارد و به همین دلیل، آمریکا از برخی کشورهای منطقه و اروپا خواسته است بخشی از ذخایر راهبردی خود را آزاد کنند. اسفندیاری با اشاره به اهمیت تنگه هرمز افزود: حدود یکپنجم انرژی جهان از این آبراه راهبردی عبور میکند و علاوه بر نفت و گاز، کالاهای مهمی همچون کود شیمیایی، آلومینیوم، فولاد و گاز هلیوم نیز از این مسیر منتقل میشود؛ بنابراین هرگونه اختلال در تردد کشتیها از تنگه هرمز میتواند آثار گستردهای بر اقتصاد منطقه و جهان بر جای بگذارد. سناریو احتمالی آمریکا وی عنوان کرد: یکی از سناریوهای احتمالی آمریکا، تضعیف زیرساختهای نظامی ایران در سواحل جنوبی و سپس تلاش برای تصرف یکی از جزایر راهبردی ایران، از جمله جزیره خارک یا سایر جزایر مهم منطقه، با هدف اعمال فشار برای تغییر وضعیت تنگه هرمز است. اسفندیاری همچنین احتمال استفاده از گروههای تکفیری در یک درگیری زمینی را نیز مطرح کرد و گفت: هرچند این سناریو از نظر من دور از ذهن نیست، اما احتمال وقوع آن بالا ارزیابی نمیشود. این کارشناس مسائل سیاسی عنوان کرد: احتمال آغاز جنگ زمینی گسترده چندان زیاد نیست. برخی معتقدند آمریکا از برخی کشورهای عربی خواسته است وارد یک درگیری زمینی با جمهوری اسلامی ایران شوند؛ اما به نظر میرسد کشورهای عربی منطقه از چنین توان و ظرفیتی برخوردار نیستند. حتی عربستان سعودی که از قدرتمندترین ارتشهای عربی برخوردار است، توان اجرای چنین عملیاتی را ندارد و کشورهای کوچک حوزه خلیج فارس نیز اساساً از ظرفیت لازم برای ورود به چنین جنگی برخوردار نیستند. تنگه هرمز؛ محور اصلی تحولات منطقه وی ادامه داد: در شرایط کنونی، محور اصلی تحولات منطقه، تنگه هرمز است و به نظر میرسد تلاشها بر این است که کنترل این آبراه راهبردی از اختیار جمهوری اسلامی ایران خارج شود. همچنین اظهاراتی درباره دریافت هزینه از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز مطرح شد که به اعتقاد من، ادعایی نادرست بود؛ هرچند همان اظهارات در نهایت به نفع جمهوری اسلامی ایران تمام شد. این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به تحولات میدانی مدعی شد: طی روزهای اخیر، برخی زیرساختها و پلهای مواصلاتی در مسیر بندرعباس به سمت لار و شیراز هدف قرار گرفتند تا در صورت وقوع جنگ زمینی، روند انتقال نیرو و تجهیزات با مشکل مواجه شود. اسفندیاری اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به این اقدامات، حملاتی را علیه اهداف مرتبط با آمریکا و رژیم صهیونیستی انجام داده است. در جریان این حملات، اهدافی در عمان، کویت، سوریه و اقلیم کردستان عراق مورد اصابت قرار گرفته و خسارات و تلفات قابل توجهی به طرف مقابل وارد شده است. ایران توان لازم برای دفاع از تمامیت ارضی دارد وی افزود: به همین دلیل آمریکا اکنون بیش از گذشته به سمت هدف قرار دادن زیرساختها حرکت کرده است. جمهوری اسلامی ایران نیز اعلام کرده است که در صورت حمله گسترده به زیرساختهای کشور، مقابلهبهمثل خواهد کرد و زیرساختهای طرف مقابل را هدف قرار خواهد داد. اسفندیاری با بیان اینکه شرایط اقلیمی جنوب کشور نیز در معادلات نظامی تأثیرگذار است، گفت: گرمای شدید و رطوبت بالای هوا، احتمال آغاز عملیات زمینی را در شرایط فعلی کاهش داده است و در صورت وقوع چنین سناریویی، به اعتقاد من، جمهوری اسلامی ایران آمادگی لازم برای مقابله را دارد. وی در پایان اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران از توان لازم برای دفاع از تمامیت ارضی خود برخوردار است و به باور من، هرگونه اقدام نظامی گسترده علیه کشور با واکنش قاطع نیروهای مسلح مواجه خواهد شد. همچنین کنترل تنگه هرمز، به اعتقاد من، همچنان در اختیار جمهوری اسلامی ایران قرار دارد و این وضعیت ادامه خواهد داشت. انتهای خبر/ م