هیمنه پوشالی استکبار زیر پای محور مقاومت فرو ریخت

پایان توهم امنیتِ نیابتی و بازتولید توحشِ هابزی در خاورمیانه | شمارش معکوس برای پاکسازی خاورمیانه از لوثِ آمریکا و صهیونیسم

عقربه‌های ساعتِ تاریخ، به نفع مستضعفین در حرکت است. استراتژی اشغالگری نیابتی آمریکا در منطقه شکست خورده و سگ هار استکبار، زیر ضربات خردکننده مقاومت در حال جان دادن است. اکنون که دیالکتیک تاریخ بر زوال باطل حکم داده، بر تمامی کشورهای اسلامی فرض است که با تمسک به «حبل‌الله»، کار را تمام کنند. فروپاشی رژیم جنایتکار صهیونیستی و خروج آمریکا از منطقه، دیگر یک آرمان دوردست نیست؛ واقعیتی است که با خون و مقاومت در حال رقم خوردن است.

نذیر کرمان: استراتژی آمریکا در خاورمیانه که بر پایه فریب و احداث دژهای محافظ برای رژیم صهیونیستی بنا شده بود، زیر ضرباتِ نقطه‌زنِ جمهوری اسلامی فرو ریخت. اما این نبردِ وجودی پایان نیافته است. جهانِ پساآمریکایی، نیازمند اخراجِ مقرهای سازمان ملل از خاک ایالات متحده و برچیدنِ بساطِ شرک‌آلودِ «حق وتو» است تا قانونِ بقای مبتنی بر «قانون جنگل» برای همیشه تدفین شود.

متن یادداشت:

بِسْمِ اللَّهِ قَاصِمِ الْجَبَّارِینَ، مُبِیرِ الظَّالِمِینَ
«وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ…» (النساء/۷۵)
(و شما را چه شده است که در راه خدا و [برای نجات] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمی‌جنگید؟)

رساله‌ای در باب زوال «هژمونی جنگل» و طلوع فجر امت واحده

کالبدشکافی کفر سیستماتیک، تدفین توهمِ امنیت نیابتی و مانیفستِ جهادِ ساختاری برای آزادی قطعی قدس

 

دیباچه: اسفند ۱۴۰۴؛ نقطه‌ی صفرِ دگردیسی تاریخ و طلوع انتقام

جهانِ امروز، آبستنِ یک زایمانِ تمدنیِ شگرف و درگیرِ یک پیچِ تاریخیِ بی‌بازگشت است. خون‌های مطهری که در ماه‌های منتهی به اسفند ۱۴۰۴ بر زمین ریخت—از خونِ پاکِ عمودِ خیمه‌ی انقلاب و سردارانِ سرافرازِ جبهه‌ی حق، تا خونِ بی‌گناهِ کودکانِ قطعه‌قطعه‌شده در غزه و ضاحیه—نقابِ تزویر را از چهره‌ی کریهِ «استکبار جهانی» و در رأس آن، امپریالیسمِ خون‌خوارِ آمریکا بی‌رحمانه درید.

اما اوج قساوت و نهایتِ سبعیتِ این جرثومه‌های فساد، در جنایتِ هولناکِ میناب رقم خورد؛ جایی که رژیم کودک‌کش صهیونیستی و اربابِ جنایتکارش آمریکا، با شلیک مستقیم موشک به مدرسه‌ای در میناب، بیش از ۱۷۰ دختربچه معصوم و معلمانِ فداکارشان را در خونِ خود غلتاندند. شهادت مظلومانه این فرشتگانِ زمینی، که کلاس درسشان به کربلایی خونین بدل شد، سندی ابدی بر ماهیتِ شیطانیِ دشمنی است که برای بقای خود، حتی از سلاخیِ کودکان نیز ابایی ندارد. خونِ این دانش‌آموزانِ شهید، نه تنها خشک نخواهد شد، بلکه به سیلابی خروشان بدل می‌شود که بنیانِ ظلم را از ریشه برخواهد کند.

آنچه امروز در هندسه‌ی قدرت جهانی نظاره‌گر آنیم، صرفاً یک منازعه‌ی ژئوپلیتیک نیست؛ بلکه آوردگاهی آخرالزمانی و کارزاری وجودی میان «جبهه‌ی توحید و اراده‌ی مستضعفین» در برابر «الیگارشیِ خون‌ریز، کفرِ سیستماتیک و طاغوت‌های زمان» است. در این نقطه‌ی عطف، با درهم‌شکسته شدنِ هیمنه‌ی پوشالیِ پایگاه‌های متجاوزان توسط غرشِ موشک‌هایِ فرزندانِ روح‌الله و به خون‌خواهیِ آن ۱۷۰ لاله پرپر شده‌ی میناب، اسطوره‌ی شکست‌ناپذیریِ غرب به زباله‌دانِ تاریخ پیوسته است.


یکم. معماریِ فریب: اشغالگری نیابتی و بازتولیدِ توحش هابزی

ایالات متحده آمریکا طی دهه‌های متمادی، با اتکا به ماشینِ ترور، تحریم‌های ضدانسانی، تجاوزِ عریان و جنگ‌های نیابتی، چهره‌ای از یک «دیکتاتوریِ بین‌المللی» را به نمایش گذاشته که در آن، خشونتْ قاعده‌ی حاکم، و قانون، استثنایی بی‌مقدار است. استراتژیِ آمریکا در خاورمیانه، بر یک «کلاهبرداریِ کلانِ ژئوپلیتیک» و «اشغالگریِ نیابتی» استوار است.

این رژیمِ مستکبر، با القای توهمِ تهدید و ارعابِ دولت‌های مرعوبِ منطقه، خاکِ کشورهای اسلامی را غصب نموده و شبکه‌ای از پایگاه‌های نظامی را بنا نهاده است. اما واقعیتِ عریانِ میدانی گواه آن است که رسالتِ این دژهای نظامی، نه تأمین امنیتِ منطقه، که ایجادِ یک «دستگاهِ تنفسِ مصنوعی» و یک «سپرِ محافظِ چندلایه» برای پاسداری از غده‌ی سرطانی، چرکین، و رو به زوالِ صهیونیسم است.
از منظر فقهِ سیاسیِ اسلام، پذیرشِ این پایگاه‌ها در بلادِ مسلمین، نقضِ صریحِ «قاعده‌ی نفی سَبیل» (وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا) و واگذاریِ شرافت و حاکمیت ملی (Sovereignty) به کفرِ حربی است. سردمدارانِ قلدرمآبِ کاخ سفید با این معماریِ شوم، نظمی را بر جهان تحمیل کرده‌اند که در آن، بازتولیدِ همان «وضع طبیعیِ توماس هابز» (Hobbesian State of Nature) به وضوح پیداست؛ وضعیتی متوحشانه که قانونِ بقای آن، منحصراً در سایه‌ی خونریزی، غصب و اِعمالِ «قانون جنگل» (Law of the Jungle) تفسیر می‌گردد.

دوم. فرودِ صاعقه‌ی خشم؛ تدفینِ دکترین «بزن و دررو»

سنتِ لایتغیرِ الهی و دیالکتیکِ محتومِ تاریخ، بر زوالِ قطعیِ باطل استوار است. عملیاتِ ویرانگر، نقطه‌زن و خردکننده‌ی جمهوری اسلامی ایران در با خاک یکسان کردنِ پایگاه‌های تزویرِ آمریکا و مقرهای رژیم صهیونیستی، ترجمانِ عملیِ این آیه‌ی شریفه بود که: «وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ».

این ضرباتِ مهلک، تنها انهدامِ چند آشیانه‌ی نظامی نبود؛ بلکه فروپاشیِ «معماریِ روانیِ هژمونی آمریکا» و متلاشی کردنِ گنبدِ آهنینِ توهماتِ غرب بود. فرزندانِ مکتبِ عاشورا نشان دادند که ماشینِ جنگیِ امپریالیسم در برابر «اراده‌ی مبتنی بر ایمانِ عاشورایی»، به‌غایت شکننده و تهی است. امروز که پایگاه‌های متجاوزان به تلی از خاکستر بدل شده، کلامِ نافذِ امامینِ انقلاب به درخشان‌ترین شکلِ ممکن محقق گشته است که: «دوران بزن و دررو پایان یافته است.» هژمونیِ نظامیِ غرب به زانو درآمده و زمانِ خیزشِ نهایی برای پاکسازیِ کلِ منطقه از لوثِ وجودِ این جراثیمِ فساد فرا رسیده است.

سوم. عبور از مرزهای تفرقه؛ «جهادِ آزادی قدس» به‌عنوانِ فرضِ عِین

در این برهه‌ی حساسِ تاریخی، تفرقه و تمسک به مرزبندی‌هایِ ساختگیِ مذهبی (شیعه و سنی)، گناهی نابخشودنی، خیانتی عظیم به خونِ شهدای مقاومت، و خنجری بر پیکره‌ی آرمانِ قدس است. ماشینِ کشتارِ صهیونیستی-آمریکایی در ریختنِ خونِ موحدین، هیچ تفاوتی میان پیروانِ مذاهب قائل نیست. در چنین زمانه‌ای، بازگشت به نصّ صریحِ روایاتِ مشترک و متواترِ اسلامی، تنها مسیرِ رستگاریِ امت است.

رسول مکرم اسلام (صلوات الله علیه و آله)، در کلامی نورانی که مُهرِ اجماعِ قاطبه‌ی علمای شیعه و اهل سنت بر آن خورده است، می‌فرمایند:

«مَثَلُ الْمُؤْمِنِینَ فِی تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَکَى مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى»
(حکایت مؤمنان در دوستی و شفقت به یکدیگر، حکایت یک پیکر است؛ چون عضوی از آن به درد آید، سایر اعضا با بی‌خوابی و تب با آن همدردی می‌کنند.)

امروز، فلسطینِ خونین و قدسِ شریف، همان عضوِ مجروح و تپنده‌ی پیکرِ جهانِ اسلام است که در زیرِ چکمه‌هایِ آپارتایدِ صهیونیستی زجه می‌زند. اکنون که محور مقاومت کار را آغاز کرده و ضرباتِ کاری بر پیکرِ این رژیمِ جعلی وارد آورده است، به استنادِ فتاوایِ قاطعِ مراجعِ عظامِ شیعه و فضلایِ آگاهِ اهلِ سنت، هجوم به منافعِ استکبار و جهاد برای محوِ کاملِ اسرائیل از نقشه‌ی جغرافیای سیاسیِ جهان، یک «فرضِ عِین» (واجب شرعی و عینی) بر تک‌تکِ مسلمانان است. امت اسلام باید با اعتصام به حبل‌الله، «یَدِ واحده» شده و کارِ این غده‌ی سرطانی را برای همیشه یکسره سازند.


چهارم. شالوده‌شکنی در حقوق بین‌الملل؛ از استبداد دیپلماتیک تا لغو حق وتو

نبردِ حق و باطل، از میدانِ نبردِ نظامی فراتر رفته و به ساحتِ معماریِ حقوقی کشیده شده است. سازمانِ ملل متحد و قلبِ تپنده‌ی آن یعنی شورای امنیت، که محصولِ توافقِ فاتحانِ جنگ جهانی دوم است، نه تنها پناهگاهِ ملت‌های مظلوم نبوده، بلکه به «ماشینِ امضایِ جنایاتِ استکبار» تقلیل یافته است.

سازوکاری که در آن، جانِ هزاران انسانِ بی‌گناه با یک بالا رفتنِ دستِ نماینده‌ی آمریکا (به عنوانِ حقِ ظالمانه‌ی وتو) به مسلخ می‌رود، فاقدِ کمترین میزانِ مشروعیتِ اخلاقی، فلسفی و حقوقی است. وتو (Veto Power)، نمادِ بارزِ جاهلیتِ مدرن، شرکِ دیپلماتیک و دیکتاتوریِ اقلیت بر اکثریت است. ماشینِ نسل‌کشیِ رژیمِ صهیونیستی، مستقیماً از سوختِ وتوهای مکررِ آمریکا تغذیه می‌کند.
اقدامِ استراتژیک: جبهه‌ی مستضعفین باید خواستارِ لغوِ فوریِ این امتیازِ قرون‌وسطایی گردد. در دورانِ گذار، باید این حق از انحصارِ دولت‌های استکباری خارج شده و به «بلوک‌های تمدنی»، از جمله «سازمان همکاری اسلامی» (OIC) به نمایندگی از دو میلیارد مسلمان تفویض شود تا توازنِ وحشت به نفعِ مظلومین برقرار گردد.

پنجم. خلعِ یدِ امپریالیسم؛ ضرورتِ اخراج مقر سازمان ملل از آمریکا

استقرارِ مقرِ اصلیِ سازمان ملل در نیویورک، استقلالِ این نهاد را به مسلخ برده است. استفاده‌ی ابزاریِ آمریکا از صدورِ روادید برای هیئت‌های دیپلماتیک، شنودِ سیستماتیک و باج‌گیری‌هایِ مالی و امنیتی، سازمان ملل را به حیاط خلوتِ و گروگانِ وزارت خارجه آمریکا تنزل داده است.
اقدامِ عملی: وقتِ آن رسیده که کشورهای مستقلِ جهان، با یک ائتلافِ دیپلماتیکِ تهاجمی، طرحِ انتقالِ مقرهای اصلیِ سازمان ملل و نهادهای حقوقِ بشری را از خاکِ کشورهای سلطه‌گر (به‌ویژه آمریکا) به مناطقِ بی‌طرف (در آسیا، آفریقا یا آمریکای لاتین) کلید بزنند. سازمانی که تحتِ یوغِ قاتلانِ بشریت اداره شود، نمی‌تواند ناجیِ بشریت باشد.

ششم. پایانِ آپارتاید قضایی؛ تأسیسِ «دیوان کیفری مستقلِ اسلامی»

دادگاه کیفری بین‌المللی (ICC) و دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) ثابت کرده‌اند که به دلیل وابستگی‌هایِ ساختاری و بودجه‌ای، جرات و اراده‌ی محاکمه‌ی سرانِ رژیمِ صهیونیستی و اربابانِ آمریکاییِ آن‌ها را ندارند. این استانداردهایِ دوگانه، معنایی جز «آپارتایدِ قضایی» ندارد.
اقدامِ قاطع: کشورهایِ محور مقاومت و دولت‌های مستقل، موظف‌اند بر پایه‌ی فقهِ پویایِ اسلامی و معاهداتِ منطقه‌ای، یک «دیوانِ عالیِ کیفریِ مستقل» تأسیس نمایند. دیوانی که با اقتدار، احکامِ جلب، بازداشت و مصادره‌ی اموالِ جانیانِ صهیونیست و حامیانِ آن‌ها را صادر کرده و اجرای آن را بر تمامیِ دولت‌های آزادی‌خواه لازم‌الاجرا نماید.


مؤخره: پایانِ دیپلماسیِ التماسی و طلوعِ فجرِ مستضعفین

سازمانی که در برابرِ قطعه‌قطعه شدنِ کودکانِ معصوم خفه‌خون می‌گیرد، شایسته‌ی احترام نیست؛ شایسته‌ی انحلال و بازآفرینی است. جمهوری اسلامی ایران با پاسخ‌هایِ کوبنده‌ی خود نشان داد که دورانِ «دیپلماسیِ التماسی» در برابرِ گرگ‌های درنده‌ی بین‌المللی به سر آمده است.
همان‌طور که امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند:

«رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَیْثُ جَاءَ، فَإِنَّ الشَّرَّ لَا یَدْفَعُهُ إِلَّا الشَّرُّ» (سنگ را از همان‌جا که آمده بازگردانید، چرا که شر و بدی را جز با پاسخِ قاطع دفع نمی‌توان کرد.)

خونِ پاکِ شهدایِ مقاومت و رهبرانِ شهید، پایه‌هایِ این نظمِ ظالمانه را به لرزه درآورده است. امروز، جهان اسلام باید از پیله‌ی انفعال خارج شده و کنشگریِ تهاجمی پیشه کند. وعده‌ی ذاتِ اقدسِ الهی تخلف‌ناپذیر است و شبِ تاریکِ استکبار، به فجرِ صادقِ پیروزی ختم خواهد شد:

«وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ» (قصص/۵)
(و ما اراده کردیم بر کسانی که در زمین به ضعف کشانده شدند، منّت گذاریم و آنان را پیشوایان و وارثانِ زمین قرار دهیم.)

این بیداریِ حماسی، طومارِ «قانون جنگل» را در هم خواهد پیچید و نظمی نوین، بر پایه‌ی کرامتِ انسانی، عدالتِ ساختاری و قسطِ اسلامی را به زعامتِ صالحان در جهان پایه‌گذاری خواهد کرد. صبحِ پیروزی و آزادیِ قدس شریف، از آنچه می‌پندارند نزدیک‌تر است.

وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ
والسلام علی من اتبع الهدی

| یاسر علیپور اشرفی | | مدرس سواد رسانه و مدیرمسئول رسانه برخط «نذیر کرمان» |


کلمات کلیدی: زوال اسرائیل, امت واحده, حق وتو, نظم نوین جهانی, پایگاه‌های آمریکا, محور مقاومت, یاسر علیپور اشرفی, نذیر کرمان, اخبار کرمان, اخبار کرمان و شهرستان ها, اخبار استان کرمان