موج ناگهانی سوگ ملی و فروپاشی سکوت | اخبار استان کرمان

در سپیده‌دم امروز یازدهم ماه رمضان، که می‌بایست با طمأنینه و عبادت همراه باشد، با خبر شهادت رهبر انقلاب، قلب ملت ایران به شدت لرزید و صدای بلند گریه فضا را پر کرد.
در سپیده‌دم امروز یازدهم ماه رمضان، که می‌بایست با طمأنینه و عبادت همراه باشد، با خبر شهادت رهبر انقلاب، قلب ملت ایران به شدت لرزید و صدای بلند گریه فضا را پر کرد.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «نذیر کرمان»؛ «انا لله و انا الیه راجعون» تنها جمله‌ای که صبحم را با آن در سحرگاه یازدهمین روز از ماه مبارک رمضان آغاز کردم، کشور ایران یک روز کامل در جنگ بود صدای موشک‌ها و پدافندها، آه‌وناله مادران و جیغ فرزندان و غم دختران مینابی قلبمان را به درد آورده بود؛ اما اشک را جاری نساخته بود؛ زیرا مقتدرانه در برابر این غم‌ها ایستاده بودیم؛ اما با جمله «انا لله» تلویزیون در شوک عظیمی فرورفتیم قلبمان فشرده شد و اشک‌ها از گونه‌ها لغزید مگر می‌شد باور کرد؛ ما که منتظر سخنان و راهنمایی‌های رهبر ایران بودیم به ناگهان با خبر شهادتش مواجه شویم.
 
 قلبم به درآمده و فشارش چندبرابر شده بود نشسته بودم و تکان نمی‌خوردم، لقمه سحری در دهانم یخ‌بسته بود نه توان قورت‌دادنش را داشتم و نه عقلم کار می‌کرد که آن را از دهانم بیرون بیندازم، لختی همین حالت بودم که ناگهان از بیرون خانه در کوچه صدای شیون‌زنان را شنیدم که با سربرهنه از خانه بیرون می‌آمدند و «واه سیداه» را فریاد می‌زدند همسرم که در حال وضو ساختن بود از شوک صداهای بیرون از خانه سرش داخل اتاق آورد و گفت چه شده!! نمی‌توانستم جواب بدهم که دیگر رهبرم سید علی را نداریم نگاه بهت‌آمیزم در نگاه همسرم گره‌خورده بود که در همین زمان بود دوباره اعلامیه شهادت رهبر انقلاب را تلویزیون قرائت کرد.
 
 به همسرم می‌نگریستم و اشک جاری بود و چشمانم را نمی‌توانستم جدا کنم انگار از عمق نگاهم غمم را خوانده بود و صدای همسایه‌ها او را نیز به جمع شوکه شدگان سوق می‌داد.
 
 بیرون از خانه غوغا بود سرم را بیرون بردم داخل کوچه غوغا بود همسایه‌ها همه بیرون بودند و مرد و زن بلندبلند گریه می‌کردند.
 
 یکی گفت: باید برویم همه پرسیدند کجا؟ دیگری گفت؛ میدان آزادی باید آنجا جمع بشویم و بر سر دشمن فریاد بزنیم همه داخل خانه رفتند و لختی بعد هراسان با پرچم‌های ایران وارد کوچه شدند و ماشین‌ها یکی پس از دیگری از پارکینگ‌ها بیرون‌زده می‌شد و با سرعت از کوچه بیرون می‌رفت، من هم با همسر راهی شدم دختر کوچک که خواب بود را رها کردم و رفتم در مسیر میدان آزادی بودیم که خیل جمعیت را که پیاده و هراسان به سمت آزادی می‌رفت را می‌دیدم همه سیاه‌پوش شده و تندتند راهی میدان شده بودند.
 
 شنیده بودم که از تو به یک اشاره از من به سر دویدن اما این اشاره کجا و آن اشاره کجا!!
 
 وقتی به میدان آزادی رسیدم جای سوزن انداختن نبود مردمی که گریان بودند و گرد مداح جمع شده بودند، بلندبلند گریه می‌کردند صدای گریه میدان را پرکرده بود نمی‌توانستم تصویر خوبی بگیرم پس به‌سختی بر عقب وانتی بالا رفتم و جمعیت مرا شوکه کرد.
 
 مردان خودشان را می‌زدند و با تمام پهنای صورتشان اشک می‌ریختند، یکی می‌گفت: کشور را بدون سید علی نمی‌خواهم.
 
 دیگری می‌گفت: بگذارید بمیرم توان رفتن ندارم دیده‌ام تار شده است پدرامتم را دیگر ندارم
 
 مردم هرکدام به شکلی عرض ارادت می‌کردند؛ یکی از عقب مجلس به مجری گفت: از عباس عراقچی نمی‌گذریم که به دشمن گفت: ما جانشین رهبری را هم انتخاب کرده‌ایم، چرا باید به دشمن گرا بدهد مگر ایران بدون سید علی جذابیتی دارد.
 
 مادری سرش را به بدنه ماشین پارک شده کنار خیابان تکیه داده بود و نگاهی عمیق به انتهای جمعیت می‌کرد انگار که منتظر بود به او خبر بدهند که این اتفاق رخ نداده و صحت ندارد و عملیات روانی دشمن است.
 
 جوانی که دیگر تاب نداشت سرش را به دیوار تکیه داده بود بر سر می‌کوبید و مدام فریاد می‌زدم آقای من سید من چرا شما من باید جان را به‌جای شما فدا می‌کردم
 
 دختری شوکه بود و بر صورت چنگ می‌زد و از این اتفاق آن‌چنان بهت‌زده بود که حتی پلک نمی‌زد گویی در این دنیا نبود و جسمش یخ‌زده بود و قلبش از درد به فشار آمده بود و امید داشت این خبر دروغ باشد.
 
 مردانی هم بر زمین افتاده بودند و بلندبلند گریه می‌کردند و سر بر آستان مقدسش می‌ساییدند و از این غم جانکاه در خود مچاله می‌شدند زنی هم آمده بود که سنتش بالا اما تیپ امروزی داشت او نیز مرتب یا سید علی را فریاد می‌زد و بر سر می‌کوبید.
 
 امروز حتی بچه‌ها هم برای تقویت عرق ملی آمده بودند و برای سیدشان پرچم ایران را شنل ساخته بودند گویی آمده بودند تا بگویند سربازان سید علی هستیم همان‌طور که پدرانمان سربازان سید روح‌الله بودند.
 
 ما هم از دشمن بی زاریم و بر طبل دشمنی‌شان می‌کوبیم؛ اما جهان امروز بیدارتر شد و امت اسلام که مردی شجاع صبور مهربان و علی‌وار را ازدست‌داده است متحدانه منتظر بیعت با رهبر جدید که نگهدارنده جایگاه ولایت‌فقیه است، هستند (رهبر شهیدمان گفته بود که از من دفاع نکنید از جایگاه ولایت‌فقیه دفاع کنید) گرچه کسی دیگر سید علی نمی‌شود؛ اما این انقلاب باید نایب امام‌زمان (عج) را داشته باشد تا بتواند محیط را برای ظهور منجی آماده کند و این بار آسیا قبر بن سلمان و نتانیاهو و ترامپ خواهد شد.
 
 انتهای خبر/ طهماسبی https://armanekerman.ir/vdcb5ab8arhbswp.uiur.html


موج ناگهانی سوگ ملی و فروپاشی سکوت

اخبار کرمان
اخبار کرمان و شهرستان ها

منبع:آرمـان
? موج ناگهانی سوگ ملی و فروپاشی سکوت