آیات ۷ تا ۱۱ سوره مجادله، در ادامه بحث از نجوا و گفتوگوهای پنهانی، تصویری دقیق از نسبت انسان با «حضور دائمی خدا» ارائه میکنند، حضوری که نه فقط رفتارهای آشکار، بلکه سخنان محرمانه، جلسات پنهانی و حتی نیتهای پشت پرده را نیز دربرمیگیرد.در نگاه علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، این آیات در واقع میکوشند یک تصور غلط را اصلاح کنند، انسان ممکن است از چشم دیگران پنهان شود، اما از علم خداوند هرگز نمیتواند پنهان بماند. آیه هفتم با یک تصویر بسیار روشن آغاز میشود «أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ». خداوند به آنچه در آسمانها و زمین است آگاه است و در ادامه میفرماید که «مَا يَكُونُ مِنْ نَجْوَىٰ ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ…» هیچ گفتوگوی محرمانهای میان سه نفر نیست مگر اینکه خداوند چهارمین آنهاست، و نه میان پنج نفر، مگر آنکه او ششمین آنها باشد.علامه طباطبایی در المیزان تأکید میکند که این «چهارم بودن» یا «ششم بودن» به معنای حضور جسمانی نیست؛ بلکه مراد، احاطه علمی خداوند بر گفتوگو و حالات آنان است. حتی اگر تعداد افراد بیشتر یا کمتر شود، اصل تغییر نمیکند «وَلَا أَدْنَىٰ مِنْ ذَٰلِكَ وَلَا أَكْثَرَ». خداوند به همه آنچه میان آنها میگذرد علم دارد.این تعبیر، یک پیام مهم اخلاقی دارد: محرمانه بودن یک گفتوگو، به معنای بیحساب بودن آن نیست. نجوا، از یک گفتگوی ساده تا ابزاری برای آزار آیات بعدی به گروهی اشاره میکنند که پیشتر از نجوا نهی شده بودند، اما دوباره به همان رفتار بازگشتند «ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا نُهُوا عَنْهُ». مسئله فقط حرف زدن در خلوت نیست مشکل زمانی شکل میگیرد که نجوا به وسیلهای برای گناه، دشمنی و ایجاد اضطراب در جامعه تبدیل شود.آیه ۸ میگوید آنان برای «الإثم والعدوان ومعصية الرسول» با یکدیگر نجوا میکنند یعنی گفتوگوهایشان حول گناه، تجاوز و نافرمانی از پیامبر شکل میگیرد. از نگاه المیزان، نکته مهم این است که نجوا در اینجا یک رفتار اجتماعی خنثی نیست، بلکه وقتی محتوای آن به فساد و دشمنی تبدیل شود، خودِ این ارتباط پنهانی به بخشی از مسئله تبدیل میشود.حتی جملهای که از ظاهر خود بسیار ساده است، اگر با هدف ضربه زدن به دیگری، ایجاد سوءظن یا سازماندهی رفتار نادرست بیان شود، دیگر صرفاً «گفتوگو» نیست. در همین آیه، تعبیر قابل توجهی آمده است «وَإِذَا جَاءُوكَ حَيَّوْكَ بِمَا لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ». قرآن رفتار کسانی را افشا میکند که در ظاهر با پیامبر ارتباطی محترمانه دارند، اما در پس آن، سخنان و نیتهایی ناسازگار با این ظاهر وجود دارد.پاسخ آنان نیز این است که «لَوْلَا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِمَا نَقُولُ» چرا خداوند ما را به خاطر این سخنان مجازات نمیکند؟ این جمله نشان میدهد که آنها سکوت و مهلت الهی را نشانه بیاثر بودن رفتار خود تصور کرده بودند.اما قرآن پاسخ میدهد که «حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَهَا». تأخیر در مجازات، به معنای نادیده گرفتن عمل نیست. فاصله میان عمل و نتیجه، نباید انسان را فریب دهد. نجوا اگر خیرخواهانه باشد، مسیرش عوض میشود آیه ۹ یک معیار روشن ارائه میدهد «إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ».قرآن نمیگوید هر گفتوگوی خصوصی ممنوع است؛ بلکه جهت آن را تعیین میکند. نجوا میتواند ابزار گناه و دشمنی باشد یا وسیلهای برای «برّ و تقوا». بنابراین مسئله اصلی، شکل ارتباط نیست؛ مقصد و محتوای آن است. این نکته در زندگی امروز نیز اهمیت زیادی دارد. جلسات بسته، گروههای خصوصی، پیامهای شخصی و گفتوگوهایی که دیگران از آنها بیخبرند، به خودی خود مذموم نیستند، اما وقتی به تحقیر دیگران، توطئه، شایعهسازی یا تقویت گناه تبدیل شوند، همان منطق قرآنی درباره آنها صدق میکند. آیه ۱۰ میفرماید که «إِنَّمَا النَّجْوَىٰ مِنَ الشَّيْطَانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا». در تفسیر المیزان، ارتباط این آیه با آیات پیشین نشان میدهد که نجوا هنگامی که در جهت ایجاد نگرانی و اندوه مؤمنان باشد، زمینهای شیطانی پیدا میکند. شیطان از یک زمزمه کوچک شروع میکند گاهی کافی است فردی را نگران، منزوی یا نسبت به دیگران بدبین کنیم. شیطان از همین شکافهای کوچک اجتماعی استفاده میکند. البته آیه بلافاصله آرامشبخش است «وَلَيْسَ بِضَارِّهِمْ شَيْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ». پس قدرت شیطان مطلق نیست و مؤمن نباید با هر زمزمه و تهدیدی آرامش خود را از دست بدهد. در آیه ۱۱، فضای بحث از نجوا به آداب حضور در مجالس منتقل میشود «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ». مؤمنان مأمور میشوند برای دیگران جا باز کنند و سپس میفرماید: «وَإِذَا قِيلَ انشُزُوا فَانشُزُوا».این دستورها تنها درباره نظم ظاهری یک مجلس نیست؛ بلکه نشاندهنده تربیت اجتماعی مؤمنان است. جامعه ایمانی فقط با عبادت فردی ساخته نمیشود؛ انسان باید در کنار دیگران نیز اهل رعایت، گشایش و نظم باشد. کسی که برای دیگری جا باز میکند، در حقیقت بخشی از خودخواهیاش را کنار میگذارد.در پایان نیز معیار اصلی معرفی میشود «يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ». ایمان و علم، معیار ارتقای انساناند؛ اما این ایمان و علم باید خود را در رفتار اجتماعی نیز نشان دهد.در مجموع، آیات ۷ تا ۱۱ سوره مجادله از یک حقیقت ساده اما عمیق سخن میگویند، انسان در هیچ جمعی واقعاً تنها نیست. خداوند از گفتوگوهای پنهانی آگاه است و آنچه ارزش یک ارتباط را تعیین میکند، نه مخفی یا آشکار بودن آن، بلکه جهت آن است اینکه به سمت «إثم و عدوان» برود یا «برّ و تقوا». این آیات در نهایت، جامعهای را ترسیم میکنند که در آن هم زبان باید پاک باشد، هم نیت، و هم رفتار با دیگران. منبع: فارس انتهای خبر/ م