هفتمین شبی است که رهبر عزیزمان را دیگر در جمع نداریم، اکنون ارتش و سپاهیانمان در میانه میدان توپ و موشک حضور دارند و مردم کرمان نیز همچون سایر مردمان این کشور به حفاظت از خیابانها میپردازند.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری «نذیر کرمان»؛ این هفتمین شبی است که کرمانیها در کنار سایر شهرها، بخشها، مناطق و حتی روستاهای این سرزمین یعنی ایران، دور هم جمع میشدند و بر خونخواهی رهبر شهیدشان تأکید دارند. امروز قرار بود که ۱۶ عصر میدان آزادی شهر کرمان، میعادگاه کرمانیها برای حفظ حریم این سرزمین باشد. برنامه ریخته شده بود که از ساعت ۱۶ تا اذان مغرب برای هفت شهیدی که سه روز گذشته تشییع شد، سوگواری کنند و بعد از نماز مغرب برنامه همان باشد که این شبها بوده است، همان برنامهای که فرمانده هوافضا خطاب به ملت ایران گفته بود و آن اینکه، شما خیابان را داشته باشید، ما میدان را داریم… در سوگ شهیدان حوالی ساعت چهار و نیم عصر بود که به میدان رسیدم، صدای صلوات بود که شنیده میشد، عدهای در میان میدان نشسته بودند و عدهای دیگر بر روی صندلیها برای شهدایی که در این روزها توسط رژیم منحوس صهیونیستی و امریکای جنایتکار به سوی خدا شتافته بودند، به عزاداری میپرداختند. فرق نمیکرد، زن، مرد، پیر و جوان؛ از هر جنس و جمعیتی وجود داشت. برای وطنم کنار دختری نشستم، خودم را معرفی کردم و گفتم که خبرنگارم و اولین سؤالم این بود که چندمین باری است که در میان جمعیت حضور پیدا کردهای؟ پاسخ داد که من هر بار در جمعهای مختلفی خودم را میریانم، برای مثال شب گذشته رفسنجان بودم، امشب کرمان. در ادامه از او پرسیدم، دلیلت برای این حضور چیست و او گفت: برای وطنم، برای دفاع از سرزمینم. این دختر کرمانی عنوان کرد: لحظهای رهب عزیز و شهیدمان را فراموش نمیکنم برای خونخواهی اوست که این روزها حضور پیدا میکنم. به عنوان یک خبرنگار چیزی که این روز و شبها توجه مرا به خود جلب کرده است، حضور دختران نوجوان است، اکنون در جایی که نشستهام و در میدان دید من، چندین دختر نوجوان حضور دارند. میدانداری مردم در خیابانها در ادامه از یکی از آنها نیز در خصوص علت حضورش پرسیدم و او پاسخ داد: از زمانی که خبر حمله و شهادت رهبر عزیزمان را شنیدم تاکنون، در همه تجمعات شهر کرمان حضور پیدا کردم، از نگاه من و مطمئناً همه کسانی که اینجا هستند این میدانداری وظیفه کنونی ما است، برای اینکه خدای ناکرده دوباره این خیابانها صحنهای برای تروریستها و دشمنان این سرزمین نباشد. او عنوان کرد: مادرم مریض است و من به تنهایی میآیم، راستش شبهای اول نگرانم میشد و میخواست که زود برگردم اما وقتی این جمعیت و حضور مردم را دید، حالا خودش هر عصر به من میگوید، فاطمه آماده شو و برو… فاطمه در ادامه گفتگویمان گذری به اهمیت حضور مردم در این شبها زد و بیان کرد: اکنون برای ما مردم این حضور همانقدر اهمیت دارد که موشکها به سمت دشمن پرتاب میشود، فرقی نمیکند، آنها از مرزهایمان دفاع میکنند و ما از خیابانهایمان… افطاری ساده کمکم مردم آماده شدند برای نماز، صف در صف و کنار هم ایستادند، نماز خوندند و بعد هم با افطاریهای سادهای که به لقمه نان و پنیر بود اکتفا کردند. و البته برخی موکبها نیز در اطراف میدان آزادی حضور داشتند که با چای و دمنوش و یا غذایی ساده از مردم پذیرایی میکردند. در این میان من به جمعیت مینگریستم، لقمه نانی ساده بود اما خوب که دقیق میشدی به تن و جان حاضران بیشتر از هر چیزی مزه میداد، چرا که در کنار هم بودند و به یمن جاننثاری سربازان این مرزو بوم در آرامش و آسایش خورده میشد. خانوادهها، دوستان دور هم بودند، مادران با فرزندان؛ و حضور خانوادگی نشان میداد که ایرانیها و بالطبع کرمانیها از چیزی هراس و ترس ندارند. دمی استراحت که تمام شد، رأس ساعت ۱۹ دوباره همه ایستادند، با قرآن خواندن شروع کردند، سرود کشور عزیزمان ایران و بعد این دعا و توسل بود که از هر سو شنیده میشد. در این میان مردم با همراهی مجری، فریادها و شعارهای حیدر حیدر، مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل چیزی بود که با اعتقاد به آن را فریاد میزدند. جنگ موشکی رسانهای من تلاشم این بود که لحظات راثبت کنم، کمی به استراحت نشستم، در کنارم مادری دیدم و طبق عادت کاری خودم، با او گفتگو کردم، می گفت: در دوران انقلاب دبیرستانی بودم، دوران جنگ ۸ ساله دفاع مقدس را درک کردهام و حالا این جنگ… اینمادر کرمانی ادامه داد: با وجود اینکه زانوی پایم درد میکند اما هیچ شبی نیست که نیامده باشم، ما اگر در میدان نباشیم پس چه کسی خواهد بود؟ او ادامه داد: در دفاع هشتساله، جنگ کمتر به خانهها راه داشت اما اکنون نبرد موشکی و رسانهای است و ما باید هوشیار باشیم. گرم صحبت با او بودم که بالاخره میهمانان امشب را آوردند. خانوادهای شهید خانوادهای چهارنفره، که بر اثر حمله جنایتکارانه تاریخ یعنی آمریکا و اسرائیل در تهران به شهادت رسیده بودند. دکتر حسین عربنژاد پدر خانواده، مژده اکبری مادر خانواده، بشری عربنژاد ۱۳ ساله دختر خانواده و امیررضا عربنژاد ۸ ساله پسر خانواده که امروز به میدان آزادی آمدند و تابوتهای پاکشان لحظاتی در انجا قرار داشت. گویی، میدانداری در مسیر اسلام جز شهادت معنایی ندارد و این راه ادامه دارد چون ما مقتدای سید و سالار شهیدان حسنابن علی هستیم…. انتهای خبر/ پسند https://armanekerman.ir/vdca6yn6e49nmo1.k5k4.html اشتراک گذاری : کپی متن خبر لینک کوتاهarmanekerman.ir/vdca6yn6e49nmo1.k5k4.html