سخن خبرنگاران از دغدغه معیشت تا بی‌توجهی مسئولان | اخبار استان کرمان

سه خبرنگار کرمان از عشقِ به خبر، دغدغه‌های معیشتی و بی‌توجهی مسئولان تا حلِ مشکلِ مردم سخن گفتند.


سه خبرنگار کرمان از عشقِ به خبر، دغدغه‌های معیشتی و بی‌توجهی مسئولان تا حلِ مشکلِ مردم سخن گفتند.

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری «نذیر کرمان» ۱۷ مرداد، روزی است که نامش برای همیشه با خونِ شهید محمود صارمی گره‌خورده؛ خبرنگاری که در دفترش در مزارشریف، با قلمی که هنوز مرکبش خشک نشده بود، به شهادت رسید تا حرفه‌اش را برای همیشه مقدس کند.
 
 قلم، در دستان خبرنگار، نه‌فقط ابزاری برای نوشتن که عصایی است برای ایستادن در برابر ناحقی، پلی است میانِ مردم و مسئولان و ضمیری است که تاریخ را با تمام تلخی‌ها و شیرینی‌هایش ثبت می‌کند. خبرنگار، راویِ بی‌صدایان است، چشمانِ بیدارِ جامعه، و وجدانی که حتی در تاریک‌ترین لحظات، نورِ حقیقت را دنبال می‌کند. امروز که دوباره به احترام آن شهید بزرگوار، کلاهِ قلم به سر می‌گذاریم، پای صحبت‌های سه خبرنگارِ استان کرمان نشسته‌ایم؛ بانوانی که سال‌هاست با عشق به این حرفه، از سختی‌ها نهراسیده‌اند و با قلمشان، همدمِ مردم شده‌اند.

خبرنگار ایسنا: معتادِ خبرم، با تمام سختی‌هایش
 
 بیش از یک دهه از روزی می‌گذرد که سارا سلطانی، خبرنگارِ خبرگزاری ایسنا، پایش به دنیای خبر باز شد. از سال ۱۳۹۲ با گزارش و مصاحبه شروع کرد و دو سال بعد، پای در وادیِ پُرفرازونشیبِ خبرنگاریِ تحلیلی گذاشت. او امروز با لبخندی که پشتِ آن سال‌ها تجربه نهفته است، می‌گوید: «خبرنگاری برایم شده بخشی از وجودم؛ نه یک شغل که یک اعتیادِ شیرین. هرکاری کردم از آن دل بکنم، نشد.»
 
 سخت‌ترین لحظاتِ این اعتیادِ شیرین، برای سارا، پوششِ اخبارِ حوادث است: «پوششِ حادثه فقط رفتن و برگشتن نیست. گاهی با صحنه‌هایی روبه‌رو می‌شوی که تا مدت‌ها در ذهنت می‌ماند. جنگِ روحیات را دارد، ولی در کنارش، همان سختی‌هاست که ارزشِ کار را دوچندان می‌کند.» او از شیرینیِ این مسیر می‌گوید و آن را در گروِ کمک به مردم می‌داند: «برای من هیچ‌چیز لذت‌بخش‌تر از این نیست که مشکلی را با قلمم مطرح کنم و ببینم که حل شده. هیچ پاداشی بالاتر از این نیست.»

سارا از دلخوریِ عمیقش از بی‌توجهی مسئولانِ کرمانی به رسانه‌ها می‌گوید و نبودِ ارتباطِ مستمر را یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های این روزهای خبرنگاری می‌داند: «خبرنگار فقط خبرهای خوب نمی‌نویسد؛ ما صدای مردمیم. وقتی مسئولی جوابِ خبرنگار را نمی‌دهد، در واقع جوابِ مردم را نداده است. اگر ارتباطِ بیشتری باشد، هم مشکلات سریع‌تر دیده می‌شوند، هم جامعه از اتفاقات باخبرتر خواهد بود.»
 
 اما شیرین‌ترین خاطرهای که سارا هیچ‌وقت فراموش نمی‌کند، گزارشِ مردمانی است که در منطقه‌ای محروم، سرپناهی نداشتند. او می‌گوید: «گزارش را نوشتم، دیده شد و با دستورِ رئیس کمیته امدادِ کشور، ۵۰ واحد مسکونی برایشان ساخته شد. من فقط چند خط نوشته بودم، اما آن چند خط، سقفی شد برای چند خانواده. تازه آن وقت می‌فهمی چرا با همه سختی‌ها، این حرفه را رها نمی‌کنی.»
 
 در مقابل، تلخ‌ترین خاطره سارا، پوششِ حادثه تروریستیِ گلزار شهدای کرمان است. صدایش می‌لرزد و دست‌هایش را به هم فشار می‌دهد: «آن روزها، سخت‌ترین روزهای کاریِ عمرم بود. از یک سو صحنه‌های دلخراش، ازسوی‌دیگر فشارِ لحظه‌ای رسانه‌ای و ازسوی‌دیگر، بی‌توجهی بعضی مسئولان که خبرنگار را یک موجودِ بی‌روح می‌پنداشتند. هیچ‌وقت یادم نمی‌رود که شب با آن خبرها می‌خوابیدیم و صبح با زنگِ تهران برای آخرین وضعیت بیدار می‌شدیم. هیچ‌کس نمی‌داند یک خبرنگارِ حادثه، چقدر زیرِ فشارِ روحی له می‌شود. حتی حالا، بعد از چند سال، هنوز بسیاری از همکارانم آسیب‌های روانیِ آن روزها را با خود حمل می‌کنند.»
 

خبرنگار آفتاب کرمان: خبرنگاری سخت‌ترین و شیرین‌ترین جایگاه
 
 مریم محسنی‌فر، خبرنگاری را از سال ۱۳۸۲ در روزنامه گلبانگ آزادیِ رفسنجان آغاز کرد و امروز، افزون بر خبرنگاری، مدیرمسئول و صاحب‌امتیاز پایگاه خبریِ آفتاب کرمان و نشریه طلوع است. او با نگاهی عمیق به فلسفه خبرنگاری، اولین و مهم‌ترین اصلِ این حرفه را «میانه‌روی» می‌داند: «همان حدیثی که می‌گوید “خیرٌ اَمْرُکُمْ اَوْسَطُهُ”، بهترین کارها، میانه‌هایش است. خبرنگار باید در میانه بایستد؛ نه چنان مجذوبِ قدرت شود که چشم بر حقیقت ببندد، و نه چنان یک‌سویه قضاوت کند که از انصاف دور شود. اگر این میانه‌روی را حفظ کنیم، هم خبر درست است، هم گزارش کارآمد.»
 
 مریم، شیرینیِ خبرنگاری را در رسیدن به نتیجه می‌داند: «وقتی می‌نویسی تا صدایِ مردمی را برسانی و می‌بینی که مشکل حل شده، آن لحظه، تمامِ خستگی‌ها از تنت در می‌رود.» اما در کنار این شیرینی، او از سخت‌ترین چالشِ حرفه‌اش می‌گوید: «سخت‌ترین کار، این است که در برابرِ منبع قدرت – هرکس که هست – تحت‌تأثیر قرار نگیری و حقیقت را ببینی. وسوسه‌ها زیاد است، اما اگر بتوانی قلمت را در خدمتِ مردم نگه‌داری، از خودت راضی هستی.»

 مریم از دغدغه‌های همیشگیِ جامعه خبرنگاری می‌گوید؛ امنیتِ شغلی و معیشتی که گویی هیچ‌وقت از لیستِ مطالباتِ خبرنگاران حذف نمی‌شود: «از سال ۸۲ تا امروز، هیچ مناسبتی نبوده که این فریاد بلند نشده باشد، اما هنوز پاسخی درخورِ این زحمات نشنیده‌ایم.»
 
او دسترسیِ آزاد به اطلاعات و احترام به سلیقه حرفه‌ای را دو خواسته دیگر برمی‌شمرد و با گلایه‌ای تلخ می‌افزاید: «هفته‌ای سه، چهار بار باید پاسخگوی کسانی باشم که به من می‌گویند چرا این خبر را نوشتی یا چرا آن را ننوشتی. هر کسی ذائقه سیاسیِ خودش را دارد، اما نباید آن را به خبرنگار تحمیل کند. خبرنگار قرار نیست آینه خواستِ کسی باشد؛ او قرار است راویِ واقعیت باشد.»
 
 او از نبودِ آموزش‌های مستمر برای خبرنگاران گلایه می‌کند و آن را یکی از خلأهای جدیِ این حرفه می‌داند: «خبرنگاری، علم و هنری است که هر روز بهروز می‌شود. کسی نمی‌تواند بگوید به آموزش نیاز ندارم. مسئولان باید هر چند ماه یک‌بار دوره‌های آموزشی برای خبرنگاران برگزار کنند تا سطحِ حرف‌هایشان ارتقا پیدا کند.»
 
 مریم از بی‌توجهی مسئولانِ کرمانی به رسانه‌ها نیز سخن می‌گوید و یکی از مهم‌ترین مطالباتش را تفکیکِ جایگاهِ خبرنگار از روابط‌عمومی می‌داند: «ما روابط‌عمومی ادارات نیستیم. اگر خبری از شما منتشر می‌کنیم، به این دلیل است که آن خبر، دردی از مردم دوا می‌کند. مسئولان باید بدانند خبرنگار، پلی است بینِ مردم و مسئولین، نه ویترینی برای نمایشِ کارهای خوبِ شما.»
 
 در میان خاطراتِ مریم، یکی از شیرین‌ترین‌ها به سالِ پایانیِ ریاست‌جمهوری خاتمی برمی‌گردد که برای افتتاحِ کارخانه الماسیِ کویر به رفسنجان آمد. او که تنها خبرنگارِ زنِ رفسنجان در آن مراسم بود، با دوربینِ نگاتیوی و واکمنِ ضبطِ صدا، میانِ انبوهِ خبرنگارانِ تهرانیِ حرفه‌ای، گم شده بود: «همش باید می‌دویدم تا عقب نمانم، اما آنها که مجهز و مسلط بودند، خیلی بی‌توجه از کنارم رد می‌شدند. آن‌قدر سختی کشیدم که خودِ آقایِ خاتمی متوجه شدند و تیمشان را نگه داشتند و به من اشاره کردند عکس‌هایت را بگیر. برایم لحظه بسیار ارزشمندی بود، اما دلهره بعدش تا وقتی نگاتیوها ظهور نشده بود و نمی‌دانستم عکس‌ها درآمده یا نه واقعاً طاقت‌فرسا بود.» در کنار این خاطره خوب، خاطرهای تلخ هم دارد: «در یکی از نمایشگاه‌های مطبوعاتیِ کرمان، قبل از رسیدن به نمایشگاه تصادف کردم و پایم شکست، اما با همان پای گچ‌گرفته، مجبور بودم در نمایشگاه حاضر باشم. آن روز برایم سخت بود، اما امروز به آن لبخند می‌زنم.»

خبرنگار بسیج کرمان: هیچ‌کس را وامدار نباش، جز حقیقت

 مهدیه ایلاقی، با بیش از بیست سال سابقه فعالیت در هفته‌نامه ثارالله و ده سال خبرنگاری در خبرگزاریِ بسیجِ کرمان، نگاهِ دیگری به این حرفه دارد. او سخت‌ترین بخش خبرنگاری را «دنبالِ واقعیت بودن» می‌داند؛ حتی وقتی گفتنش دردسر داشته باشد: «خبرنگار باید هم حواسش به مردم باشد، هم انصاف را رعایت کند و هم خبر را درست و دقیق برساند. این، کارِ هرکسی نیست.»
 
 مهدیه، اما شیرینیِ این حرفه را در لحظه‌ای می‌داند که قلمش مشکلی را حل می‌کند: «وقتی می‌بینی گزارشت باعث شده صدایِ کسی که هیچ‌کس حرفش را نمی‌شنید، به گوشِ مسئول برسد، آن لحظه همه خستگی‌هایت فراموش می‌شود و می‌فهمی که ارزش داشته است.»
 
 او هم از ارتباطِ نه‌چندان مطلوبِ مسئولانِ کرمانی با رسانه‌ها می‌گوید و تأکید می‌کند: «برخی مسئولان، خبرنگار را فقط برای پوششِ مراسم و خبرهایِ رسمی می‌خواهند، درحالی‌که قدرتِ رسانه خیلی بیشتر از این حرف‌هاست. اگر مسئولان، خبرنگار را محرمِ خود بدانند و از نقد نهراسند، هم کارِ خودشان بهتر پیش می‌رود و هم اعتمادِ مردم بیشتر می‌شود.»
 
 مهدیه، وصیتِ خود به همکارانش را در یک جمله خلاصه می‌کند: «هیچ‌وقت خودتان را وامدارِ هیچ‌کس نکنید؛ صدایِ مردم باقی بمانید.» او بر دقت و انصاف در خبرنگاری تأکید دارد و می‌گوید: «یک خبر یا یک تیتر، می‌تواند روی آبروی یک آدم یا یک مجموعه تأثیر بگذارد. پس هم باید شجاع باشیم و هم مسئولیتِ حرفی که می‌زنیم را بپذیریم. همان‌قدر که خبرِ خوب را می‌گوییم، مشکلات را هم پیگیری کنیم و مطالبه‌گر باشیم.»

قلم‌هایی که نمی‌خشکند
 
 سه خبرنگار، سه نسل، سه روایت، اما یک حقیقت مشترک: خبرنگاری، عشقی است که با خونِ شهید صارمی رنگِ تقدس گرفته و با نفسِ گرمِ راویانی چون سارا، مریم و مهدیه، همچنان زنده مانده است. قلمی که در دستِ این زنانِ کرمانی می‌چرخد، نه‌فقط ثبتِ رویدادها که امتدادِ حقیقت است؛ حقیقتی که گاه در میانِ بی‌توجهی مسئولان و گاه در دلِ حوادثِ تلخ گم می‌شود، اما باز هم خبرنگار، با همان اعتیادِ شیرین، به دنبالش می‌رود تا صدایِ بی‌صدایان را به گوشِ تاریخ برساند.
 امروز، در سالگردِ آن شهیدِ بزرگوار، یادمان باشد که هر قلمی که در راهِ حق می‌چرخد، وارثِ خونِ صارمی است، و هر خبرنگاری که بی‌هراس از سختی، می‌نویسد، مرهمی است بر زخم‌های جامعه‌ای که چشم به راستی دارد.
 
انتهای خبر/ پسند


سخن خبرنگاران از دغدغه معیشت تا بی‌توجهی مسئولان

اخبار کرمان
اخبار کرمان و شهرستان ها

منبع:آرمـان
? سخن خبرنگاران از دغدغه معیشت تا بی‌توجهی مسئولان