در میدان کوثر شهر کرمان، وقتی چرخ خیاطی در میان پرچمها کوک عشق میزند، وقتی دختر خوشنویس حرف دل مردم را بر پلاکارد مینویسد و وقتی مادری ایستادن برای وطن را به کودکش میآموزد، آن وقت میدان به مدرسه تبدیل میشود.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری «نذیر کرمان»؛ هفتادمین شبی است که مردم کرمان خیابانها را رها نکردهاند. در نگاه اول، میدان کوثر صحنهای از رقص پرچمها، اقتدار ملی و حس وطنپرستی است. اما آنچه در این گزارش به دنبال آن هستیم، لایههای پنهان این تجمعات است. لایههایی که هر یک بر وحدت و همدلی میافزاید و در دل خود، مفاهیمی از فرهنگ، اقتصاد، اجتماع و آگاهی را جای داده است. در این میان، اداراتی که هر شب پاسخگوی مردم هستند، دانشجویانی که به زنان شهر آگاهی میبخشند، زنانی که بر پرچمها کوک عشق میزنند و مادرانی که فرزندان خود را با فرهنگ ایستادگی آشنا میکنند، همگی روایتگر لایههای زیرین این حضور حماسی هستند. میز خدمت؛ پاسخی به نیازهای مردمی یکی از لایههای پنهان تجمعات میدان کوثر در شهر کرمان، حضور ادارات مختلف در قالب «میز خدمت» است. هر شب، یکی از نهادهای اجرایی استان کرمان، پاسخگوی سوالات و درخواستهای مردمی است که در خیابان حضور یافتهاند. این اقدام، نه تنها فاصله میان مردم و مسئولان را کاهش داده، بلکه بستری برای حل مسائل روزمره شهروندان فراهم کرده است. مردمی که برای دفاع از کشور به خیابان آمدهاند، در کنار آن، فرصتی یافتهاند تا دغدغههای خود را بیواسطه با مسئولان در میان بگذارند. این لایه از تجمعات، نشان میدهد که حضور در خیابان، تنها نمادین نیست، بلکه کارکردی عملی و حلکننده مسائل اجتماعی نیز دارد. کافه گفتگوی بُشرا؛ آگاهیبخشی به زنان کرمان در گوشهای از میدان، اتوبوسی توقف کرده بود که صندلیها و میزهایی در برابر آن قرار داشت. این اتوبوس، متعلق به گروهی از دانشجویان کرمانی بود که کافه گفتگوی «بُشرا» را راهاندازی کردهاند. با فائزه عاقلی، یکی از اعضای این گروه، به گفتگو نشستم. او با بیانی رسمی و شیوا گفت: کافه گفتگوی بُشرا، چهار شب در هفته فعالیت داشته است و امشب شب پنجم میشود. جاهای مختلف را امتحان کردهایم؛ از میدان مشتاق تا میدان کوثر. ما ثابت در یک مکان نیستیم و سعی کردهایم فضایی قشنگ و همراه با پذیرایی فراهم کنیم. وی درباره محوریت گفتگوهایشان افزود: محوریت گفتگوهای ما، بحث زن بوده است و اینکه زن چه نقشی در شرایط کنونی کشور میتواند داشته باشد. مخاطبان ما دختران و زنان در هر سنی هستند. فرقی نمیکند. لازم نیست حتماً دنبال یک کار بزرگ باشید یا نیروی نظامی باشید تا بتوانید تأثیرگذار باشید. حتی با نقشهای کوچک، حتی خانمهایی که در خانه هستند، میتوانند تأثیر خودشان را داشته باشند. ما نقش و هویت آنان را برایشان توضیح میدهیم. فائزه عاقلی درباره استقبال مردم تصریح کرد: سعی کردهایم فقط قشر مذهبی مخاطب ما نباشند. استقبال در میدان کوثر خوب بود. در میدان مشتاق نیز همینطور. در جاهایی که قشر خاکستری بیشتر بود، استقبال طبیعتاً کمتر بود، اما نسبتاً در کل خوب بوده و از عملکرد خود راضی هستیم. چرخ خیاطی در میدان؛ دوختن پرچمهای عشق لایه دیگر این تجمعات، زنی بود که چرخ خیاطی خود را به میدان آورده بود و پرچمهای پاره شده را ترمیم میکرد. او نه یک فعال سیاسی، نه یک مسئول دولتی، بلکه زنی عادی بود که با ابزار ساده خود، به یاری این حضور حماسی شتافته بود. با او به گفتگو نشستم. با چشمانی پر از شور و دستانی که پرچمی را زیر و رو میکرد تا برای ترمیمش اقدام کند، گفت: پنجمین شبی است که به میدان آمدهام. از روزی که دیدم در شهرهای دیگر، زنان چرخدستی و چرخ خیاطی خود را آوردهاند، من نیز چرخ خیاطی خود را آوردم تا در این راه همراه مردم باشم و در پاسبانی از خیابان سهیم شوم. او با اشاره به پرچمهایی که ترمیم کرده بود، افزود: من بر پرچم این میهن، کوک عشق میزنم. هر پرچمی که پاره میشود، برای من تکهای از وطن است که نیاز به مراقبت دارد. این کار کوچک من، شاید در نگاه اول ناچیز به نظر برسد، اما همین پرچمها هستند که نماد وحدت ما شدهاند. من خوشحالم که میتوانم سهم خود را به این شکل ادا کنم. پلاکاردهایی که حرف دل مردم شد در سوی دیگر میدان، دختر جوانی با خطی زیبا و چشمانی متمرکز، مشغول نوشتن پلاکاردهایی بود که مردم از او درخواست میکردند. او را در حالی دیدم که گروهی از مردم دورش حلقه زده بودند و هر کدام متنی را به او دیکته میکردند. «مذاکره نه، ما در میدان آمادهایم»، «خیابان با ما، میدان با شما سید مجید نقطهزن» از جمله جملههایی بود که با خط زیبای این دختر بر روی پلاکاردها نقش میبست. این پلاکاردها، حرفهای دل مردم به مسئولان بود. برخی به اقتصاد اشاره داشتند، برخی به جنگ، برخی به اقتدار و برخی به ایستادگی. این دختر، با هنر خود، صدای بیصدایان را به تصویر میکشید و لایه دیگری از این تجمعات را آشکار میساخت: لایهای از مطالبهگری آگاهانه و مشارکت فعال. مادران و فرزندان؛ آموزش فرهنگ ایستادگی آخرین لایهای که در این گزارش به آن میپردازیم، حضور مادرانی است که فرزندان خود را به میدان آوردهاند. یکی از این مادران، که کودک خردسالش را در آغوش گرفته بود، با من به گفتگو نشست. او با چشمانی که از رضایت میدرخشید، گفت: از زمانی که فرزندم را به این میدان آوردهام، او در خانه نیز شعارهایی را که در میدان شنیده، تکرار میکند. من خوشحالم که میتوانم حس وطنپرستی و ایرانپرستی را به او آموزش دهم. میخواهم او بداند که هر ذره از خاک این سرزمین، به ارزش خون یک انسان است. او ادامه داد: فرزندم هنوز معنای بسیاری از کلمات را نمیفهمد، اما حضور در این فضا، به او یاد میدهد که روزی به عنوان یک ایرانی، مسئولیت هایی در قبال کشورش دارد. من به او یاد میدهم که ایستادگی، تنها مختص بزرگسالان نیست. هر کس از کودکی میتواند عشق به وطن را در وجود خود پرورش دهد. تجمعات، چیزی فراتر از پرچم هفتادمین شب ایستادگی کرمانیها، چیزی فراتر از رقص پرچمها و نمایش اقتدار بود. لایههای پنهان این تجمعات، از حضور ادارات پاسخگو تا دانشجویان آگاهیبخش، از زنی که بر پرچمها کوک عشق میزد تا دختر خوشنویسی که حرف دل مردم را بر پلاکاردها ثبت میکرد و از مادرانی که فرهنگ ایستادگی را به فرزندان خود آموزش میدادند، همگی نشان داد که این حضور، عمیقتر از آن است که در نگاه اول دیده میشود. میدان کوثر کرمان، در هفتادمین شب، به مدرسهای تبدیل شده بود که در آن، فرهنگ، اقتصاد، اجتماع و آگاهی، در کنار وحدت و همدلی، تدریس میشد و این، بزرگترین دستاوردی بود که دشمن هرگز تصور نمیکرد. انتهای خبر/ پسند https://armanekerman.ir/vdcj8ievvuqeioz.fsfu.html اشتراک گذاری : کپی متن خبر لینک کوتاهarmanekerman.ir/vdcj8ievvuqeioz.fsfu.html