نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش نذیر کرمان، در یکی از صریحترین و احساسیترین روایتهایی که طی هفتههای اخیر درباره فضای اجتماعی ایران پس از جنگ مطرح شده، «مسعود فراستی» در گفتوگویی تفصیلی با نذیر کرمان، بیپرده و پرجزئیات تصویری متفاوت از جامعه ایران ارائه کرد؛ تصویری که در آن «مردم» در نقطه اوج ایستادهاند اما «ساختار رسمی» از […]
به گزارش نذیر کرمان، در یکی از صریحترین و احساسیترین روایتهایی که طی هفتههای اخیر درباره فضای اجتماعی ایران پس از جنگ مطرح شده، «مسعود فراستی» در گفتوگویی تفصیلی با نذیر کرمان، بیپرده و پرجزئیات تصویری متفاوت از جامعه ایران ارائه کرد؛ تصویری که در آن «مردم» در نقطه اوج ایستادهاند اما «ساختار رسمی» از درک آنان عقب مانده است.
او در این گفتوگو از تجربه حضور مستقیمش میان مردم، از تغییر فضای اجتماعی، از اتحاد کمسابقه اقشار مختلف، از محبوبشدن نیروهای نظامی، از بازگشت حس وطندوستی و همزمان از ناکارآمدی شدید فرهنگی، رسانهای و اقتصادی سخن گفت؛ سخنانی که بیش از آنکه یک تحلیل سیاسی صرف باشد، نوعی «روایت اجتماعی از ایران امروز» بود.
محور اصلی سخنان فراستی اما روایت او از حضور میان مردم در روزهای جنگ بود
او با تاکید چندباره گفت: من ۴۰ شب میان مردم بودم.
به گفته او، تقریباً هر شب در نقاط مختلف تهران از جمله تجریش، ونک، انقلاب و خیابانهای مرکزی حضور داشته و از نزدیک فضای جامعه را مشاهده کرده است.
فراستی معتقد است آنچه در این روزها رخ داد، نهتنها در جمهوری اسلامی بلکه در کل تاریخ معاصر ایران کمسابقه بوده است.
این منتقد سینما گفت: بدون تعارف میگویم؛ همچین اتفاقی در ایران سابقه نداشت. مردم اینطور متحد، هم برای وطن و هم برای دین به میدان آمدند.
پیرزنی که صندلی اش را به من داد/ روایت فراستی از شب چهارشنبهسوری جنگ
فراستی یکی از مهمترین خاطرات خود را به شب چهارشنبهسوری اختصاص داد؛ شبی که به گفته او، فضای رسانهای کشور پر از هشدار و نگرانی بود.
او تعریف کرد که به اطرافیانش گفته بود: به شما قول میدهم امشب هیچ اتفاقی نمیافتد.
سپس به میان مردم رفت و در میدان تجریش با صحنهای مواجه شد که به گفته خودش، نگاهش به جامعه را تغییر داد.
او از پیرزنی گفت که روی صندلی نشسته بود و وقتی او را شناخت، گفت: این مردم تو را میشناسند؛ تو بنشین جای من.
فراستی با بغض از آن لحظه یاد کرد و گفت: دستش را بوسیدم. او هم میخواست دست من را ببوسد. آن حس را هرگز فراموش نمیکنم.
این تحلیلگر حوزه سینما تاکید کرد که آن شب احساس کرده «از بسیاری قضاوتهای روشنفکرانه فاصله گرفته» و مردم را طور دیگری فهمیده است.
این مردم، مردمِ واقعی ایران بودند
فراستی بارها تاکید کرد که عمده جمعیتی که در خیابانها حضور داشتند، نه طبقه مرفه بلکه اقشار پایین و متوسط جامعه بودند.
او گفت: بیش از ۸۰ درصد این جمعیت از طبقات زحمتکش بودند.
اما نکته مهم از نظر او، ورود تدریجی طبقه متوسط مدرن به این فضا بود؛ گروههایی که به گفته او در ابتدا فاصله داشتند اما بهمرور وارد خیابان شدند، پرچم دست گرفتند و احساس تعلق پیدا کردند.
«پرچم»؛ مهمترین نماد روزهای جنگ
فراستی بخش مهمی از حرفهایش را به «پرچم» اختصاص داد.
او گفت: پرچم برای اولین بار در جامعه ما معنی پیدا کرد.
به گفته این منتقد سینما، پیش از این، پرچم صرفاً یک نماد رسمی و بیجان بود اما در روزهای جنگ، به عنصر هویتبخش اجتماعی تبدیل شد.
او حتی با لحنی هیجانزده تعریف کرد که میان دوستانش رقابت بوده تا چه تعداد پرچم روی خودرو نصب کنند.
سپاه محبوب شده؛ جملهای که فراستی چندبار روی آن تاکید کرد
یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای سخنان او، تحلیلش درباره تغییر نگاه جامعه به سپاه بود.
فراستی با تاکید گفت: سپاه محبوب شده؛ این را با تجربه میگویم، نه با آرزو.
او معتقد است رفتار نیروهای نظامی در جنگ و همچنین روایتهای مردمی از آنان، تصویر جدیدی در افکار عمومی ساخته است.
فراستی حتی گفت بسیاری از کسانی که پیشتر فاصله جدی با جمهوری اسلامی داشتند، حالا با هیجان درباره فرماندهان نظامی حرف میزنند.
تمجید از «شوخطبعی سیاسی» جدید در ایران
وی بخش قابلتوجهی از سخنانش را به فضای رسانهای و تولیدات طنز اختصاص داد.
به گفته فراستی، جامعه ایران برای نخستین بار نوعی «سنس آو هیومر سیاسی» پیدا کرده است.
او از ویدیوها، انیمیشنها و شوخیهای مرتبط با ترامپ، اسرائیل و فضای جنگ تمجید کرد و گفت: ما قبلاً جوک داشتیم، ولی شوخطبعی سیاسی اینطوری نداشتیم.
او حتی به توییتهای برخی مسئولان از جمله قالیباف اشاره کرد و گفت ادبیات سیاسی کشور در حال تغییری مثبت است.
موشک صورتی و آبی/ جزئیاتی که نشانه بلوغ است
فراستی از برخی رفتارهای رسانهای سپاه نیز تعریف کرد.
او به ماجرای رنگآمیزی موشکها برای کودکان اشاره کرد و گفت: برای بچهها موشک صورتی و آبی درست میکردند. این یعنی فهم فضای اجتماعی.
وی این نوع رفتارها را نشانه نوعی «بلوغ تبلیغاتی و رسانهای» دانست که پیشتر در ساختار رسمی کمتر دیده میشد.
حمله تند فراستی به صداوسیما/ تلویزیون ارتجاعی و ضدملی است
در کنار تمجیدهای فراوان از مردم، فراستی شدیدترین انتقاداتش را متوجه ساختار رسمی فرهنگی کشور کرد.
وی صداوسیما را «ارتجاعی» توصیف کرد و گفت: تلویزیون ما ضدملی است.
به گفته فراستی، نهادهای رسمی فرهنگی هیچ درک درستی از جامعه امروز ندارند و همچنان با زبان قدیمی و ناکارآمد با مردم حرف میزنند.
انتقاد از حوزه هنری و سازمان تبلیغات/ میلیاردها خرج آثار ضعیف میکنند
فراستی با عصبانیت از بودجههای فرهنگی انتقاد کرد و گفت: میلیاردها پول میدهند به خوانندههای ضعیف که برای جنگ آهنگ بخوانند.
او تاکید کرد که بخش زیادی از تولیدات رسمی فاقد کیفیت هنری است و نمیتواند با احساس واقعی مردم ارتباط برقرار کند.
ما تعرض فرهنگی نداریم
این منتقد حوزه سینما معتقد است ایران در حوزه روایت جهانی جنگ تقریباً غایب بوده است.
فراستی گفت: ما هیچ تعرض فرهنگی بینالمللی نداریم.
او با اشاره به برخی دانشگاهها و نهادهای خارجی که تصاویر قربانیان ایرانی را نمایش دادهاند، پرسید چرا دستگاههای فرهنگی ایران در سطح جهانی فعال نیستند.
نگرانی اصلی معیشت مردم است
مهمترین هشدار فراستی اما درباره اقتصاد بود.
او صریح و تند گفت: وضعیت معیشت مردم فاجعه است. مردم با وجود تمام مشکلات اقتصادی وارد میدان شدند اما این وضعیت قابل تداوم نیست.
وی هشدار داد که وقتی جنگ تمام شود و مردم برگردند خانه و نتوانند زندگی کنند، همه این سرمایه از بین میرود.
انتقاد از گرانی و دولت
فراستی با وجود حمایت نسبی از دولت پزشکیان، عملکرد اقتصادی دولت را «بد» توصیف کرد.
این تحلیگر حوزه سینما گفت: هر روز قیمتها بالا میرود. مردم دیگر توان زندگی ندارند. افزایش حقوقها نیز هیچ تناسبی با تورم ندارد و دولت باید فوراً برای معیشت مردم فکری اساسی کند.
اگر اینترنت بسته است، چرا VPN میفروشند؟
او همچنین به محدودیت اینترنت اعتراض کرد و آن را تناقضآمیز دانست.
فراستی گفت: «اگر اینترنت بسته است، پس چرا هر روز پیام میآید که فلان VPN را بخرید؟» این وضعیت «شرمآور» است
بزرگترین دستاورد ۴۰ سال اخیر همین مردماند
فراستی در پایان صحبتهایش تاکید کرد مهمترین دستاورد جمهوری اسلامی نه ساختارهای سیاسی یا نظامی، بلکه همین مردماند.
وی گفت: بزرگترین دستاورد عملی ۴۰ سال اخیر همین مردماند.
اما بلافاصله هشدار داد که اگر ساختار رسمی کشور نتواند این مردم را بفهمد، به آنها احترام بگذارد و مشکلاتشان را حل کند، این سرمایه اجتماعی از بین خواهد رفت.
انتهای پیام/
منبع:آنـــا ? روایت فراستی از «جنگ رمضان»؛ از مردم متحدشده تا ساختارهای جامانده
این مطلب بدون برچسب می باشد.