روایت قهوهخانه سعدی که هر روز به یک رسم جاریست؛ آنهم فنجان قهوهای که به احترام دستان پینهبسته پارکبانان و باغبانان شهرداری رایگان ارائه میشود.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری «نذیر کرمان» خیابان سعدی، نصف روز تابستان است؛ گرمای آسفالت تا زیر سایهبان مغازهها هم نفوذ کرده، اما پشت شیشههای این قهوهخانه، قصهای جاری است که نه در منو نوشته شده و نه پشت دستگاه اسپرسو خلاصه میشود. داستان واقعی این نقهوهخانه را اینگونه تصور کنید؛ محمدعلی نژادیان، پشت پیشخوان ایستاده و با لبخندی که در آن تکبری نیست، فنجانی را که تازه پر کرده، سمت مردی میگیرد که لباس خاکگرفتهاش هنوز بوی چمن و گردوخاک خیابان را دارد. مرد پارکبان، لحظهای مکث میکند، دستش را به سوی جیب میبرد، اما محمدعلی دستش را میگیرد و میگوید:این مال شماست، آقا. تشکر از شما، به خاطر شهر. و این، خلاصهای از فلسفهای است که حالا ۷، ۸ سالی میشود در چند نقطه از این شهر، بیسروصدا اجرا میشود؛ ایدهای که از ذهن آقای جامساز، مسئول مجموعهی «سعدی»، تراویده و حالا رگههای آن در شعبهای پراکنده از خیابان جهاد و ۲۴ آذر تا الغدیر دیده میشود. اینجا، در یکی از شعبههای قهوه سعدی و در خیابان سعدی، اما هر روز دستکم دو یا سه میهمان ویژه دارند: مردان و زنانی که شاید هرگز اسمشان در تیتراژ یک فیلم یا گزارش تلویزیونی نیاید، اما اگر نباشند، شهر به زباله و بیسامانی گرفتار میشود. پارکبانها، باغبانهای شهرداری و رفتگرانی که سحرگاهان جارو به دست میگیرند. وقتی با محمدعلی به گفتگو نشستم، بیان کرد: چون شعبه ما شبها حدود ۹ و نیم تعطیل میشود. اما شعبههایدیگر از جمله زهرهکرمانی و یا الغدیر تا دیروقت بازند و مهمانهای بیشتری از پاکبانان دارند. او در حین توضیح به فنجانهای خالی روی میز اشاره میکند که ساعتی پیش متعلق به سه مرد خسته از شیفت صبح بوده است. روایت اما به همین سادگی نیست. در پشت این تعارف گرم، فرهنگ نانوشتهای جریان دارد؛ نه کارت کشیدن اجباری است و نه کسی با لباس کاریاش خجالت میکشد. صاحب شعبه قهوهخانه سعدی بیان کرد: بعضی پاکبانان اول خجالت میکشند، اما بچههای مجموعه آنها را میشناسند و راهشان میدهند، این را محمدعلی میگوید و یاد خاطرهای میافتد: هفتهی پیش، چند مهمان پس از نوشیدن اسپرسو اصرار داشتند حساب کنند، اما قبول نکردیم و به آنها گفتیم: به نوبه خودمان، تشکر میکنیم از زحمتتان برای زیبایی شهر. جالبترین بخش ماجرا اینجاست که این حرکت، هیچ ربطی به یک کمپین تبلیغاتی یا دورهمی زودگذر ندارد. از همان روزهای ابتدایی تأسیس شعبه اول در زهرهکرمانی، این رسم جاری بوده؛ هفت، هشت سالی است که هر روز، بیسروصدا، یک قهوه گرم، لبخند و یک جمله محبتآمیز، جای خالی یک تقدیرنامه را برای این قشر فراموششده پر میکند. و پقدر مردم این شهر مهربانی را میزبانی میکنند. انتهای خبر/ پسند