روایتی از تکنولوژی که معمای یک جسد بی‌نام را پس از ۷۴ سال حل کرد

به گزارش نذیر کرمان؛ صبح یکم دسامبر ۱۹۴۸، دو مرد جوان که برای تمرین اسب‌هایشان به ساحل «سامرتن»، شهری در «ملبورن» استرالیا، رفته بودند، متوجه مردی شدند که دراز کشیده و بی‌حرکت به دیوار تکیه داده بود. در ابتدا به نظر می‌رسید خوابیده یا بیهوش شده است، اما وقتی نزدیک‌تر شدند، مشخص شد که او […]

به گزارش نذیر کرمان؛ صبح یکم دسامبر ۱۹۴۸، دو مرد جوان که برای تمرین اسب‌هایشان به ساحل «سامرتن»، شهری در «ملبورن» استرالیا، رفته بودند، متوجه مردی شدند که دراز کشیده و بی‌حرکت به دیوار تکیه داده بود. در ابتدا به نظر می‌رسید خوابیده یا بیهوش شده است، اما وقتی نزدیک‌تر شدند، مشخص شد که او جان باخته است. این مرد حدود چهل تا چهل‌وپنج ساله به نظر می‌رسید و لباس‌هایی مرتب و نسبتاً گران‌قیمتی به تن داشت. هیچ مدرک شناسایی‌ای همراهش نبود و چیزی در ظاهرش وجود نداشت که بتواند هویت او را آشکار کند. هیچ‌کسی در اطراف ساحل او را نمی‌شناخت و هویت او برای پلیس در هاله‌ای از ابهام بود. به همین علت این مرد سال‌ها با نام «مرد سامرتنی» شناخته می‌شد.

مردی که هیچ‌کس او را نمی‌شناخت

آزمایش‌های سم‌شناسی برای مواد سمی رایج حین کالبدشکافی انجام شد، اما نتیجه مشخصی به دست نیامد. بعضی نشانه‌ها باعث شد احتمال مسمومیت مطرح شود، اما هیچ ماده سمی مشخصی در بدن این مرد ناشناس وجود نداشت. هنگام بررسی لباس‌های وی یک بلیط قطار یافت شد که بعدا به کشف یک چمدان پر از لباس ختم شد، اما هیچکدام از لباس‌ها هویت این فرد را آشکار نکرد. در کنار این موارد هیچ‌کس در اطراف ساحل این مرد را نمی‌شناخت. تنها چیزی که در این چمدان‌ها پیدا شد، وجود نام «T.Keane» بر روی برخی لباس‌ها بود که در آن زمان چیزی را ثابت نکرد، اما در تحقیقات آینده بسیار مهم شد.

چند ماه بعد، سرنخ عجیبی پیدا شد که مرموز بودن این پرونده را بسیار بیشتر کرد. در جیب مخفی شلوار مرد، تکه کوچکی از کاغذ پیدا شده بود که روی آن فقط دو کلمه نوشته شده بود «Tamam Shud». شاید پیدا شدن یک عبارت فارسی در جیب یک مرد استرالیایی عجیب باشد، اما این بخشی از یکی از شعر‌های رباعیات خیام است که در آن دوران در استرالیا بسیار محبوب بوده است. جست‌و‌جو برای پیدا کردن همان نسخه آغاز و سرانجام کتابی در صندوق عقب ماشینی پیدا شد که ظاهراً آن تکه کاغذ از آن جدا شده بود. در پشت کتاب، مجموعه‌ای از حروف نامفهوم و یک شماره تلفن دیده می‌شد. شماره متعلق به زنی در «آدلاید»، شهری در جنوب استرالیا، بود.

تکنولوژی پرده از هویت ناشناخته مردی پس از ۷۴ سال برداشت

کدهایی که در رباعیات خیام پیدا شدند

هنگامی که پلیس کتاب خیام را مورد بررسی قرار داد، در صفحه پشت جلد آن ردیفی از حروف بزرگ لاتین نامفهوم، کشف شد. این دست‌نوشته که از آن زمان به «کد مرد سامرتنی» شهرت یافته، شامل پنج خط است و خط دوم آن خط خورده به نظر می‌رسد. متن ثبت‌شده در پرونده پلیس به شرح زیر است:

WRGOABABD در خط نخست، سپس دنباله‌ای خط‌خورده به شکل MLIAOI و در ادامه خطوط سوم تا پنجم شامل حروف WTBIMPANETP، MLIABOAIAQC و ITTMT SAMSTGAB. قابل توجه است که در بازبینی‌های بعدی با استفاده از فناوری‌های پیشرفته‌تر، پژوهشگران وجود «ریزنوشته‌هایی» (micro-writing) را در میان یا کنار این حروف اصلی گزارش کرده‌اند که با چشم غیرمسلح قابل مشاهده نیست، هرچند صحت و ماهیت این ریزنوشته‌ها همچنان مورد بحث است. از همان روزهای نخست، این رشته حروف به معمایی پیچیده برای مأموران پلیس و نهادهای اطلاعاتی تبدیل شد و با وجود همکاری اسکاتلندیارد، اف‌بی‌آی و حتی نیروی دریایی، این کد رمزگشایی نشد.

تکنولوژی پرده از هویت ناشناخته مردی پس از ۷۴ سال برداشت

سرنخ‌هایی که به جایی ختم نشد

زنی که شماره تلفنش در پشت نسخه رباعیات خیام پیدا شد، «جسی جو تامسون» نام داشت. او پرستاری ۲۷ ساله بود که در آن زمان تنها چند صد متر با محل پیدا شدن جسد مرد سامرتنی فاصله داشت. پلیس در ژوئیه ۱۹۴۹ او را برای بازجویی احضار کرد. تامسون گفت که زمانی نسخه‌ای از رباعیات عمر خیام داشته، اما تأکید کرد که مرد سامرتنی را نمی‌شناسد. با این حال، وقتی پلیس او را برای دیدن قالب گچی سر و شانه‌های مرد، که پلیس برای نگهداری از چهره این مرد ساخته بود، برد، واکنش او توجه مأموران را جلب کرد. طبق گزارش‌های آن زمان، جسی با دیدن قالب به‌شدت مضطرب شد و حتی نزدیک بود از حال برود. با وجود این واکنش، او همچنان هرگونه آشنایی با مرد سامرتنی را انکار کرد و پلیس نیز نتوانست مدرکی پیدا کند که ارتباط میان آن دو را ثابت کند.

تکنولوژی پرده از هویت ناشناخته مردی پس از ۷۴ سال برداشت

تحقیقات رسمی درباره مرگ مرد سامرتنی در سال ۱۹۴۹ انجام شد. پزشکان و مأموران تلاش کردند با بررسی جسد، وسایل شخصی، شواهد موجود و نتایج کالبدشکافی به این پرسش پاسخ دهند که او چه کسی بوده و چگونه مرده است، اما حتی پس از بررسی‌های پزشکی قانونی، علت دقیق مرگ همچنان مشخص نشد. احتمال مسمومیت جدی بود، ولی ماده‌ای که بتواند آن را ثابت کند در بدن او وجود نداشت. از طرف دیگر، هیچ خانواده‌ای برای شناسایی جسد به پزشکی قانونی مراجعه نکرد و هیچ گزارش معتبری از ناپدید شدن مردی که بتواند با مشخصات او تطبیق داشته باشد به دست نیامد. تحقیقات بدون پاسخ قطعی درباره هویت او و علت مرگش به پایان رسید.

تحقیقات پرونده دوباره به جریان افتاد

پس از گذشت هفتاد سال، پرونده مرد سامرتنی همچنان بدون هویت قطعی باقی مانده بود. در طول این سال‌ها صد‌ها احتمال و مظنون بررسی شده بودند، اما هیچ‌وقت پاسخی یافت نشد. فناوری تشخیص دی‌ان‌ای در این فاصله به ابزاری بسیار قدرتمند برای شناسایی اجساد ناشناس تبدیل شده بود. شجره‌شناسی ژنتیکی، سیستمی پیشرفته برای تشخیص خویشاوندان فرد ناشناس بود که می‌توانست از روی ارتباط میان آنها یک نمودار درختی بسازد. به همین علت، پلیس استرالیای جنوبی در مه ۲۰۲۱ با مجوز لازم، بقایای مرد سامرتنی را از قبرستان «وست تراس» بیرون آورد تا از استخوان‌ها و دندان‌های او دی‌ان‌ای استخراج کند. هدف این بود که این بار به کمک تکنولوژی، هویت این مرد ناشناس شناسایی شود.

شجره‌شناسی ژنتیکی چیست

شجره‌شناسی ژنتیکی پزشکی قانونی (Forensic Genetic Genealogy یا FGG) روشی برای تحقیقات جنایی است که تحلیل پیشرفته دی‌ان‌ای را با بررسی شجره‌نامه و روابط خانوادگی ترکیب می‌کند. ابتدا یک پروفایل ژنتیکی شامل صد‌ها هزار نشانگر دی‌ان‌ای تهیه می‌شود. سپس متخصصان شجره‌شناسی ژنتیکی با استفاده از این اطلاعات، خویشاوندان فرد را در پایگاه‌های داده ژنتیکی پیدا می‌کنند و با دنبال‌کردن روابط خانوادگی، نمودار درختی می‌سازند تا سرنخ‌هایی درباره هویت فرد به دست آورند. در مرحله بعد، دی‌ان‌ای افراد موردنظر با پروفایل ژنتیکی به‌دست‌آمده مقایسه می‌شود تا مشخص شود آیا با فرد مورد بررسی مطابقت دارد یا خیر.

هم‌زمان با تحقیقات پلیس، «درک ابوت»، پژوهشگر دانشگاه آدلاید، سال‌ها روی سرنخ‌های این پرونده کار می‌کرد. ابوت از مدت‌ها قبل به مجسمه گچی دست پیدا کرده بود و توانست در این مجسمه مقداری از موهای مرد سامرتنی که به‌طور تصادفی جامانده بود را پیدا کند. ابوت و همکارانش تلاش کردند از این مو‌های بیش از هفتادساله دی‌ان‌ای استخراج کنند. در ابتدا مقدار دی‌ان‌ای قابل‌استفاده بسیار کم بود و ابوت بعد‌ها توضیح داد که در یک مرحله فقط حدود دو درصد از مقدار موردنیاز برای شناسایی به دست آمده بود، اما پیشرفت فناوری باعث شد سرانجام بتوانند اطلاعات ژنتیکی بسیار بیشتری از همان مو‌ها استخراج کنند. نکته مهم این است که دی‌ان‌ای مورد استفاده برای شناسایی اولیه مرد سامرتنی از موی باقی‌مانده در قالب گچی به دست آمد، نه از استخوان‌های جسدی که پلیس در سال ۲۰۲۱ نبش قبر کرده بود.

تکنولوژی پرده از هویت ناشناخته مردی پس از ۷۴ سال برداشت

کولین فیتزپاتریک و درک ابوت

ورود کولین فیتزپاتریک و تبدیل دی‌ان‌ای به یک شجره‌نامه‌ی درختی

ابوت برای تفسیر این اطلاعات ژنتیکی از «کولین فیتزپاتریک»، متخصص شجره‌شناسی ژنتیکی، کمک گرفت. کاری که آنها انجام دادند با روش معمول آزمایش دی‌ان‌ای تفاوت داشت. آنها به دنبال این نبودند که ببینند دی‌ان‌ای مرد سامرتنی دقیقاً با دی‌ان‌ای کدام فرد زنده مطابقت دارد، زیرا چنین فردی طبیعتاً در پایگاه داده وجود نداشت. در عوض، دی‌ان‌ای مرد سامرتنی را در پایگاه‌های شجره‌شناسی ژنتیکی جست‌و‌جو کردند؛ پایگاه‌هایی که میلیون‌ها نفر اطلاعات دی‌ان‌ای خود را برای پیدا کردن اجداد و خویشاوندانشان در آنها قرار داده‌اند.

یک خویشاوند دور پیدا شد

وقتی دی‌ان‌ای در پایگاه ژنتیکی جست‌و‌جو شد، یکی از قوی‌ترین تطابق‌ها به مردی در «ویکتوریا» به نام «جک هارگریوز» رسید. هارگریوز احتمالا یکی از خویشاوندان دور مرد سامرتنی بود. همین سرنخ برای پژوهشگران کافی بود تا والدین هارگریوز، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، عموها، دایی‌ها و سایر شاخه‌های خانواده بررسی کنند. یکی از این شاخه‌ها به خانواده «کین» رسید. همان نام خانوادگی که بر روی برخی لباس‌های مرد سامرتنی دیده شده بود.

بالاخره محققان به یک نام رسیدند

محققان در ادامه متوجه شدند یکی از افرادی که در آن شاخه خانوادگی قرار می‌گیرند، «توماس کین» بوده است. اسم او به انگلیسی با نام روی لباس‌های در چمدان مطابقت داشت، اما مشکل این بود که تاریخ مرگ توماس کین مشخص بود و بنابراین او نمی‌توانست مرد سامرتنی باشد. درنتیجه پژوهشگران در خانواده توماس کین به دنبال فردی گشتند که تاریخ مرگ او مشخص نیست و بعد از تلاش‌های بسیار، آنها به یک نام رسیدند؛ کارل چارلز وب.

چارلز، برادرزن توماس کین بود. وب در سال ۱۹۰۵ در ملبورن به دنیا آمده، مهندس برق و سازنده تجهیزات فنی بود و در زمان مرگ مرد سامرتنی، از نظر سنی با تخمین‌های پلیس مطابقت داشت. او در نمودار درختی میان شش خواهر و برادرش به چشم می‌آمد، زیرا برخلاف بقیه، اطلاعاتی درباره مرگ او وجود نداشت. او بعد از سال ۱۹۴۷ عملاً از مدار اسناد و اطلاعات خانوادگی ناپدید شده بود. سن مناسب، ناپدید شدن، ارتباط خانوادگی و تطابق ژنتیکی باعث شد چارلز وب به گزینه اصلی پژوهشگران تبدیل شود.

تکنولوژی پرده از هویت ناشناخته مردی پس از ۷۴ سال برداشت

صرفاً یک تطابق خانوادگی کافی نبود

پژوهشگران برای اینکه مطمئن شوند اشتباهی در کار نیست، تنها به خویشاوندان سمت پدری وب اکتفا نکردند. آنها از شاخه خانوادگی مادری او نیز به دنبال یک خویشاوند زنده گشتند. این مرحله اهمیت زیادی داشت، چون اگر دی‌ان‌ای مرد سامرتنی واقعاً متعلق به چارلز وب بود، باید می‌توانستند ارتباط ژنتیکی او را از هر دو طرف خانواده نشان دهند. محققان سرانجام فردی زنده از نسل خانواده مادری وب پیدا کردند که حاضر شد نمونه دی‌ان‌ای ارائه دهد. نتیجه با نمونه مربوط به مرد سامرتنی سازگار بود و این تطابق دوم، احتمال اینکه آنها صرفاً به‌طور تصادفی به یک خانواده‌ نامرتبط رسیده باشند را بسیار کاهش داد. فیتزپاتریک بعد‌ها توضیح داد که همین تطابق از سمت مادری، در کنار ارتباطی که از سمت پدری پیدا کرده بودند، برای آنها یک تأیید بسیار قدرتمند بود.

در نهایت، از مو‌های باقی‌مانده در قالب گچی حدود دو میلیون نشانگر ژنتیکی استخراج شد. وقتی این داده‌ها در کنار نتایج خویشاوندان قرار گرفت، نمودار درختی به نقطه‌ای رسید که فقط با چارلز وب مطابقت داشت. ابوت در ژوئیه‌ی ۲۰۲۲ اعلام کرد که با توجه به شواهد ژنتیکی و شجره‌شناسی، با اطمینان بسیار بالایی معتقد است مرد سامرتنی همان چارلز وب است. او در آن زمان میزان اطمینان خود را حدود ۹۹.۹ درصد اعلام کرد.

بعد از اینکه نام چارلز وب از طریق دی‌ان‌ای و شجره‌شناسی ژنتیکی به دست آمد، محققان تنها به دی‌ان‌ای اکتفا نکردند. آنها شروع به بررسی اسناد، عکس‌ها، سوابق خانوادگی و مدارک تاریخی مربوط به وب کردند. یکی از مهم‌ترین کار‌ها پیدا کردن تصویری از او در دوران جوانی بود تا چهره‌اش با عکس‌های پس از مرگ مرد سامرتنی مقایسه شود. در سوابق تاریخی، ردپای او در دانشگاه فنی «سوئینبرن» پیدا شد و عکسی از تیم فوتبال مدرسه در دهه‌ ۱۹۲۰ به دست آمد که نام چارلز وب در آن ثبت شده بود. بعد‌ها عکس‌های دیگری از خانواده وب پیدا شد و پژوهشگران شباهت چهره او را با مرد سامرتنی نیز بررسی کردند.

در ۲۶ ژوئیه‌ی ۲۰۲۲، درک ابوت و کولین فیتزپاتریک اعلام کردند که به این نتیجه رسیده‌اند مردی که در دسامبر ۱۹۴۸ در ساحل سامرتن پیدا شد، کارل چارلز وب، مردی ۴۳ ساله، متولد ملبورن، مهندس و سازنده‌ ابزار بوده است. به این ترتیب، پس از هفتاد و چهار سال، مردی که تمام این مدت فقط با عنوان مرد سامرتنی شناخته می‌شد، یک نام، خانواده و گذشته‌ای پیدا کرد.

تکنولوژی پرده از هویت ناشناخته مردی پس از ۷۴ سال برداشت

رمز و رازهایی که همچنان ادامه دارند

با وجود تمام یافته‌های جدید، رازهای زیادی همچنان در این پرونده باقی‌ست. بسیاری از موارد رمزآلودی که همراه با مرگ مرد سامرتنی کشف شد، مانند کدهایی در کتاب رباعیات خیام، همچنان ذهن پژوهشگران را درگیر خود کرده‌ است. پروفسور درک ابوت و همکارانش با تحلیل آماری بسامد و الگوی حروف نشان داده‌اند که توزیع کدها با یک متن کاملاً تصادفی تفاوت دارد و شباهت‌هایی به حروف اول کلمات در جملات انگلیسی در آن دیده می‌شود، اما کماکان این کد به عنوان یک معمای حل‌نشده در تاریخ رمزنگاری و جنایی باقی مانده است.

با در نظر گرفتن ناکامی تمامی روش‌های کلاسیک و مدرن رمزگشایی، چندین فرضیه برای توضیح ماهیت واقعی این حروف مطرح شده است. با توجه به فضای جنگ سرد، نخستین و جذاب‌ترین فرضیه، جاسوس بودن مرد سامرتنی و استفاده از این کد به عنوان یک پیام رمزنگاری‌شده اطلاعاتی بود. البته این نظریه‌، امروزه با شناسایی هویت واقعی او به عنوان یک شهروند عادی استرالیایی به نام چارلز وب، تا حد زیادی تضعیف شده است. در مقابل، شواهد غیرمستقیم و یافته‌های جدید، فرضیه‌های ساده‌تر را تقویت می‌کنند. این حروف می‌توانند نوعی کد شخصی برای ثبت شرط‌بندی‌های اسب‌سواری (چارلز وب به این نوع مسابقات علاقه داشته است)، حروف اول یک شعر خاص از کتاب رباعیات، یا صرفاً نوعی خط‌خطی و تمرین ذهنی شخصی باشند. احتمال اخیر، به‌ویژه با توجه به خط‌خوردگی یکی از خطوط که می‌تواند نشانه اصلاح یک اشتباه ساده باشد، این ایده را مطرح می‌کند که شاید این کد هرگز کلیدی برای رمزگشایی نداشته است و معنای آن برای همیشه در ذهن نویسنده‌اش مدفون شده باشد.

پس از تلاش بسیار زیاد محققان، علت مرگ مرد سامرتنی همچنان رازی است که از آن پرده‌برداری نشده است. گمانه‌زنی‌های بسیار زیادی درباره نحوه و علت مرگ چارلز وب وجود دارد، اما هیچ‌کدام از این تئوری‌ها اثبات‌شدنی نیستند. شاید در آینده‌ای نه‌چندان دور و با ظهور فناوری‌های پیشرفته‌تر، پرونده مرد سامرتنی برای همیشه بسته شود.

انتهای پیام/




روایتی از تکنولوژی که معمای یک جسد بی‌نام را پس از ۷۴ سال حل کرد

اخبار کرمان
اخبار کرمان و شهرستان ها

منبع:آنـــا
? روایتی از تکنولوژی که معمای یک جسد بی‌نام را پس از ۷۴ سال حل کرد