رفتگران، خادمان بی‌ادعایی که مسیر ارادت را تطهیر می‌کنند | اخبار استان کرمان

رفتگران، خادمان بی‌ادعایی که شب و روز مسیر زائران حاج قاسم را تمیز نگه می‌دارند، بی‌صدا اما پرصلابت، با عشق و ارادت بی‌وقفه خدمت می‌کنند و ستون بی‌نام میزبانی این گذر هستند.


رفتگران، خادمان بی‌ادعایی که شب و روز مسیر زائران حاج قاسم را تمیز نگه می‌دارند، بی‌صدا اما پرصلابت، با عشق و ارادت بی‌وقفه خدمت می‌کنند و ستون بی‌نام میزبانی این گذر هستند.

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری  «نذیر کرمان»، ساعت نه شب است. طریق‌الشهدا آرام‌آرام خلوت می‌شود. زائران مزار شهیدحاج قاسم سلیمانی، خرامان‌خرامان و با دلی سبک‌تر از آمدن، مسیر بازگشت به خانه را در پیش گرفته‌اند.

برخی هنوز بسته‌های کوچک نذری در دست دارند و بعضی با موکبی که ساعتی پیش پای آن ایستاده بودند، خداحافظی می‌کنند. صداها کمتر شده، مداحی‌ها آرام‌تر و آتش‌هایی که برای گرم‌کردن رهگذران روشن بود، یکی‌یکی فروکش می‌کند.

اما درست در همین ساعت، زمانی که تصور می‌شود مأموریت به پایان رسیده، صحنه‌ای دیگر جریان دارد؛ صحنه‌ای که قهرمانانش نه در قاب دوربین‌ها هستند و نه نامشان بر زبان‌ها می‌چرخد.
 
گذری که هنوز بیدار است
 
زمین مسیر گلزار شهدای کرمان تمیز است؛ تمیزتر از آن‌چه انتظار می‌رود بعد از ساعت‌ها رفت‌وآمد هزاران نفر. این تمیزی اتفاقی نیست. نیروهای خدمات شهری شهرداری، با لباس‌های کار و ابزار نظافت، همچنان در مسیر دیده می‌شوند. جاروها روی زمین کشیده می‌شود، زباله‌ها جمع‌آوری می‌شود و ماشین‌های خدماتی در سکوت شب، آرام حرکت می‌کنند.
یکی از نیروها گفته بود: «در کار ما، لحظه توقف معنا ندارد».
حالا معنای این جمله را بهتر می‌فهمم. این‌جا، حتی وقتی مسیر خلوت می‌شود، کار متوقف نمی‌شود.
 
خاکی که باید تمیز بماند
 
کمی جلوتر، چند نفر از نیروهای خدمات شهری روبه‌روی موکب‌ها مشغول نظافت‌اند. موکب‌ها شاید فعالیتشان را جمع کرده باشند، اما زمین هنوز نیاز به رسیدگی دارد. لیوان‌های رهاشده، بسته‌های خالی غذا و رد پاهایی که باید پاک شود؛ همه این‌ها سهم همان کسانی است که تصمیم گرفته‌اند بی‌وقفه کار کنند.
 
از یکی از آن‌ها می‌پرسم چرا هنوز با این انرژی کار می‌کند. پاسخ، آرام اما قاطع است:
«این مسیر، مسیر زائران شهید سلیمانی است. وظیفه ما این است که اجازه ندهیم زیر پای زائران ناپاک بماند».
 
شیفتی که افتخار است
 
یکی از رفتگران می‌گوید این شیفت، شیفت معمولی نیست. توضیح می‌دهد که برای حضور در این روزها، داوطلبانه نام‌نویسی کرده‌اند.
«این ایام، روزهای میزبانی از زائران حاج قاسم است. برای ما افتخار است که در چنین روزهایی خدمت کنیم».
 
می‌گوید برنامه کاری مشخص است؛ تا ساعتی معین باید بخش تعیین‌شده از مسیر به‌طور کامل پاکیزه بماند. خستگی هست، اما توقف نه.
شیفت من از ساعت یک بعداز ظهر تا ۱۰ شب ادانه دارد و من در این مدت، مدام در حال جمع‌آوری زباله‌هایی هستم، مدام خم می‌شوم و یک‌به‌یک زباله‌ها را از زیر پای زائران برمی‌دارم.
 
خستگیِ جسم، آرامشِ دل
 
نیروی دیگری که کنار او کار می‌کند، از سختی کار می‌گوید.
«کار نظافت در چنین مسیری، با این حجم جمعیت، ساده نیست. اما ما این کار را با عشق انجام می‌دهیم».

تأکید می‌کند که انگیزه اصلی، نام شهید سلیمانی است؛ نامی که برای بسیاری از آن‌ها فقط یک نام نیست، بلکه یک مسیر فکری و رفتاری است.
 
گفتگویی که شبیه همه گفتگوهاست
هر جا می‌ایستم و با هر کدام از نیروهای خدمات شهری صحبت می‌کنم، روایت‌ها شبیه هم است. تفاوتی ندارد رفتگر باشند یا راننده ماشین خدماتی؛ پاسخ‌ها یک معنا دارد: خدمت به زائران شهید سلیمانی.
 
این روایت‌ها، مرا به یاد زنانی می‌اندازد که امروز در موکب عشایر با آن‌ها گفتگو کردم، زنانی که نان می‌پختند، یا کسانی که در موکب‌ها بی‌وقفه خدمت می‌کنند. شکل خدمت متفاوت است، اما نیت یکی است.
 
احمد و معنای گذشت
 
در میان این نیروها، مردی خود را «احمد» معرفی می‌کند. از او می‌پرسم وقتی نام شهید سلیمانی را می‌شنود، چه چیزی در ذهنش تداعی می‌شود.
کمی فکر می‌کند و سپس می‌گوید: «گذشت»
توضیح می‌دهد که شهید سلیمانی را نماد گذشت و فداکاری می‌داند؛ انسانی که تمام زندگی‌اش را وقف دیگران کرد.
«اکنون که من هشت ساعت شبانه‌روز مسئول نظافت این مسیر هستم، این کار را با همان نگاهی انجام می‌دهم که از شهید سلیمانی آموخته‌ام. احساس می‌کنم به او بدهکارم و این کمترین کاری است که می‌توانم انجام دهم».
 
وقتی جمعیت رفت، مسئولیت ماند
 
ساعت از نه گذشته است. جمعیت تقریباً پراکنده شده، اما رفتگران و نیروهای خدماتی همچنان در مسیر حضور دارند.

جاروها هنوز روی زمین است و کیسه‌های زباله هنوز پر می‌شود.
یکی از آن‌ها جمله‌ای می‌گوید که انگار خلاصه همه این شب‌هاست:
«کار ما پایان ندارد؛ تا زمانی که این مسیر پاکیزه بماند»
 
روایت قشرِ کمتر دیده‌شده
 
در روزهایی که نام موکب‌ها، بانیان و برنامه‌ها زیاد شنیده می‌شود، نام نیروهای خدمات شهری کمتر به میان می‌آید. با این حال، بخش بزرگی از بار میزبانی از زائران بر دوش همین قشر است؛ قشری که حضورش بی‌صداست، اما اثرش ماندگار.
 
وقتی مسیر گلزار شهدا را ترک می‌کنم، سکوت شب بیشتر شده است. اما صدای جاروها هنوز در گوشم مانده؛ صدایی آرام، منظم و مسئولانه.
این گزارش، روایت همان صداهاست؛
روایت کسانی که وقتی مسیر خلوت می‌شود، تازه کارشان را جدی‌تر ادامه می‌دهند.
انتهای خبر/ پسند


رفتگران، خادمان بی‌ادعایی که مسیر ارادت را تطهیر می‌کنند

اخبار کرمان
اخبار کرمان و شهرستان ها

منبع:آرمـان
? رفتگران، خادمان بی‌ادعایی که مسیر ارادت را تطهیر می‌کنند