حلواهای خانگی زینت‌بخش سفره‌های افطار گذشته مردم کرمان | اخبار استان کرمان

به گواه یک مادربزرگ کرمانی در رمضان‌های گذشته بیشتر خوراکی‌ها را خودشان آماده می‌کردند؛ حلوا، نان‌های خانگی و غذاهای ساده‌ای که با حوصله پخته می‌شد و عطرشان پیش از اذان، خانه را پر می‌کرد و خانواده را دور سفره جمع می‌ساخت.


به گواه یک مادربزرگ کرمانی در رمضان‌های گذشته بیشتر خوراکی‌ها را خودشان آماده می‌کردند؛ حلوا، نان‌های خانگی و غذاهای ساده‌ای که با حوصله پخته می‌شد و عطرشان پیش از اذان، خانه را پر می‌کرد و خانواده را دور سفره جمع می‌ساخت.

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری «نذیر کرمان»؛ ماه رمضان که رسید، به دنبال این بودم تا با یکی از پیرزن‌ها شهر به گفتگو بنشینم، پای صحبت‌هایش باشپ و از رمضان‌های سال‌های نه چندان دور در کرمان سؤال بپرسم.

بالاخره توانستم با چند جستجو مادربزرگی را پیدا کنم که سفیدی موهایش نشان از گذران سال‌های متعددی را می‌داد. سلطنت مظاهری، مادربزرگی شیرین و دوست‌داشتنی…

درِ خانه را که باز می‌کند، حال‌هوای رمضان به استقبالم می‌آید؛ طلای صوت قرآن از رادیویی قدیمی‌اش به گوش می‌رسد و  خاطراتی که انگار سال‌هاست با این خانه روزه می‌گیرند و افطار می‌کنند. اینجا، رمضان فقط در تقویم نیست؛ در دیوارها، در ظرف‌ها، در عادت‌های قدیمی و در دست‌های زنی جریان دارد که سال‌هاست ماه مهمانی خدا را با همان رسم‌های ساده‌ی گذشته زندگی می‌کند.
 

رمضان در خانه‌ای که هنوز بوی گذشته می‌دهد
 
نور آفتاب از پنجره‌های هال می‌تابد و روی گل‌هایی می‌نشیند که سراسر خانه را پر کرده‌اند؛ روی تاقچه، کنار دیوار، پشت درِ رو به حیاط و حتی گوشه‌ ورودی آشپزخانه. میان این همه سبزی، قرآنِ بازی روی میز قرار دارد و عینکی که بر آن گذاشته شده، نشان می‌دهد لحظاتی پیش آیات الهی در همین فضا تلاوت می‌شده است.
ماه رمضان برای او با همین انس آغاز می‌شود؛ با قرآن، با سکوت خانه و با یاد سفره‌هایی که زمانی پرجمعیت‌تر بود.
 
سفره‌هایی که با صبر برپا می‌شد
 
کنار سفره‌ی کوچکش می‌نشینیم و او از رمضان‌های قدیم کرمان می‌گوید؛ از روزگاری که افطارها نه با خرید آماده، بلکه با دست‌های خود اهل خانه فراهم می‌شد.
 
«بیشتر غذاها را خودمان تهیه می‌کردیم. یکی از خوراکی‌های معمول، غذایی بود که با بابونه درست می‌شد. بابونه را پاک می‌کردیم، می‌شستیم و آماده می‌گذاشتیم. آرد را جداگانه تفت می‌دادیم تا کاملاً طلایی شود، بعد ادویه‌هایی مانند زردچوبه به آن اضافه می‌کردیم. وقتی مواد به‌خوبی با هم ترکیب می‌شد، تخم‌مرغ محلی به آن می‌افزودیم. غذایی ساده بود، اما بسیار مقوی و مناسب افطار.»
 
او می‌گوید آن زمان، معیار غذا «ساده و سیرکننده بودن» بود، نه تنوع و تجمل.
آبگوشت‌هایی که آرام می‌جوشید
 
از غذاهای اصلی سفره‌های رمضان قدیم، آبگوشت بود؛ اما نه به شتاب امروز.
«حبوبات، پیاز، نخود و گاهی زیره را با هم می‌پختیم. همه چیز باید با حرارت ملایم جا می‌افتاد. عجله‌ای در کار نبود. غذا ساعت‌ها روی آتش می‌ماند تا کاملاً نرم شود و طعم‌ها در هم حل شوند.»
 
به گفته‌ او، همین پخت آرام، حال و هوای خانه را تغییر می‌داد؛ بوی غذا از ظهر در فضا می‌پیچید و همه می‌دانستند افطار نزدیک است.
 
شیرینی‌هایی که طعم همدلی داشت
 
وقتی صحبت به شیرینی‌های رمضان می‌رسد، لبخندش عمیق‌تر می‌شود.
 
«مانند امروز نبود که شیرینی را از بیرون تهیه کنیم. بیشتر، حلوا یا خوراکی‌هایی با خرما درست می‌کردیم. آرد گندم یا آرد برنج را خوب تفت می‌دادیم تا بوی خامی آن گرفته شود. بعد شربتی از شکر و آب یا خرمای آماده‌شده به آن اضافه می‌کردیم و مرتب هم می‌زدیم تا کاملاً یکدست شود.»
 
این حلواها فقط یک دسر نبودند؛ غذایی بودند برای افطار و حتی سحر، سرشار از انرژی برای روزه‌داری در روزهای بلند.
 
او با نگاهی مقایسه‌گرانه می‌گوید: «امروز تهیه‌ غذا آسان‌تر شده، اما آن زمان برای هر چیزی وقت می‌گذاشتیم. شاید به همین دلیل، مزه‌ها ماندگارتر بود و قدر سفره بیشتر دانسته می‌شد.»
 
رمضان؛ آیینی برای باهم بودن
 
نگاهش به عکس‌های قدیمی روی دیوار می‌افتد؛ عکس خودش و همسرش در سال‌های جوانی. می‌گوید آن روزها سفره‌ها شلوغ‌تر بود، اما اصل ماجرا نه تعداد غذاها، بلکه باهم‌بودن بود.
 
«افطار بهانه‌ای بود برای دور هم نشستن. هرچه داشتیم، همان را قسمت می‌کردیم.»
 
خانه‌ای که هنوز رمضان در آن زنده است
حالا سال‌ها گذشته است. بسیاری از آن آدم‌ها رفته‌اند و این خانه ساکت‌تر شده، اما رمضان هنوز همان‌گونه در آن جریان دارد؛ با قرآنی که هر روز گشوده می‌شود، با گلدان‌هایی که مثل روزه‌داران تشنه‌ی نورند، و با زنی که سنت‌های قدیم کرمان را در همین فضای کوچک زنده نگه داشته است.
 
نور عصرگاهی روی صفحه‌ی قرآن می‌افتد و سایه‌ی برگ‌ها بر کلمات می‌نشیند.
در این خانه، رمضان فقط یک ماه نیست؛ خاطره‌ای است ادامه‌دار، طعمی است که هنوز در قابلمه‌های قدیمی زنده می‌شود و رسمی است که با سادگی، ایمان و صبوری نسل‌های گذشته معنا پیدا کرده است.

انتهای خبر/ پسند 

https://armanekerman.ir/vdcdno0fzyt0k56.2a2y.html


حلواهای خانگی زینت‌بخش سفره‌های افطار گذشته مردم کرمان

اخبار کرمان
اخبار کرمان و شهرستان ها

منبع:آرمـان
? حلواهای خانگی زینت‌بخش سفره‌های افطار گذشته مردم کرمان