بازگشت تنگه هرمز به وضعیت پیش از جنگ، به معنای چشمپوشی ایران از حاکمیت قانونی و اهرم ژئوپلیتیکی خود در این آبراه حیاتی است.
به گزارش پایگاه خبری «نذیر کرمان»؛ تنگه هرمز بهعنوان شاهراهی که ایران امنیت آن را تأمین میکند و از نظر قانونی جزو آبهای سرزمینی ایران و عمان محسوب میشود و هیچ بخشی از آن، از جمله آبراه اصلی، در «آبهای آزاد» بینالمللی قرار ندارد باید بهگونهای اداره و مدیریت شود که منافع ایران را تأمین کند نه آنکه علیه کشورمان مورداستفاده قرار گیرد. تنگه هرمز با عرض حدود ۳۹ کیلومتر در باریکترین نقطه، دو کرانه شمالی (متعلق به ایران) و جنوبی (متعلق به عمان) دارد و بهعنوان تنها راه ارتباطی خلیجفارس با آبهای آزاد جهان شناخته میشود. بر اساس قوانین بینالمللی، هر کشور ساحلی حق دارد تا ۱۲ مایل دریایی (حدود ۲۲ کیلومتر) از سواحل خود را بهعنوان آبهای سرزمینی خود اعلام کند. با احتساب این قانون، و باتوجهبه عرض باریک تنگه (۳۹ کیلومتر)، محدوده آبهای سرزمینی ایران (۲۲ کیلومتر از ساحل شمالی) و عمان (۲۲ کیلومتر از ساحل جنوبی) در بخش قابلتوجهی در میانه تنگه رویهم افتاده یا به هم میچسبند. نتیجه این محاسبه ساده این است که هیچ بخشی از تنگه هرمز بهعنوان دریای آزاد و بینالمللی شناخته نمیشود و تمام مسیر آن در محدوده آبهای سرزمینی است. ایران پیشازاین از چنین موقعیتی استفاده نمیکرد؛ اما جنگ تحمیلی رمضان سبب شد تا کشورمان به سمت مدیریت این شاهراه مهم ارتباطی اقدام کند. «محمدرضا عارف» معاون اول رئیسجمهور درباره مدیریت ایران بر اساس منافع ملی درباره این آبراهه استراتژیک میگوید: «ما از حق حاکمیت خود در تنگه هرمز گذشته بودیم و اجازه دادیم از تنگهای که متعلق به ایران است تجهیزات نظامی که قرار بود علیه ما استفاده کنند، عبور دهند.» موضوعی که بر اساس منافع ملی باید اصلاح میشد که در این جنگ انجام شد. تنگه هرمز علاوه بر منافعی که برای کشورمان دارد، نسبت به خنثیسازی بسیاری از دسیسهها نیز بهعنوان اهرم قدرت خوب و کارآمدی میتواند عمل کند. علاوه بر بحث درآمدی که قابلتحقق است میتوان در حوزه تضمین امنیتی و خنثیسازی دسیسههای سیاسی از اهرم قدرتمند تنگه هرمز بهره گرفت. درواقع تنگه هرمز یک قدرت بزرگ قابلاعمال به ایران میبخشد که میتواند معادلات را در حوزههای مختلف خصوصاً اقتصادی پیچیده و بههموابسته به نفع خود تغییر دهد. کشورهای اروپایی که ایران را تحریم کردهاند ازیکطرف میتوانند طعم این ابزار عملکردی را بچشند یا کشورهایی چون امارات در این عرصه با خفگی ژئوپلیتیکی قطعاً در برابر ایران بسیاری از موارد همکاری با رژیم صهیونی و آمریکا را میتواند تعلیق کند. رژیم صهیونی که همواره علیه ایران عمل کرده میتواند مورد تحریم جدی ایران قرار گرفته و با هزینههای هنگفت اقتصادی و حملونقلی روبرو شود. جو اینکه در تنگه باب المندب نیز یمنیها همین مار را لا این رژیم جنایتکار انجام دادند و قبل از ایران اقدام به استفاده آبراهه و جغرافیای سیاسی خود کردند. این موارد اهرم فشارقوی و کارآمدی را به ایران میدهد که روابط خود با کشورهای مختلف را تعدیل و تنظیم کند. علاوه بر موارد نظامی و هستهای حالا تنگه هرمز بهعنوان یک اهرم ژئوپلیتیکی در اختیار ایران قرار گرفته است. امروز، هرگونه عقبنشینی به وضعیت سابق، نهتنها خلاف حقوق مسلم ایران است، بلکه امنیت ملی را با خطر مواجه و دستاوردهای جنگ تحمیلی را خنثی میکند. تنگه هرمز دیگر صرفاً یک گذرگاه دریایی نیست؛ یک اهرم ژئوپلیتیکی تمامعیار است که میتواند: معادلات اقتصادی را به نفع ایران تغییر دهد (از جمله اعمال فشار بر کشورهای تحریمکننده) رفتار کشورهای همسایه، بهویژه امارات، را در قبال همکاری با دشمنان ایران از جمله رژیم صهیونیستی و آمریکا تعدیل کند. بهعنوان یک ابزار بازدارنده در برابر تهدیدات نظامی و سیاسی عمل کند. در شرایط کنونی که ایران با موج جدیدی از تحریمها و تهدیدات مواجه است، مدیریت فعال تنگه هرمز، نه یک انتخاب که یک ضرورت انکارناپذیر برای اعتلای حاکمیت و عزت ملی است. بازگشت تنگه هرمز بهپیش از جنگ اشتباهی راهبردی خواهد بود که دستاورد جنگ تحمیلی را بیاثر و بیثمر خواهد کرد. منبع: فارس انتهای خبر/ م https://armanekerman.ir/vdcf0tdyvw6dt1a.igiw.html اشتراک گذاری : کپی متن خبر لینک کوتاهarmanekerman.ir/vdcf0tdyvw6dt1a.igiw.html