نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
“جنگ” علیرغم اینکه ذاتا یک مفهوم تهدیدمحور است اما همزمان، فرصتهایی در اقتصاد و… نیز با خود دارد که مدیران کارکشته و بهویژه نخبگان، با رصد این فرصتها میتوانند به نتایجی شگرف دست پیدا کنند. سرویس اقتصاد مشرق _ “اقتصاد جنگ” یک گزاره کلیدی در علوم اقتصادی و بویژه در اقتصاد حکمرانی است. گزارهای که […]
“جنگ” علیرغم اینکه ذاتا یک مفهوم تهدیدمحور است اما همزمان، فرصتهایی در اقتصاد و… نیز با خود دارد که مدیران کارکشته و بهویژه نخبگان، با رصد این فرصتها میتوانند به نتایجی شگرف دست پیدا کنند.
سرویس اقتصاد مشرق _ “اقتصاد جنگ” یک گزاره کلیدی در علوم اقتصادی و بویژه در اقتصاد حکمرانی است.
گزارهای که به واسطه آن میتوان به توان انباشته علمی و اقتصادی یک دولت نگریست و حد آنرا تخمین زد. ضمن اینکه این گزاره به مثابه یک زمین بازی؛ فرصتی است برای عرض اندام نخبگان و مدیران یک کشور که میتوانند در فراخنای آن نسبت به پیشرفت بیشتر اقتصاد و معیشت یک کشور اقدام کنند.
رفتاری ظاهرا غیر ممکن اما در واقع ممکن که تجربیاتی سترگی هم در عرصه جهانی و تاریخی دارد.
چه اینکه “جنگ” علیرغم اینکه ذاتا یک مفهوم تهدیدمحور است اما همزمان، فرصتهایی در اقتصاد و… نیز با خود دارد که مدیران کارکشته و بهویژه نخبگان، با رصد این فرصتها میتوانند به نتایجی شگرف دست پیدا کنند.
درباره تجربیات جهانی پیشگفته در بحث اقتصاد جنگ میتوان به تجربه موفق کشور ایرلند در مقابله با تحریمهای بریتانیا و خودکفا شدن اقتصاد این کشور پس از هجوم شدید اقتصادی انگلستان در ابتدای سده اشاره کرد(به روایت کتاب تاریخ جهان اثر جواهر لعل نهرو). و یا همینطور باید به تجربه مهم کشور روسیه در نبرد با اوکراین اشاره کرد که منجر به افزایش قدرت روبل روسیه و افزایش توان اقتصادی روسیه از حیث استراتژیک شد.
پس میبینیم که انتظار قویتر شدن اقتصاد و معیشت در یک کشور حین جنگ یا پس از آن هرگز یک انتظار بیهوده یا خارقالعاده نیست و کاملا ممکن است.
در تأکید بر معنای پیش گفته همچنین باید به صحبتهای اخیر محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور در دیدار با وزیر اقتصاد نیز اشاره کرد.
او در این دیدار با تأکید بر ضرورت حفظ ثبات اقتصادی کشور گفته است: باید فشار اقتصادی بر مردم و کسبوکارها به حداقل برسد و سرعت تصمیمگیری در دستگاههای اقتصادی افزایش یابد.
به گزارش نذیر کرمان، عارف تأمین معیشت مردم را از اولویتهای اساسی دولت دانست و افزود: پس از پایان درگیریها، مدیریت فضای اقتصادی و برنامهریزی برای بازسازی و احیای تولید باید با سرعت و هماهنگی کامل انجام شود تا معیشت مردم دچار اختلال نشود.[۱]
*نکتهای که در اظهارات عارف باید مورد نقد قرار داد؛ “نگاه پساجنگی” اوست!
اگرچه میتوان اینطور فهمید که منظور عارف از عبارت “پس از پایان درگیریها”؛ ازسرگیری بازسازیها و احیای مقولاتی است که به هر دلیلی به بهانه جنگ متوقف شدهاند لکن ما به عنوان رصدگران سیاست و اقتصاد نه تنها در اظهارات مقامات محترم دولت بلکه حتی در عملکرد آنها هم گزاره چندانی از تلاش برای تبدیل تهدید جنگ به فرصت اقتصاد نمیبینیم!
متأسفانه مقامات دولت و سمپاتهای سیاسی آن طی هفتههای گذشته از درگیری ایران با آمریکا و اسرائیل تاکنون دائما بر گزینه “تأمین کالا” تأکید و آنرا به مثابه یک هنر و فتحالفتوح برای دولت پنداشتهاند.
این در حالی است که اولا تأمین کالا برای کشور و اقتصادی مثل ایران هرگز یک هنر نیست و ثانیا درگیری اخیر هم هرگز شامل مؤلفههای “جنگ تمامعیار” نبوده است که بخواهد اقتصاد ما را با مشکلات عدیده مواجه سازد.
صورت کلیتر این کلام آنست که ما حتما ممنون و مدیون دولت بابت تأمین کالا در ایام درگیری هستیم اما انتظارات مهمتر و والاتری هم در حیث اقتصادی و معیشتی از دولت وجود دارد که بهویژه در ایام جنگ باید شاهد انجام و تقویت آنها میبودیم اما نیستیم!
اقدامی که در صدر همه آنها “نظارت دولت بر بازار و قیمتها” قرار دارد اما اثر ملموسی از آن نیست.
به این پدیده “بیدولتی در اقتصاد” گفته میشود. پدیدهای که بر اثر آن “گرانی دلبخواهی” رخ میدهد زیرا کسی نیست از بازه رقابتی قیمتها دفاع کند و در نتیجه نرخهایی در بازار متولد میشوند که از هیچ قاعده بازاری، دلاری، تحریمی و تورمی پیروی نمیکنند.
سؤال اینجاست که چرا امثال آقای عارف، آقای مدنیزاده و البته شخص آقای رئیسجمهور بر گزینه نظارت هیچ تأکید ملحق به کارنامهای ندارند و چرا اصلا هیچ اثری از نظارتهای دولت دیده نمیشود؟
کار گرانی قیمتها عملا به هفتگی و ماهانه رسیده و قدرت خرید مردم بر اثر همین نرخهای بیقاعده به صورت آشکاری کاهش یافته است. جریمههای تعزیراتی بازدارنده نیست و حتی مردم میبینند که یک نانوای گرانفروش با وقاحت به دوربین صداوسیما خیره میشود و از این میگوید که همین نرخ جریمه را هم مجددا از مردم خواهد گرفت!
آیا دولت وظیفهای در این قبال ندارد؟ و آیا نظارت قاطع بر بازار و عمل به سیره امیرالمؤمنین علی(ع) در نظارت بر بازار نیازمند تمام شدن جنگ است تا آغاز شود؟
تأکید میشود که منظور از گزاره عقلایی لزوم “نظارت بر بازار و عبور از فضای بیدولتی” هرگز این نیست که دولت به قیمتگذاری رو بیاورد. بلکه منظور دفاع از بازه رقابتی قیمتها، جلوگیری از ویژهخواری به واسطه انحصار، نظارت بر یارانههای اعطایی دولت، مبارزه با گرانی دلبخواهی و از این قبیل است.
قابل توجه آنکه مادام که دولت محترم از فضای بیدولتی عبور نکند و حکم خود را در بازار قیمتها محکم نسازد؛ هیچ راه حل اقتصادی و جراحی معیشتی به سلامتی و سرمنزل مقصود نخواهد رسید و مشکلات اقتصادی مردم حل نخواهد شد. و این بیتوفیقی هم هیچ ربط وثیقی به جنگ و درگیری و تحریم و غیره ندارد.
مردم هماکنون نیاز دارند به اینکه دولت محترم وارد عرصه نظارت بر قیمت مسکن، کالاهای اساسی، درمان و دارو و خودرو شود و در یک کلام از نرخهای بیقاعده بکاهد.
قابل تأمل است که حتی برخی محافل تحلیلی معتقدند در صورت بیدار شدن دولت از خواب و شکسته شدن فضای بیدولتی در بازار؛ مردم تنها در کمتر از چند روز میتوانند اثرات محسوس کاهش قیمتها را لمس کنند و ایبسا که ایران تبدیل به یکی از موفقترین تجربههای اقتصاد پساجنگ شود.[۱]
***
1_ https://irna.ir/xjX7Zr
منبع: مشرق ? تلاشی برای تبدیل تهدید جنگ به فرصت اقتصاد/ میتوانیم یکی از موفقترین تجربههای اقتصاد جنگ باشیم