یک فعال اقتصادی گفت: بازارچههای محلی در جنگ با ایجاد تعامل بیضرر میان گروههای مختلف، پادزهر قطبیسازی افراطی و فروپاشی هویت جمعی هستند.
به گزارش خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری «نذیر کرمان»؛ در حالی که اغلب تحلیلهای مرسوم از اقتصاد جنگ، بر تأمین بودجه، تجهیزات نظامی و مدیریت تورم متمرکز میشوند، مهدی عربپور، فعال اقتصادی و استاد دانشگاه، در گفتگو با خبرنگار این پایگاه خبری، رویکردی فراتر و جامعهشناختی به این مسئله ارائه میدهد. او با نقد نگاه صرفاً تأمینمحور به اقتصاد در شرایط جنگی، از نقشی نامرئی اما حیاتی سخن گفت که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. حفظ پیوندهای اجتماعی و بازتولید نظم روزمره عربپور در ابتدای این گفتگو تأکید کرد که از منظر جامعهشناسی، اولین و مهمترین نقشی که اقتصاد در شرایط جنگی برای افزایش تابآوری ایفا میکند، «حفظ پیوندهای اجتماعی و بازتولید نظم روزمره» است، نه صرفاً تأمین بودجه یا تجهیزات نظامی. وی گفت: اقتصادی که تنها نان و غذا را تأمین کند، جامعه را سرپا نگه نمیدارد. اقتصاد تابآور آن است که امید، اعتماد و تداوم زندگی روزمره را نیز بازتولید کند. این همان نقطهای است که علم اقتصاد از تحلیل آن ناتوان است، اما جامعهشناسی به خوبی به آن میپردازد. این فعال اقتصادی در ادامه به مفهوم «اقتصاد به مثابه چسب اجتماعی» پرداخت و با اشاره به نظریه آنومی دورکیم، تشریح کرد: جنگ ذاتاً باعث فروپاشی نهادها، قطع ارتباطات عادی و گسترش هراس میشود و جامعه را به سوی بیهنجاری سوق میدهد. عربپور نقش اقتصاد را در این شرایط «ضدآنومی» توصیف کرد و افزود: حفظ روالهای روزمره مبادله، مثل باز بودن یک فروشگاه محلی، پرداخت حقوق هفتگی یا ردوبدل کردن کالا با همسایه، به مردم یادآوری میکند که زندگی هنوز جریان دارد. این تداوم روالهای اقتصادی از فروپاشی کامل هویت اجتماعی جلوگیری میکند. وی با تأکید بر اهمیت «قابلیت پیشبینی حداقلی» در شرایط بحران، اظهار کرد: در دل هرج و مرج بمباران و آوارگی، اینکه بدانی نانوایی سر ساعت معین نان میدهد یا داروخانه شبها کشیک دارد، سطح استرس را کاهش میدهد. همین سرمایههای روانی _ اجتماعی جامعه را حفظ میکند. شبکههای خویشاوندی یک اقتصاد غیررسمی این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود به نقش اقتصاد غیررسمی و شبکههای خویشاوندی به عنوان جانشین دولت غایب یا محدودشده در جنگ پرداخت و تشریح کرد: در جنگ، دولت اغلب توانایی تأمین امنیت، توزیع کالا و اجرای قانون را از دست میدهد. در این خلأ، کنشهای اقتصادی غیررسمی مثل مبادلات پایاپای، قرضهای محلهای و اعتبارهای چکی بدون ضمانت بانکی، تبدیل به شبکههای تابآوری میشوند. این فعال اقتصادی با توضیح اینکه چگونه سرمایه اجتماعی به سرمایه اقتصادی تبدیل میشود، بیان کرد: حیثیت، اعتبار اخلاقی یا سابقه همکاری در یک محله، در جنگ معادل مستقیم دسترسی به کالا، غذا و امنیت است. اقتصاد در اینجا عملاً یک نظام بازتوزیع مبتنی بر اعتماد را جایگزین بازار شکستخورده میکند. خانوادهای که با خواربارفروشی محل حساب باز دارد یا عضو یک تعاونی صنفی کوچک است، در مقایسه با خانواده منزوی، احتمال گرسنگی و جابهجایی اجباری بسیار کمتری دارد. عربپور سپس به نقش اقتصاد به مثابه «پناهگاه هویت» در برابر دیگریسازی جنگی اشاره و بیان کرد: جنگ همواره با دو قطبی خودی _ دشمن و افزایش بیاعتمادی به دیگران همراه است. اقتصاد در این شرایط نقشی کلیدی در مقاومت در برابر فروپاشی هویت جمعی ایفا میکند. وی در این زمینه به بازارچههای محلی به عنوان «فضاهای سوم» اشاره کرد و افزود: حتی در محاصره، محل تبادل کالا مثل بازار هفتگی پناهندگان، به فضایی تبدیل میشود که مردم از گروههای مختلف قومی، مذهبی یا سیاسی در کنار هم قرار میگیرند و ناگزیر به تعامل بیضرر میشوند. این تعاملات اقتصادی به پادزهر قطبیسازی افراطی عمل میکند. این فعال اقتصادی همچنین به پدیده «اقتصاد مقاومتی هویتبخش» پرداخت و اظهار کرد: وقتی یک کسبوکار کوچک و متوسط محلی موفق میشود از مواد اولیه بومی، محصولی بسازد یا از ضایعات جنگی فرآوردهای تولید کند، این کنش اقتصادی تبدیل به نماد همبستگی و عزت نفس جمعی میشود و تابآوری روانی را افزایش میدهد. جبران اقتصاد خُرد عربپور در ادامه به مکانیسمهای جبرانی اقتصاد خُرد در برابر تروما اشاره کرد و یادآور شد: جامعهشناسی نشان داده است تابآوری در جنگ نه یک ویژگی فردی، بلکه ویژگی شبکههای اجتماعی-اقتصادی است. وی تشریح کرد: اقتصاد خُرد از چهار طریق تروما را جبران میکند از جمله بازگرداندن بخشی از احساس کنترل بر زندگی روزمره، ایجاد تعاملات اجباری اما کمخطر (مانند صف نان یا قرض دادن یک کیسه آرد) و جایگزینی برنامهریزی کوتاهمدت اقتصادی به جای آرزوهای بلندمدت از دست رفته. این استاد دانشگاه در جمعبندی سخنان خود، تابآوری اقتصادی در جنگ را اینگونه تعریف و توضیح داد: توانایی جامعه در جلوگیری از بازگشت به وضعیت طبیعی هابزی یعنی جنگ همه علیه همه وی خاطرنشان کرد: اقتصادی در شرایط جنگی موفق به افزایش تابآوری میشود که چهار ویژگی داشته باشد: خرد و محلی باشد (محلهای، صنفی، خانوادهبنیان) نه صرفاً کلان و دولتی؛ انعطافپذیر و غیرمتمرکز باشد تا با تخریب نقاط مرکزی، کل شبکه از هم نپاشد؛ حامل معانی فرهنگی و هویتی باشد (تولید یک محصول محلی نه فقط تأمین نیاز، بلکه اثبات زنده بودن ما)؛ و بتواند سرمایه اجتماعی (اعتماد، هنجارهای همیاری، شبکههای آشنایی) را به سرمایه ملموس بقا تبدیل کند. عربپور در پایان با تأکید بر اینکه غفلت از این لایههای پنهان اقتصاد در سیاستگذاریهای رسمی جنگ، یکی از مهمترین دلایل ناکامی برخی کشورها در بحرانهای نظامی است، اظهار کرد: هر نسخهای برای اقتصاد جنگی که مردم را فقط مصرفکننده و گیرنده کمک ببیند، محکوم به شکست است. تابآوری واقعی از دل محلهها، مغازهها و شبکههای همسایگی زاده میشود. انتهای خبر/ پسند https://armanekerman.ir/vdcjxievyuqeiaz.fsfu.html اشتراک گذاری : کپی متن خبر لینک کوتاهarmanekerman.ir/vdcjxievyuqeiaz.fsfu.html