در روزهای پس از شهادت قائد امت، ملت ایران با چشمانی پر اشک اما دلی استوار، به خیابانها آمدهاند تا نشان دهند غم، آنان را درهم نمیشکند.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «نذیر کرمان» چند صباحی است که دیگر امام خامنهای قائد امت سید علی جانمان در بین ما نیست هنوز پیکرش را به خاک نسپردیم و هنوز درستوحسابی با او و خدمات چهل واندی سالهاش خداحافظی نکردهایم. سحرگاهان بعد از اعلام خبر شهادت ایشان انگار قلبمان دیگر یاریکننده نیست و منتظر شنیدن خبرهای بد است گرچه امام امروز امت از نسل رهبر شهید است و راه او را دنبال میکند و ما هم با وی بیعتی جانانه کردهایم؛ اما مگر میشود عشقی چهل ساله را از قلب بیرون کرد؟؟ دشمن چنگودندان نشان میدهد و ما دندان به هم میفشریم و با مشتی گرهکرده در مقابلش ایستادهایم، اما دلمان را خدا میداند، مثل کودکی هستیم که از قلدری کتکخوردهایم و برای اینکه ضعف نشان ندهیم، بلند شده و اشکهایمان را پاککرده و میگوییم؛ اصلاً هم درد نداشت؛ اما خودمان بیش از هرکس دیگری میدانیم که نبود امام سید علی رهبر شهیدمان چه داغی بر دلمان گذاشته است. کرمانیها سابقه شنیدن خبرهای بد زیادی دارند؛ زیرا حاجقاسمشان را هم در سحر به شهادت رساندند، آیتالله رئیسی رئیسجمهور را هم در سحر متوجه شدند که دیگر نیست و شهادت رهبرشان را هم در دهم ماه رمضان موقع خوردن سحری متوجه شدند و همیشه سحرگاهان برای ما حاوی درهای فروخورده ایست که مرتب میگوییم؛ درد نداشت. اما دشمن خوب میداند که چه کرده است و حتی هدفش چه بود و سپاه شیطان خوب خودش را تقویت کرده و آماده شده است. هنوز ما هم نتوانستیم برای رهبری که هر روز با صدای دعاهای سحرگاهانش و نمازهای صبحش روز آغاز میکردیم و در روز با شنیدن سخنانش گذران عمر میکردیم و سرمشق گرفته و روز خود را بر اساس منویات ایشان جلو میبردیم از روی دلوجان گریه کنیم و اشک بریزیم؛ زیرا دشمن منتظر دیدن زبوری ماست . آقا سید مجتبییمان هم دستور داد در میدان بمانیم، لذا همچنان با قلبی آکنده از غم و چشمانی که آماده گریستن هستند بهعکس هر دویشان نگاه میکنیم و مشتهایمان را گرهکرده و در میدان میمانیم و خیابان را رها نمیکنیم؛ اما فقط خدا میداند چه غمی در پس چهره ستبر و سرماسوختهمان نشسته است. دلمان قرص است که رهبری جدید بر مسند نشسته است؛ اما با غم دختران میناب چه کنیم؟ با ناله کودکان بیمارستان گاندی؟ با شهادت بسیجیان گشت و بازرسی تهران و با شهادت خانوادههای دانشمندی که عمرشان را برای این کشور گذاشتند، چه کنیم؟ رهبرم، آقای من، غم نبودنت را به کجا فریاد بزنیم؟! رهبرا ما ایستادهایم در کنار پسر خلف صالحتان، شبها تا دیروقت خیابان را حفظ میکنیم تا مبادا خطی به بسیجیان حافظ امینت و مردم شهرمان بیفتد، روزها قلمبهدست میگیریم و خطونشان برای دشمنانمان میکشیم، تا بامداد بیدار میمانیم و فضای مجازی را فتح میکنیم، اما غممان آرام نمیشود. قلبهایمان پر از غمی است که نمیتوانیم فراموشش کنیم؛ اما همچنان میایستیم با چهرهای خندان و صورتی که با سیلی سرخ نگهش داشتهایم، میدانداری میکنیم و مرتب به متخاصمان میگوییم؛ اصلاً هم درد نداشت. از هر فرصتی برای در میدان بودن استفاده میکنیم تا شکوه ایران اسلامی را به رخ بکشیم و دشمن را از دیدن انبوه جمعیتمان بهراسانیم، یک روز با تشییع پیکرهای شهیدمان و یک روز برای عزاداری لیالی قدر، و یک روز به یاد دختران مدرسه شجره طیبه با دانشآموزانمان به میدان میآییم تا قلب قصی و سنگشده دشمن را بشکنیم. دیروز دانشآموزان کرمانی در مقابل سازمان بینالمللی مهاجران و امور پناهندگی در کرمان جمع شدند تا به این سفیران بگویند، از این که همکلاسیهایمان را دشمن متخاصم شهید کرد و جامعه بینالملل سکوت کرده، ناراحتاند و این عمل را بهشدت محکوم میکنند؛ زیرا باید جامعه بینالملل سکوت خود را بشکنند و در حمایت از آنان برخیزند. دانشآموزان کرمانی هر کدام با یک سروشکلی به میدان آمده بودند چه آنکه کفن پوشیده بود چه آنکه رجز میخواند، آنکه با دوستانش نیمکتها را به نماد مدرسه در خیابان پرکرده بود و دیگری که حتی توان ایستادن نداشت؛ اما قلبش با رهبران انقلاب بود، نمیتوانست بگوید؛ اما اشک ریختن را خوب بلد بود و درد را میفهمید؛ زیرا بصیرت شناخت حق و باطل را داشت. دانشآموزان کرمانی هر کدام خودشان کتابی از انتقامخواهی و خونخواهی بودند و علاقهمند به مصاحبه، اما جوامع بینالمللی این حضور را نمیدیدند؛ زیرا به نفعشان نیست، چون دختران مینابی چشمآبی، انگلیسی یا اروپایی نبودند؛ حتی سلبریتیهای ایرانی هم خفهخون گرفته و چیزی نمیگویند؛ زیرا منافعشان به فرش قرمز هالیوودی گرهخورده است و ابراز حرف بر خلاف ایران سبب پیشرفت دلاریشان میشود و صحبت از واقعیتهای جنایی دشمن هم سکههای آمریکاییشان کمرنگ میکند. به هرحال همه آمده بودند با کیف و لباس مدرسه و دستنوشتههایی که حرفشان را به دشمن ایران اسلامی بزنند و تنفرشان را به جهان نشان دهند. رهبرا ما هم ایستادهایم در میدان، باشد که کشور از ثقیفهها و توطئههای دشمنان با هدایت و راهبری امروز شما خروج یابد و منافقان و مزدوران در لباس دوست هرچه زودتر چهرهشان بر مردم ایران مشهود شود و ایران دوباره رنگ آرامش را بگیرد؛ لذا با تمام تفاوتهایی که با برخی شهروندان داریم اتحاد را حفظ کرده و میدان را برایتان نگه میداریم. در روزهای پس از شهادت رهبر فقید انقلاب، ملت ایران با چشمانی پر از اشک اما دلی استوار، به خیابانها آمدهاند تا نشان دهند غم، آنان را نمیشکند. مردم از کرمان تا تهران یکصدا فریاد میزنند که سکوت نخواهند کرد و دشمن هرگز خندان نخواهد ماند. انتهای خبر/ طهماسبی https://armanekerman.ir/vdcdfk0foyt0kz6.2a2y.html اشتراک گذاری : کپی متن خبر لینک کوتاهarmanekerman.ir/vdcdfk0foyt0kz6.2a2y.html