نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
نذیر کرمان، یاسر علیپور اشرفی، مدرس سواد رسانه و مدیرمسئول رسانه برخط «نذیر کرمان»، در این یادداشت تحلیلی که با رویکردی ساختارشکنانه به خوانش نقشههای پشت آتش جنگ پرداخته، تأکید دارد که تجاوز اخیر حلقهای از زنجیره یک پروژه بزرگتر یعنی حذف موانع ساختاری در برابر برتری مطلق رژیم صهیونیستی در غرب آسیاست.
نویسنده در مقدمه یادداشت خود با اشاره به خطای رایج تحلیلها تأکید کرده که در سیاست بینالملل هیچ تجاوز ممتدی را نمیتوان صرفاً با ادبیات واکنش امنیتی توضیح داد.
وی با بیان اینکه هدف تجاوز نه صرفاً تخریب زیرساخت بلکه توقف یک امکان تاریخی یعنی شکلگیری نظمی بومی و مستقل در منطقه است، عنوان کرد:
«بمبها دیده میشوند اما نقشهها نه؛ مشکل اصلی دشمن چگونگی توقف جنگ نیست بلکه مشکل اصلی آنها الگویی است که ایران بعد از پایان جنگ رقم خواهد زد.»
علیپور اشرفی در نخستین فصل تحلیل خود، پروژه «از نیل تا فرات» را یک طرح هژمونیک مدرن معرفی کرده که در نسخه امروزی خود با تضعیف و وابستهسازی محیط پیرامونی دنبال میشود.
وی با بیان اینکه ایران نه صرفاً یک کشور بلکه یک مانع ساختاری در برابر نظم سلطه است که ترکیبی از قدرت ایمانی، دانش بومی و ظرفیت ائتلافسازی را جمع کرده، عنوان کرد:
«ایران فقط یک کشور نیست؛ ایران الهامبخش است. حمله به ایران حمله به یک مرز نیست بلکه حمله به یک معنا است و تاریخ بارها نشان داده معنا را نمیتوان با بمب شکست داد.»
نویسنده در ادامه پنج کارکرد واقعی پایگاههای آمریکا شامل حلقه مهار قدرتهای مستقل، شبکه پشتیبانی رژیم صهیونیستی، وابستهسازی دفاعی، کنترل رفتار سیاسی و سکوی جنگ علیه بازیگران مستقل را تشریح کرده است.
وی با بیان اینکه در لحظه بحران، همان پایگاههایی که نامشان چتر امنیت بود به مراکز تولید ناامنی تبدیل شدند و تنها در شانزده روز نخست بیش از ۲۱ میلیارد دلار هزینه شده، عنوان کرد:
«برای رهگیری هر پهپاد ایرانی گاهی تا ۱۱ موشک پاتریوت ۴ میلیون دلاری شلیک میشود؛ این خودزنی مالی نشان میدهد آمریکا با یک سامانه بازدارندگی هوشمند و مقرونبهصرفه مواجه است.»
مدیرمسئول نذیر کرمان در ادامه با طرح پرسش محوری درباره منشأ واقعی تصمیمات واشنگتن و استناد به تحلیلگران عرب و غربی، نشان داده که الگوی تکراری سیساله هشدارهای جعلی هستهای پوششی برای هدف واقعی یعنی حذف مزاحم بزرگ بوده است.
وی با بیان اینکه تحلیلگران برجسته عرب اذعان کردهاند این جنگ نه جنگ آمریکا بلکه جنگی است که رژیم صهیونیستی آمریکا را در آن درگیر کرده، عنوان کرد:
«اگر دلیل واقعی جنگ سلاح هستهای نیست و خود نهادهای اطلاعاتی آمریکا هیچ مدرکی شناسایی نکردهاند، پس پاسخ همان است: حذف مزاحم بزرگ از مسیر پروژه هژمونیک.»
نویسنده در ادامه خطاب به سران و ملتهای عربی پرسشهای بقایی مطرح کرده و بر ضرورت تخلیه پایگاههای خارجی تأکید نموده است.
وی با بیان اینکه واقعیت میدانی نشان داد کشورهای عربی از بیم حمله ایران مایل به میزبانی علنی نیستند اما انتقال محرمانه نیرو ادامه دارد و این دوگانگی گواه نیاز به تصمیمی تاریخی است، عنوان کرد:
«اگر این پایگاهها برای امنیت شما بودند چرا هر جا پا گذاشتهاند ناامنی در پی آمده؟ آیا خاک شما خاک شماست یا خاک آمریکا؟»
علیپور اشرفی در فصلی تازه و بدیع، با مرور مستند چهار دهه سپربانی ایران از جهان عرب، تراژدی تبدیل سپر به دشمن را واکاوی کرده است.
وی با بیان اینکه در تمام چهار دهه گذشته اگر یک بازیگر در غرب آسیا بدون چشمداشت مادی در برابر پروژه سلطه صهیونیستی ایستاده باشد، آن بازیگر جمهوری اسلامی ایران است و این نه ادعای تبلیغاتی بلکه واقعیتی مستند است که با خون و تحریم نوشته شده، عنوان کرد:
«وقتی فلسطین تنها ماند، ایران ماند. وقتی لبنان زیر چکمه اشغال بود، ایران یاری رساند. وقتی داعش عراق و سوریه را بلعید، ایران نخستین کشوری بود که به داد همسایه رسید. وقتی یمن زیر بمباران قرار گرفت، ایران صدای مظلومان را شنید.»
نویسنده در ادامه مکانیسم چهارلایهای فریب اعراب را تشریح کرده است:
وی با بیان اینکه پروژه آمریکایی-صهیونیستی با نبوغ شیطانی طراحی شد تا سپر را به دشمن تبدیل کند و از طریق ایرانهراسی، قراردادهای تسلیحاتی نجومی، عادیسازی و پایگاهسازی، ذهنیت سران عربی مهندسی شد، عنوان کرد:
«به کشورهای عربی گفتند دشمن واقعی شما نه رژیمی که نسلکشی میکند بلکه ایران است. و بخشی از سران عرب این روایت را باور کردند. اما امروز همان رژیمی که با آن صلح کردند از خاک همین کشورها برای حمله به ایران استفاده میکند و همان پایگاههایی که قرار بود سپر باشند به هدف تبدیل شدهاند.»
مدیرمسئول نذیر کرمان با اشاره به وضعیت پارادوکسیکال کنونی کشورهای عربی تصریح کرد:
«شما سپر خود را شکستید؛ شمشیر دشمن را گرفتید و به سپر خود زدید. حالا بیسپر در میدان ایستادهاید با شمشیری در دست که مال شما نیست و هر لحظه ممکن است علیه خودتان به کار رود.»
وی در ادامه با مقایسه رفتار متحدان آمریکایی و مقاومت در بزنگاهها تأکید کرد:
«وقتی تأسیسات آرامکو مورد حمله قرار گرفت، ترامپ گفت ما پلیس آنها نیستیم. اما در مقابل، مردم عراق طلا و قلکهای خود را برای ایران فرستادند. این وفاداری با پول خریده نشده بلکه با خون سردار سلیمانی ساخته شده است.»
علیپور اشرفی با خطابی مستقیم به سران عرب نوشت:
«اگر پروژه نیل تا فرات محقق شود، آیا مرزهای شما در امان خواهد بود؟ ایران سالها در برابر این پروژه ایستاد و هزینهاش را پرداخت. اکنون لحظه بیداری فرا رسیده؛ تاریخ فرصتهای نامحدود نمیدهد. ایران اگر بیدار شوید آماده است که شریک شما باشد — نه سپر یکطرفه بلکه شریک در ساختن امنیتی که از درون منطقه برخیزد.»
نویسنده در ادامه طرح عملی پیمان امنیت منطقهای خلیج فارس مبتنی بر خروج تدریجی نیروهای فرامنطقهای و همکاری مشترک را پیشنهاد داده است.
وی با بیان اینکه هیچ ملتی نمیتواند امنیت پایدار خود را از بیرون وارد کند و تا زمانی که غرب آسیا در مدار امنیت وارداتی بماند خاک منطقه میدان تسویهحساب خارجی خواهد بود، عنوان کرد:
«ایران میتواند پس از این جنگ با ابتکار عمل، پیمان امنیت منطقهای را بر مبنای برابری و منافع مشترک پیشنهاد دهد؛ دشمنیهای مصنوعی باید پایان یابد و ریسمان وحدت — نه ریسمان واشنگتن و نه طناب تلآویو — باید دستگیره نجات منطقه باشد.»
نویسنده در ادامه با تشریح ابعاد پنجگانه قدرت ایران شامل قدرت ایمانی، مردمی، موشکی، بازدارندگی اقتصادی و تجربه چهار دهه مقاومت، خطای محاسباتی دشمن را واکاوی کرده است.
وی با بیان اینکه دشمن گمان برد قدرت فقط در فناوری خلاصه میشود و اراده ملتها را میتوان با شوک درهم شکست، عنوان کرد:
«آمریکاییها جنگ کوتاه با پیروزی سریع میخواستند اما ایران جنگ فرسایشی برایشان به راه انداخت. آنچه غرورانگیز است، روحیه بزرگ و روح شهادتطلبی سربازان اسلام است و این فتحالفتوح است.»
علیپور اشرفی در ادامه با تمرکز بر شبهای پاسبانی و همبستگی فراملی از عراق تا یمن، ستون اصلی مقاومت را تبیین کرده است.
وی با بیان اینکه دشمن گمان میکرد با فشار بیرونی درون جامعه را میگسلد اما ایران فرو نریخت و مردم خیابانها را به سنگر وحدت تبدیل کردند، عنوان کرد:
«یک عامل دلیل پیروزی ملت ما بوده: اراده ملت. ارادهای از جنس اللهاکبر که نه ترور میشود و نه بمباران.»
نویسنده در فصل پایانی نتیجهگیری کرده است.
وی با بیان اینکه محاسبه دشمن در برابر سه حقیقت شکست خورد: حقانیت جبهه دفاع مشروع، قدرت ترکیبی ایران و وحدت مردم و سربازان اسلام، در نتیجهگیری نوشت:
«حق ماندگار است و ظلم رفتنی. تاریخ بارها نشان داده ظلم هرقدر مسلح و باطل هرقدر پرهیاهو باشد در نهایت در برابر ملتی که بر حق ایستاده شکست میخورد. این راه اگر با وحدت و بصیرت و قدرت ادامه یابد به نصرت الهی خواهد رسید؛ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ.»
پروژه از نیل تا فرات, ایران سپر اعراب, هژمونی صهیونیستی, فریبخوردگی کشورهای عربی, پایگاههای آمریکا, لابی صهیونیستی, دکترین تهاجمی ایران, قدرت ترکیبی ایران, وحدت ملی, شبهای پاسبانی, امنیت بومی منطقه, دفاع مشروع, یاسر علیپور اشرفی, نذیر کرمان, اخبار کرمان, اخبار کرمان و شهرستان ها, اخبار استان کرمان