نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش خبرنگار نذیر کرمان، امروز ۲۴ مرداد، زادروز علی حاتمی فیلمنامهنویس و کارگردان نامآشنای سینمای ایران است که اگر در قید حیات بود، ۸۲ ساله میشد. فیلمسازی که در ۲۵ سال فعالیت، ۱۲ اثر سینمایی و سه مجموعه تلویزیونی را به سرانجام رساند و پروژه شانزدهم او، «جهانپهلوان تختی»، با اوج گرفتن بیماری و […]
به گزارش خبرنگار نذیر کرمان، امروز ۲۴ مرداد، زادروز علی حاتمی فیلمنامهنویس و کارگردان نامآشنای سینمای ایران است که اگر در قید حیات بود، ۸۲ ساله میشد. فیلمسازی که در ۲۵ سال فعالیت، ۱۲ اثر سینمایی و سه مجموعه تلویزیونی را به سرانجام رساند و پروژه شانزدهم او، «جهانپهلوان تختی»، با اوج گرفتن بیماری و درگذشتش در نیمه آذرماه سال ۱۳۷۵ ناتمام ماند.
حاتمی با «هزاردستان»، «مادر»، «سوتهدلان» و دیگر آثارش، معماری، موسیقی، نقاشی و زبان ایرانی را به بخشی ماندگار از سینمای ایران تبدیل کرد. علی حاتمی را نمیتوان فقط با عنوان فیلمنامهنویس یا کارگردان شناخت. او از معدود فیلمسازان ایرانی بود که مجموعهای از هنرهای ایرانی را در قالب یک دستگاه زیباییشناختی واحد کنار هم نشاند؛ معماری، موسیقی، نقاشی، خط و حتی صنایعدستی و طراحی لباس در آثار او از سطح «تزئین» فراتر میرفتند و به عناصر سازنده روایت تبدیل میشدند.
در سینمای حاتمی، «گذشته» صرفاً موضوع داستان نیست؛ گذشته باید دیده، شنیده و لمس شود. خانه، کوچه، بازار، ساز، تابلو، خط، لباس و اشیای قدیمی، همگی در خدمت ساختن جهانی هستند که حاتمی از ایران در ذهن داشت. از همین رو، بررسی آثار او بدون توجه به هنرهای ایرانی، عملاً نادیده گرفتن بخش مهمی از زبان سینمایی اوست.
معماری؛ مهمترین میراث تصویری علی حاتمی
شاید هیچیک از هنرهای ایرانی به اندازه معماری در سینمای علی حاتمی حضور تعیینکننده نداشته باشد. خانه در آثار او صرفاً محل وقوع اتفاقات نیست؛ خانه حافظه، شخصیت و تاریخ است. کوچه و بازار نیز فقط پسزمینه نیستند، بلکه روابط اجتماعی و طبقاتی شخصیتها را آشکار میکنند.
این نگاه را میتوان از «طوقی» تا «سوتهدلان» و «مادر» دنبال کرد. حاتمی بهویژه در فضاهای سنتی، به جزئیاتی توجه داشت که معمولاً در سینمای متعارف نادیده گرفته میشوند: حیاط، اتاقها، پنجرهها، درها، حوض، اشیای داخل خانه و نحوه قرار گرفتن آدمها در معماری. در واقع، معماری در آثار او به نوعی زبان شخصیتپردازی تبدیل میشود.
در «سوتهدلان»، خانه و فضای شهری تهران قدیم، جهان اجتماعی شخصیتها را شکل میدهد. خانهای که اعضای خانواده در آن زندگی میکنند، امتداد مناسبات خانوادگی و عاطفی آنان است؛ فضایی که هم پناهگاه است و هم یادآور گذشتهای که رو به زوال دارد. پژوهشهایی که درباره معماری در سینمای حاتمی انجام شده نیز «سوتهدلان» و «مادر» را از نمونههای شاخص توجه او به تجربه زیسته در خانه ایرانی دانستهاند.
در «مادر» این رویکرد به اوج میرسد. تمام فیلم تقریباً در یک خانه میگذرد، اما محدودیت مکانی به معنای فقر بصری نیست. برعکس، حاتمی از اتاقها، راهروها، حیاط و اشیای خانه برای تعریف روابط میان اعضای خانواده استفاده میکند. خانه قدیمی، در این فیلم، خود یک «شخصیت» است؛ خانهای که فرزندان پراکنده را دوباره کنار هم میآورد و خاطره خانواده ایرانی را در برابر جهان مدرن قرار میدهد. حتی طراحی صحنه و لباس فیلم نیز مستقیماً زیر نظر حاتمی بود.
در اینجا معماری با مضمون فیلم پیوند میخورد: فروپاشی خانه، میتواند استعارهای از فروپاشی یک شکل از خانواده و فرهنگ باشد. حاتمی خانه ایرانی را نه به عنوان یک شیء معماری، بلکه به عنوان ظرفی برای حافظه جمعی میبیند.
اما بزرگترین تجربه معماری حاتمی، بدون تردید، «هزاردستان» است.
«هزاردستان»؛ ساختن تهران برای ساختن تاریخ
«هزاردستان» فقط یک سریال تاریخی نبود؛ پروژهای برای بازسازی یک جهان شهری بود. حاتمی برای روایت تهران سالهای آغازین قرن چهاردهم شمسی دریافت که لوکیشنهای موجود نمیتوانند آن جهان را در اختیارش بگذارند؛ بنابراین ایده ساخت یک شهرک سینمایی شکل گرفت؛ پروژهای که از سال ۱۳۵۸ با طرح و پیشنهاد حاتمی و همکاری ولیالله خاکدان آغاز شد.
نتیجه، شهرکی بود که بعدها «شهرک سینمایی غزالی» نام گرفت و امروز نیز یکی از مهمترین میراثهای بصری تاریخ سینما و تلویزیون ایران به شمار میرود. خیابانها، میدانها، ساختمانها، مغازهها، گراند هتل، لالهزار و دیگر عناصر تهران قدیم در این مجموعه بازسازی شدند.
اهمیت این اتفاق فقط در عظمت دکور نیست. حاتمی در «هزاردستان» شهر را به یک شخصیت تبدیل کرد. تهرانِ سریال، شهری خیالی، اما باورپذیر است؛ شهری که مناسبات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در معماری آن دیده میشود. بازار با لالهزار یکسان نیست؛ خانه اعیان با حجره بازار تفاوت دارد؛ گراند هتل با چاپخانه و خیابان عمومی کارکرد دیگری دارد؛ بنابراین معماری، نقشهای از جامعه نیز هست.
این رویکرد باعث شد «هزاردستان» از یک اثر تلویزیونی فراتر رود. شهرک ساختهشده برای سریال، بعدها در پروژههای متعدد سینمایی و تلویزیونی مورد استفاده قرار گرفت و به بخشی از زیرساخت تصویری ایران تبدیل شد. به بیان دیگر، حاتمی برای روایت یک تاریخ، یک میراث معماری سینمایی ساخت.
از این منظر، شاید مهمترین میراث مادی حاتمی نه یک فیلم، بلکه همین شهرک باشد؛ زیرا پس از پایان فیلمبرداری، جهان ساختهشده او همچنان امکان روایت تاریخ را برای نسلهای بعدی فراهم کرد.
موسیقی؛ وقتی صدا بخشی از هویت ایرانی میشود
موسیقی نیز در سینمای حاتمی جایگاهی فراتر از موسیقی متن دارد. از «حسن کچل» و بهرهگیری از ترانهها و موسیقی عامیانه تا «سوتهدلان» و در نهایت «دلشدگان»، موسیقی در شکل دادن به فضای ایرانی آثار او نقشی اساسی دارد.
«دلشدگان» نقطه اوج این مسیر است؛ فیلمی که اساساً داستان موسیقیدانان ایرانی و نسبت آنان با هنر، قدرت و زمانه خود است. همکاری حاتمی با حسین علیزاده و حضور صدای محمدرضا شجریان، موسیقی را به هسته اصلی تجربه فیلم تبدیل کرد. در اینجا تصویر، معماری، لباس و موسیقی یک جهان تاریخی واحد میسازند.
حاتمی به موسیقی به چشم «اثبات ایرانی بودن» اثر نگاه نمیکرد؛ بلکه آن را بخشی از زندگی شخصیتها میدانست. همین تفاوت باعث شده موسیقی در آثار او اغلب طبیعی و درونی به نظر برسد، نه عنصری که صرفاً برای ایجاد حالوهوای تاریخی به فیلم افزوده شده باشد.
نگارگری و نقاشی؛ قابهایی که شبیه خاطرهاند
«کمالالملک» آشکارترین نمونه پیوند سینمای حاتمی با هنر نقاشی است. او زندگی نقاش را بهانهای قرار داد تا رابطه میان هنرمند، قدرت سیاسی و جامعه را روایت کند.
بازسازی فضای نقاشیهای استاد کمالالملک و تبدیل برخی آثار شناختهشده او به بخشی از جهان فیلم، سبب شد مرز میان نقاشی و سینما کمرنگ شود. در چنین قابهایی، ترکیببندی، رنگ، نور و چیدمان شخصیتها گاه به یک تابلوی نقاشی شباهت پیدا میکند. درباره بازسازی تابلوهایی، چون «تالار آینه» برای فیلم نیز گزارشهای متعددی منتشر شده است.
البته نمیتوان این ویژگی را الزاماً «نگارگری» به معنای دقیق تاریخی آن دانست. تأثیر هنرهای تصویری ایرانی بر حاتمی بیشتر در جزئیاتپردازی، تزئین، تقارن، ترکیببندی و روایت درون قاب دیده میشود. قاب حاتمی اغلب میخواهد مانند یک تصویر ماندگار در ذهن باقی بماند.
خط و خوشنویسی؛ موسیقی کلمات در تصویر
در سینمای حاتمی، خط فقط در قالب تابلو یا نوشتههای روی دیوار حضور ندارد. علاقه او به زبان، دیالوگهای آهنگین و واژگان تاریخی، نوعی پیوند میان ادبیات و خوشنویسی ایجاد میکند.
«هزاردستان» از این منظر اهمیت ویژهای دارد. شخصیت اصلی سریال «رضا خوشنویس» است؛ و تیتراژ ماندگار سریال هم بخشی از آداب خشونویسی ایرانی را به شکلی زیبا به تصویر میکشد. هرچند درنهایت خشونت و خون این زیبایی و آرامش را به هم میزند. روزنامه، چاپخانه، نامه، سند و نوشته، بخشی از فضای تاریخی سریال هستند. حتی چاپخانه نیز به یکی از مکانهای مهم جهان بازسازیشده سریال تبدیل میشود.
همانطور که خوشنویس به شکل کلمات اهمیت میدهد، حاتمی نیز به شکل شنیده شدن کلمات اهمیت میدهد. دیالوگهای او فقط اطلاعات منتقل نمیکنند؛ واجد ریتم، موسیقی و زیباییشناسیاند. به همین دلیل، زبان حاتمی را میتوان یکی از خویشاوندان ادبی هنرهای سنتی ایران دانست؛ زبانی که در آن «چگونه گفتن» بخشی از «چه گفتن» است.
جای خالی مردی که سینما را ایرانی میدید
علی حاتمی بیش از سه دهه است که در میان ما نیست، اما جای خالی او در هنر امروز ایران همچنان محسوس است. مسئله فقط فقدان یک کارگردان موفق نیست؛ سینمای ایران امروز کمتر فیلمسازی دارد که بتواند معماری، موسیقی، نقاشی، خط، زبان و فرهنگ عامه را در یک جهان واحد سینمایی جمع کند.
نگاه حاتمی البته منتقدانی هم داشت. تصویری که او از گذشته ارائه میکرد، گاه بیشتر «ایرانِ خاطره و خیال» بود تا ایرانِ مستند و تاریخی. اما همین نگاه شخصی، امضای او را ساخت. او گذشته را بازسازی نمیکرد تا صرفاً به مخاطب اطلاعات تاریخی بدهد؛ میخواست مخاطب حس کند که زمانی چنین جهانی وجود داشته است.
شاید مهمترین پرسش در سالروز زادروز او این باشد که چرا در سینمای امروز ایران، با وجود امکانات فنی و دسترسی گستردهتر به میراث فرهنگی، کمتر فیلمسازی ظهور کرده که چنین پیوند ارگانیکی میان سینما و هنرهای ایرانی برقرار کند؟
جای خالی حاتمی دقیقاً همینجاست: در روزگاری که سینمای ایران بیش از همیشه به هویت بصری نیاز دارد، هنوز کسی نتوانسته است به اندازه او معماری را به شخصیت، موسیقی را به روایت، نقاشی را به قاب و خط را به زبان سینما تبدیل کند. میراث حاتمی فقط فیلمهایش نیست؛ شهری است که ساخت، خانههایی که به یاد سپرد، موسیقیهایی که در قاب نشاند و زبانی که هنوز در گوش سینمای ایران طنین دارد.
انتهای پیام/
منبع:آنـــا ? از خانه «مادر» تا تهرانِ «هزاردستان»، تصویر هنر ایرانی در آثار علی حاتمی
این مطلب بدون برچسب می باشد.