آینده در گرو بازخوانی گذشته / تاریخ ایران را در پادشاهان زن‌باره و دیدگاه های رادیکال خلاصه نکنیم

خلاصه کردن تاریخ ایران به تاریخ تلخ پادشاهان عیاش و دزد و ظالم و روشنفکران وابسته شاید برای برخی دیدگاه‌های رادیکال مناسب باشد و به کار توجیه ایدئولوژیک بیاید اما نه درست است نه مفید

خلاصه کردن تاریخ ایران به تاریخ تلخ پادشاهان عیاش و دزد و ظالم و روشنفکران وابسته شاید برای برخی دیدگاه‌های رادیکال مناسب باشد و به کار توجیه ایدئولوژیک بیاید اما نه درست است نه مفید عصر ایران؛ امید جهانشاهی- چیستی آینده همواره یکی از موضوع‌های جذاب برای جامعه و هم یکی از نگرانی‌های عموم بویژه جوان‌ترهاست. کنج‌کاوی وضعیت آینده به همان اندازه که مهم و جدی است، همواره مبهم و مناقشه‌‌برانگیز هم بوده است. 
بسیاری اسیر این ذهنیت کلیشه‌ای‌اند که برای فکر کردن به آینده و ساختن آینده باید گذشته را رها کرد و به جای اهمیت دادن به مسائل امروز و غوطه‌وری در دغدغه‌های روز، تمرکز را متوجه آینده کرد. اما واقعیت این است که گذشته امری رفته و تمام شده نیست بلکه در بستر آنچه «گذشته» و رفته می‌پنداریم، ساختارهایی شکل گرفته که ذهنیت امروز و در واقع، الگوهای حاکم بر شیوه اندیشیدن امروز را می‌سازند. ما در چارچوبی به فردا می‌نگریم و می‌اندیشیم که در «گذشته» ما شکل گرفته و بر اثر تداوم در دهه‌ها تثبیت شده است. 
درک و تفسیر ما از وضعیت گذشته، وضعیت حال و آینده به شدت به هم وابسته و از هم متاثرند. وقتی درک و تفسیر درستی از تاریخ خود نداشته باشیم، هرگز نمی‌توانیم درک درستی از وضعیت امروز خود بیابیم و بر همین اساس قادر نیستیم تصویری روشن و مطلوب از آینده ایران برای جامعه توصیف کنیم که باورپذیر و انگیزاننده باشد. 
آنچه برای آینده می‌خواهیم و تصویر مطلوبی که می‌جوییم، ریشه در گفتمان و چارچوبی دارد که در چند دهه گذشته شکل گرفته است. 
از این رو، تا زمانی که درس‌های معلم انقلاب دکتر شریعتی را بازخوانی و بازنگری نکنیم و نسبت چارچوب‌های امروز را با برخی آموزه‌های گفتمان‌های چپ دهه چهل و پنجاه بازنگری نکنیم، نمی‌توانیم نسبت امروز خود را با جهان غرب و لذا قدرت‌های جهان بازتعریف کنیم و حتی در ساختن تصویری از آینده مطلوب «برای ایران» متمرکز شویم. هنوز نگاه بسیاری از ما به جهان زیر سایه مبارزه مقدس با «جهان کفر و سرمایه‌داری» است. 
درک و تفسیر از گذشته و حال و آینده در هم تنیده‌اند. شناخت واقع‌بینانه وضعیت امروز در گرو شناخت واقع‌بینانه وضعیت گذشته و تاریخی ماست و داشتن تصویری روشن و مطلوب از آینده مستلزم شناخت درست «گذشته» و «امروز» است. اگر دغدغه آینده ایران داریم باید وسواس این را داشته باشیم که آیا شناخت و تفسیر ما از تاریخ ایران و به ویژه تاریخ مشروطه به این سو، واقع‌بینانه است؟ 
آیا شناخت ما از وضعیت امروز جامعه ایران مبتنی بر آمار و داده‌های دقیق است؟ 
برای ساختن تصویری مطلوب از آینده که باورپذیر و انگیزاننده باشد، باید ابتدا به گذشته برگشت.
خلاصه کردن تاریخ ایران به تاریخ تلخ پادشاهان عیاش و دزد و ظالم و روشنفکران خائن و منحرف و وابسته (بجز معدودی)، شاید برای برخی دیدگاه‌های رادیکال و خاص مناسب باشد و به کار توجیه ایدئولوژیک بیاید اما نه درست است و نه مفید. 
روایت درست تاریخ، روایتی نه سفید است و نه سیاه. نه فریبنده و دروغین و نه توجیه‌کننده رویکردهای بی‌وطن سوسیالیستی خلقی با انواع نسخه‌های روایی بومی آن. 
روایت واقع‌بینانه از تاریخ، خاکستری است که هم در تنگناها، دستاوردها را تشخیص می‌دهد و هم ورای شعارها و نمایش‌ها، کوتاهی‌ها و کاستی‌ها را نشان می‌دهد. 
روایت واقع‌بینانه از تاریخ روایتی است که در خلال ظلم‌ها و فداکاری‌ها، سختی‌ها و گشایش‌ها، خیانت‌ها و خدمات، مسیر رو به جلوی یک ملت در تکاپو برای ساختن جامعه‌ای بهتر را تصویر می‌کند؛ و حس حرکت و سازندگی و زندگی را به جامعه امروز منتقل می‌کند. 
چنین روایت واقع‌بینانه و خاکستری است که امکان فهم وضعیت امروز کمک می‌کند. و چنین روایت واقع‌بینانه و خاکستری است که امکان‌پذیری ساخت آینده مطلوب را ممکن می‌سازد. 
گاهی به گلایه گفته می‌شود برخی جوانان ناامید از آینده هستند و برخی نوجوان پیوندشان با فرهنگ و هویت ایرانی ضعیف است. این ناامیدی و این ‌پیوند کم رمق هم بی‌ارتباط با در هم تنیدگی شناخت و تفسیر از گذشته و حال و آینده نیست. نگاه جوان به فرهنگ، هویت و وضعیت امروز ایران تنیده است با روایتی که از تاریخ می‌شنود و آینده‌ای که برایش تصویر می‌شود. 
زیر سایه روایتی از تاریخ که تقلیل یافته به تاریخ حاکمان فاسد و هوس‌باز و ظالم و توطئه بیگانگان، و زیر سایه تصویری از آینده که تا حدی مبهم است و چندان نسبتی با توسعه ندارد، اساساً نمی‌توان توقع داشت که جوان امروز پیوندی روشن با برخی ارزش‌های حاکم امروز داشته باشد. 
آینده، گذشته و حال در هم تنیده هستند. درک و تفسیر از این سه را در پیوند با هم باید دید. از این رو، برای ساخت تصویری باورپذیر و انگیزاننده از آینده که شرط واقعی و لازم برای ایجاد امید به آینده است، ناگزیر به بیان شجاعانه و مسئولانه وضعیت واقعی امروز هستیم؛ چیزی که تبیین آن مستلزم روایت واقع‌بینانه از تاریخ است؛ تاریخی که پویایی و جاری بودن «ایران» را در درازنای تاریخ روایت کند.




آینده در گرو بازخوانی گذشته / تاریخ ایران را در پادشاهان زن‌باره و دیدگاه های رادیکال خلاصه نکنیم

منبع: عصر ایران
? آینده در گرو بازخوانی گذشته / تاریخ ایران را در پادشاهان زن‌باره و دیدگاه های رادیکال خلاصه نکنیم