نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
آخرای مجلس بودم، با موج جمعیت به عقبتر پرت شدم و در همین زمان خورشید درخشید. نورانیت عجیبی خورد توی صورتم، برای اولین بار است که از نای جان، «همه تن چشم شدم» برایم معنا و مفهوم پیدا کرد. نذیر کرمان کرمان _ آمنه شهریارپناه: اتوبوسها از گلزار شهدای کرمان مثل پرنده در جاده رها […]
حتما آن مریدِ رفیق از ما به آقا گفته، او ما را میشناسد، چهرههایمان برایش آشناست، فقط کافیست چشمهایمان را ببیند و صدها قاسم را از درون آنها کشف کند! نذیر کرمان؛ کرمان، آمنه شهریارپناه: آخر هفتهها شلوغی گلزار شهداء کرمان عجیب نیست، اما امروز شکوه غریبانه دیگری دارد، جمعیت زیادی ایستادهاند، امام جمعه سخنرانی […]