کرمانی‌ها از روزهای پرالتهاب می‌گویند

در بازار مظفری کرمان قدم برمی‌دارم و زندگی را می‌بینم؛ از خریدارانی که پا به این بازار گذاشته‌اند تا صاحبان مغازه‌، با آنان به گفتگو می‌نشینم و روایت روزهای پرالتهابی که تروریست‌های مسلح برای مردم رقم زده بودند را می‌شنوم.


در بازار مظفری کرمان قدم برمی‌دارم و زندگی را می‌بینم؛ از خریدارانی که پا به این بازار گذاشته‌اند تا صاحبان مغازه‌، با آنان به گفتگو می‌نشینم و روایت روزهای پرالتهابی که تروریست‌های مسلح برای مردم رقم زده بودند را می‌شنوم.

 به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری «نذیر کرمان»؛ این روزها آفتاب که بر خیابان‌های شهر کرمان می‌تابد، زندگی بیدارتر می‌شود و مردم هوشیارتر؛ بوی نانی که بر دست گرفته‌ایم تا انتهای مشماممان را نوازش می‌کند و رهایی یک کودک در بازی‌هایش خنده‌ای ناب را به لبمان می‌آورد و این‌ها صحنه‌هایی ساده اما عمیق از زندگی هستند.

 زندگی پنهانی ره‌آورد تروریست‌های مسلح

 همان زندگی‌ای را می‌گویم که هفته گذشته پنهان‌پنهان آن را تکرار می‌کردیم، راه‌رفتنمان در سطح پیاده‌رو، میهمانی رفتنمان، خرید کردنمان را می‌گویم؛ آهسته می‌رفتیم و می‌آمدیم تا ما را نبینند و حتی بخش خنده و گردش زندگی را حذف کرده بودیم.
 چشمانمان اضطراب را نشان می‌داد و همه این‌ها ره‌آورد تروریست‌هایی بود که از آن‌سوی مرزها هدایت می‌شدند.
 
 حرف مردم کرمان در بازار مظفری

 مسیرم را به سمت بازار مظفری کرمان گرفتم؛ همان بازاری که با قدمگاه معروفش در ذهن تک‌تک ما کرمانی‌ها خاطرات متعددی به‌جای گذاشته است. صدای میوه‌فروشانی که از هر سو تکرار می‌کنند قیمت ما مناسب است تا به سویشان برای خرید برویم، شنیده می‌شود. جریان زندگی با هر فردی که به بازار قدم می‌گذارد و با قدمی که برداشته می‌شود، تندتر می‌شود.

باید نذرم را ادا کنم

 زنی با پلاستیک‌های خریدی که در دو دوستش گرفته آهسته‌آهسته گام بر می‌دارد، به سویش می‌روم. می‌پرسم آیا با اقدام تروریست‌هایی که هفته گذشته آرامشمان را ربوده بودند، موافق بودی؟ سرش را به چپ و راست تکان می‌دهد و می‌گوید: مادر لحظه‌ای تسبیح از دستم جدا نمی‌شد، برای مدافعان و نیروهای نظامی و برای سلامتی‌شان مدام ذکر می‌گفتم؛ نذر کرده‌ام و باید نذرم را ادا کنم.

 او اضافه کرد: شرایط اقتصادی برای هیچ‌کداممان خوب نیست، معترضیم اما دیگر قرار نیست شهرمان را به آتش بکشیم؛ این کارها چه بود که انجام می‌داند، اگر بانک را آتش بزنیم یا درختان را بسوزانیم چیزی درست می‌شود؟ نه؛ اصلاً این‌ها مردم ایران نبودند.

 ماهیگیری از آب گل‌آلود

 از او که جدا می‌شوم به سمت فروشنده‌ای می‌روم که در پیشخوان مغازه‌اش حبوبات گذاشته است، سؤالم را این‌گونه می‌پرسم؛ کاروبار خوب است؟ می‌خندد و می‌گوید: خدا را شکر و من ادامه می‌دهم که آیا هنوز معترض هستید؟ می‌گوید: نگذاشتند بگوییم که به دادمان برسند، نگذاشتند بگوییم هر دقیقه قیمت‌ها متفاوت است، جنسی را می‌فروشیم ۱۰۰ هزار تومان هفته دیگر که برای خرید می‌رویم ۱۵۰ هزار تومان شده است و خوب گران‌بودن اجناس به مردم هم فشار می‌آورد و خرید هم کمتر می‌شود.

 این فروشنده کرمانی ادامه داد: در کوچه و خیابان‌ها صحنه‌هایی رخ داد که هیچ‌یک دلخواه ما مردم نبود، فقط می‌گویم از این شرایط دشمن استفاده کرد، صدایمان به جایی نرسید که هیچ… از خون نیروی نظامی‌مان گرفته تا جوانان وطن؛ همه را به زمین ریختند تا از آب گل‌آلود ماهی بگیرند.

حرف‌های عضو شورای سلامی شهر کرمان

 ساعت ۱۱ ظهر بود، یادم آمد که با محمدرضا کمساری عضو شورای اسلامی شهر کرمان وقت گفتگو گرفته بودم، با او تماس می‌گیرم.
 می‎گویم بسیاری معتقدند که این اقدامات تروریستی در ادامه جنگ ۱۲روزه بوده و حتی برخی معتقدند که جنگ سوم تحمیلی بر مردم این کشور بود، نظر شما چیست؟

 کمساری بعد از کمی مکث پاسخ داد: همه می‌دانیم که فشار بدخواهان این کشور در حداکثرترین شکل ممکن است از طرفی برنامه‌های دولت آن‌گونه که باید نتوانسته در سطح جامعه اقناع را به وجود آورد؛ بنابراین اعتراض و تجمعی شکل گرفت.

 او در ادامه بیان کرد: حرف اعتراض این بود که به حقوق مردم توجه شود از طرفی دشمنی که همواره به مردم این کشور فشار اقتصادی وارد می‌کند تا این ملت را به زانو درآورد به دنبال لحظاتی است برای زدن ضربه نهایی؛ بنابراین دشمنان این مرزوبوم اعتراض مسالمت‌آمیز و به‌حق مردم را به اغتشاش تبدیل می‌کند.

 عضو شورای اسلامی شهر کرمان توضیح داد: در ادامه باید گفت که آیا مردم تنها خواهان مطالبه حق خود نبودند و آیا نمی‌خواستند به شرایط اقتصادی اعتراض کنند؛ سؤال اینجاست که باید در این راستا ۲۵۰ اصله درخت به آتش کشیده شود؟ و یا برای مطالبه حق خود فرد دیگری مورد ضرب و شتم قرار داده شود؟ همچنین در این راستا ایستگاه اتوبوس و خانه خدا به آتش‌گرفته شود؟

 کمساری تأکید کرد: این دقیقاً جایی است که مردم باید تشخیص دهند که اعتراض ما را بعضی عوامل دست‌نشانده به اغتشاش تبدیل کرده‌اند؛ با این اقدامات در واقع هزینه‌های دیگری به کشور تحمیل می‌شود که باید در پرداخت آن شریک باشیم و درست اینجا مردم باید صف خود را از اغتشاشگران و تروریست‌ها جدا کنند.

 او بیان کرد: مردم توجه کنند که اعتراض و مطالبه مردم در خصوص مسائل اقتصادی و معیشتی در حال تبدیل‌شدن به جنگ شهری و دخلی شده بود و اگر مردم در این فکر هستند که امروز حکومتی جایگزین حکومت دیگری خواهد شد و بعد جامعه همچنان گل‌وبلبل خواهد شد اصلاً چنین داستانی نیست.

 این عضو شورای شهر در پایان گفت: دشمن ما به دنبال تجزیه‌کردن این مرزوبوم است؛ چراکه با ایران بزرگ، همدل و یک‌دست و با وحدت مشکل دارد، ایران بزرگ را تجزیه خواهند کرد و دیگر قدرت قبل را نخواهند داشت البته با نگاهی گذرا به وضعیت کشورهایی همچون عراق، سوریه و دیگر کشورهایی که درگیر مسائل داخلی شدند، خواهیم فهمید که در چنین ایرانی حتی با گذشت ۱۰ سال نه تنها امنیت بلکه با آسایش و آرامش قدم برداشتن بر روی پیاده‌روها را از دست داده‌ایم.

 انتهای خبر/ پسند
 
 
 
 
 


کرمانی‌ها از روزهای پرالتهاب می‌گویند

منبع:آرمـان
? کرمانی‌ها از روزهای پرالتهاب می‌گویند