نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
استراتژی یقین؛ پادزهر محاسبات مادی در دنیایی که زرادخانههای رسانهای دشمن تلاش دارند محاسبات ذهنی نخبگان را تغییر دهند، نخستین مؤلفه مکتب سلیمانی، «گذار از تردید به یقین» است. حاج قاسم در بحرانیترین لحظات سقوط دمشق و بغداد، زمانی که تمام برآوردهای مادی نشان از شکست داشت، با تکیه بر «اراده قطعی الهی» ایستاد. این ایمان، یک دلخوشی انتزاعی نبود، بلکه یک «برآورد اطلاعاتی-راهبردی» بود که بنبستها را میشکست. او ثابت کرد در قاموس این مکتب، یأس معنایی ندارد و پیروزی نهایی، وعدهای تخلفناپذیر است.
رصد هوشمندانه و دیپلماسی میدان انتظار در قاموس سلیمانی، گوشهنشینی نیست؛ بلکه به معنای «دیدهبانی دائمی» و «رصد هوشمند» است. او با خلق مفهوم «سرباز بدون مرز»، نشان داد که امنیت ملی را باید فرسنگها دورتر از مرزهای جغرافیایی تأمین کرد. این نگاه آیندهپژوهانه موجب شد تا او تهدیدات را پیش از وقوع شناسایی کند و با تبدیل تهدیدِ داعش به فرصتِ «ارتش بینالمللی مقاومت»، یکی از بزرگترین معجزات امنیتی قرن را رقم بزند.
ولایت؛ قطبنمای تشخیص در غبار فتنه در عصر حیرت و فتنههای پیچیده ترکیبی، تشخیص حق از باطل دشوارترین آزمون خواص است. شاهکلید مکتب سلیمانی برای عبور از این مه غلیظ، «ولایتمداری» بود. برای او، ولایت نه یک مفهوم سیاسی صرف، بلکه تنها کانال اتصال به حجت خدا و ضامن عدم انحراف بود. همین شاخص باعث شد جبهه مقاومت با وجود تکثر ملیتی و مذهبی، حول یک محور واحد منسجم شود و از فروپاشی در امان بماند.
دکترین «انتظار فعال»؛ نفی انفعال شاید مهمترین درس این مکتب برای نسل جوان و مدیران امروز، بازتعریف مفهوم انتظار باشد. حاج قاسم «انتظار» را مساوی با «حرکت» و «کنشگری» معنا کرد. او نشان داد که منتظر واقعی، کسی است که وسط میدان ایستاده و زمین را برای آمدن مصلح کل هموار میکند. در این مدل، امنیت، عدالت و اقتدار، پیشنیازهای قطعی ظهورند که باید برای تحقق آنها جنگید، نه اینکه صرفاً برای آنها دعا کرد.
عقلانیت راهبردی و مدیریت بحران برخلاف تصویرسازیهای کاریکاتوری رسانههای غربی که تلاش دارند نیروهای انقلابی را هیجانزده نشان دهند، مکتب سلیمانی اوج «عقلانیت راهبردی» است. ترکیب شجاعت با تدبیر، و حماسه با محاسبه، ویژگی بارز مدیریت او بود. او با «بصیرت» عمیق، بحرانهای منطقه را نه به عنوان تهدید صرف، بلکه به عنوان قطعات پازل ظهور تحلیل میکرد و با کمترین هزینه، بیشترین دستاورد را برای جهان اسلام به ارمغان میآورد.
عبور از توقیت؛ تمرکز بر «آمادگی» در حالی که برخی جریانهای انحرافی با تعیین زمانهای دروغین برای ظهور، جامعه را دچار یأس یا هیجان کاذب میکنند، مکتب سلیمانی بر اصل روایی «کذب الوقاتون» استوار است. پیام روشن حاج قاسم این بود: «ما ملت امام حسینیم»؛ یعنی ما عاشورا را مشق میکنیم تا ظهور محقق شود. در این استراتژی، تمرکز از «زمان وقوع» (که دست خداست) به «کیفیت آمادگی» (که وظیفه ماست) تغییر میکند.
فرجام سخن: نرمافزار تمدن نوین مکتب شهید سلیمانی، صرفاً خاطره یک قهرمان نیست؛ بلکه یک «نرمافزار تمدنی» است. امروز و در گام دوم انقلاب، ما به عنوان افسران جنگ نرم و مدیران رسانه، نیازمند بازخوانی این مکتب هستیم. سلیمانی به ما آموخت که برای تغییر آینده، نباید منتظر معجزه ماند، بلکه باید خود به معجزهای برای تغییر بدل شد. او با خون خود، مرزهای جغرافیایی را درنوردید و الگوی «سرباز مقاومت» را به «معمار تمدن نوین اسلامی» ارتقا داد.
| یاسر علیپور اشرفی | | مدیرمسئول رسانه برخط «نذیر کرمان» و مدرس سواد رسانه | (پینوشت: یادداشت حاضر، برگرفته از مقاله علمی-پژوهشی نگارنده با عنوان «هندسه معرفتی مکتب سلیمانی؛ الگوی راهبردی پیشران ها در تمهید تمدن مهدوی و گذار به عصر ظهور» است.)
+ 8 = ده