واکاوی ابعاد دکترین جدید بازدارندگی در بیانات مقام معظم رهبری

عبور از «دفاع» به «تأدیب»؛ رمزگشایی از جغرافیای «جنگ منطقه‌ای»

در حالی که واشنگتن با گسیل ناوگروه‌های فرسوده و تکرار ترجیع‌بند «گزینه‌های روی میز»، در پی احیای پرستیژ در هم شکسته خویش است، تهران با تغییر «قواعد درگیری»، معادله را به سمتی هدایت کرده که در آن، هرگونه خطای محاسباتی دشمن به معنای انفجار در کل جغرافیای غرب آسیاست. هشدار اخیر رهبر انقلاب مبنی بر «منطقه‌ای شدن جنگ»، نه یک بلوف سیاسی، بلکه رونمایی از یک واقعیت سخت نظامی است: دوران نبرد در «جزیره ایران» به پایان رسیده و اکنون این «عمق استراتژیک» است که سرنوشت ناوهای میلیارد دلاری را در قعر دریاها رقم می‌زند.

در هندسه قدرت جهانی، بیانات اخیر مقام معظم رهبری مبنی بر «منطقه‌ای شدن هرگونه جنگ احتمالی»، فراتر از یک هشدار دیپلماتیک، رونمایی از دکترین جدید امنیتی ایران است. امروز جمهوری اسلامی در شرایطی که ناوهای فرسوده آمریکایی نماد قدرت پوشالی غرب شده‌اند، با تکیه بر «سلاح‌های محرمانه»، «عمق استراتژیک در محور مقاومت» و «اتحادهای راهبردی با قدرت‌های نوظهور شرق»، معادله قدرت را به نفع جبهه حق تغییر داده است. تحلیلی بر این چرخش تاریخی نشان می‌دهد که ایران دیگر نه یک بازیگر منطقه‌ای، بلکه قطب‌نمای ثبات در نظم نوین جهانی است.

 هندسه جدید قدرت؛ وقتی «فشار حداکثری» به «حیرت حداکثری» می‌رسد

اعتراف اخیر فرستادگان ترامپ به «حیرت» از پایداری ایران، تنها یک شکست دیپلماتیک نیست؛ بلکه فروپاشی دکترین تحریم است. ایالات متحده که گمان می‌کرد با ترکیب «آشوب داخلی» و «تهدید نظامی»، تهران را به میز مذاکره‌ی یک‌طرفه می‌کشاند، اکنون با پدیده‌ای مواجه شده که در محاسبات «پنتاگون» نمی‌گنجد: تاب‌آوری ملی بر پایه ایمان. حضور ۳۴ میلیونی در ۲۲ بهمن، عملاً «پشتوانه مردمی» را به عنوان قدرتمندترین قطعه از پازل بازدارندگی ایران به رخ جهانیان کشید.

 کالبدشکافی «سلاح محرمانه»؛ فراتر از آهن و آتش

تأکید بر وجود سلاحی که می‌تواند ناو «جرالد فورد» را به قعر دریا بفرستد، حاوی دو پیامد استراتژیک است:

  • پایان عصر برتری دریایی: ایران با تکیه بر موشک‌های بالستیک ضدکشتی و کروزهای فراصوت، «ناو» را از یک تهدید متحرک به یک «هدف ثابت و آسیب‌پذیر» تبدیل کرده است.

  • بحران اراده در قلب دشمن: گزارش‌ها از فرسودگی و تمرد خدمه ناوهای آمریکایی نشان می‌دهد که ماشین جنگی غرب از درون دچار زنگ‌زدگی شده است؛ جایی که «تکنولوژی» هست، اما «انگیزه» برای جنگی که پایانش معلوم نیست، وجود ندارد.

زنجیره مقاومت؛ فعال‌سازی «جبهه‌های هم‌عرض»

هشدار درباره «جنگی منطقه‌ای»، ترجمان میدانیِ پیوستگی اعضای محور مقاومت است. در این دکترین:

  • عراق: دیگر نه یک تماشاچی، بلکه به عنوان میدان عملیاتی علیه پایگاه‌های اشغالگران، بخشی از «دفاع پیش‌دستانه» است.

  • یمن: با کنترل شریان‌های اقتصادی، گلوی تجارت صهیونیستی را در دست دارد.

  • مثلث ایران-چین-روسیه: حضور ناوشکن‌های تیپ ۰۵۵ چین و رزمایش‌های مشترک با روسیه، نشان‌دهنده خروج ایران از انزوای ادعایی غرب و تشکیل یک بلوک قدرت جدید در شمال اقیانوس هند است.

فتنه؛ آزمونی که به «انقلاب درونی» ختم شد

تلاش برای تبدیل اعتراضات به «کودتای امنیتی»، با هوشیاری ملی به خاکستر تبدیل شد. تقابل «قرآن سرنیزه» دشمن با «ایمان آگاهانه» مردم در صحنه‌هایی چون نماز جماعت دانشجویان در میانه آشوب، نشان داد که لایه‌های عمیق جامعه ایرانی، فراتر از فشارهای اقتصادی، بر سر «هویت انقلابی» خود معامله نمی‌کنند. این شکستِ پروژه‌ی نفوذ، راه را برای تصمیمات سخت و بزرگ در عرصه بین‌المللی باز کرده است.


تحلیل نهایی: گذار به نظم نوین

جمهوری اسلامی ایران با عبور از گردنه فتنه‌های ترکیبی، اکنون در جایگاهی ایستاده است که نه تنها تهدید را خنثی می‌کند، بلکه «هزینه تهدید» را برای دشمن به شکلی غیرقابل تحمل افزایش داده است. منطق «جنگ منطقه‌ای»، یعنی واشنگتن باید میان «بقای اسرائیل و پایگاه‌هایش» یا «ماجراجویی علیه ایران»، یکی را انتخاب کند.

گزاره راهبردی: وقتی «ناو» به جای ایجاد ترس، به «سیبل» تبدیل می‌شود، یعنی فصل تازه‌ای از تاریخ در منطقه آغاز شده است که قلم آن در دست نیروهای بومی و محور مقاومت است.

| یاسر علیپور اشرفی | | مدرس سواد رسانه ای و مدیرمسئول رسانه برخط «نذیر کرمان» |

کلمات کلیدی: #یاسر_علیپور_اشرفی #بازدارندگی_فعال #جنگ_منطقه‌ای #محور_مقاومت #اقتدار_ایران #ناو_آمریکایی #نظم_نوین_جهانی #رسانه_نذیر_کرمان