جوانی ما برای دفاع از انقلاب رفت حال نوبت شماست
رزمنده دفاع مقدس گفت: پا گذاشتن بر روی همه آرزوهای جوانیمان چیز کمی نبود، ما که آن روزها با آن شرایط سخت برای خاطر نظام و انقلاب ایستادیم حال نوبت شما جوانترها است. به گزارش سرویس اجتماعی پایگاه خبری «نذیر کرمان» قرارگاه حسین بن علی، ایران است. بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر […]
جملهای از وصیتنامه شهید سلیمانی است و دقیقاً وصیتی است که در این روزهای انتخاباتی باید بیشتر به آن اندیشید، از اینرو پا به گلزار شهدای کرمان گذاشتم تا از مریدان و عاشقان این شهید بزرگ که این روزها از سراسر کشور برای زیارت قبر مطهرش میآیند در خصوص لزوم حضور در انتخابات
سوال بپرسم.
در نزدیکی مزار مطهر شهید سلیمانی جمعیتی در صف ایستادهاند تا به نوبت عرض اراداتی کنند به این شهید بزرگوار و با او دردودل کنند.
زنی از لباسهایش مشخص است که از اهالی جنوب کرمان است، لباسهایی با نقش و نقوش سنتی و چادری که روی آن آمده نشان میداد به احتمال زیاد مسیر طولانی را برای رسیدن به مزار شهید سلیمانی پیموده است.
جلو رفتم و با او احوالپرسی کردم، نامش زینب بود، ۳۴ سال سن داشت و به گفته خودش از اهالی دهکهان کهنوج بود.
از او پرسیدم که آیا در انتخابات مجلس شورای اسلامی که چند صباحی دیگر برگزار میشود، حضور پیدا میکنی؟
زینب پاسخ داد: حتما، در ادامه گفتم: بنظرت چرا باید رأی دهیم و او گفت: هر کسی رأیی دارد و حقی، من میروم که از حق خودم دفاع کنم.
مردی آنطرف بر روی یکی از نیمکتهایی که دورتادور گلزار شهدای کرمان گذاشته شدهاند، نشسته بود.
رنگ سپیدی که بر موهایش نشسته بود، خبر میداد جوانیاش را سپری کرده و حال با کولهباری از تجربه اینجا با خود خلوت گرفته است.
نزدیک میروم و با سلام و احوالپرسی باب گفتگو را با او باز میکنم؛ نامش علی است میگوید اینها همه همرزمان من هستند، در روزهایی که باید از مرزهای کشورمان دفاع میکردیم با هم در یک سنگر بودیم.
به قول سردار معروفی همگیمان «بچههای حاج قاسم» هستیم. ما که جا ماندیم خوشا بهحال آنهایی که رفتند.
وقتی از او در خصوص انتخابات و حضور در این امر سرنوشتساز پرسیدم، گفت: میتوانید تصور کنید که من، همه رزمندگان و تمام این شهدایی که اینجا خوابیدهاند با چه شرایطی روبرو بودیم؟
او ادامه داد: تصور کن تنها اینکه همسر و فرزندت را دوست داری اما باید دل بکنی و بری، اصلا مگر آدم از خورد و خوراک و راحتی بدش میآید اما ما برای دفاع از مرزها و کشورمان اینها را نادیده میگرفتیم.
علی بیان کرد: در جبهه هر آن دوستی را میدیدیم که بر زمین افتاده و خون پیکرش را گرفته است، از آنطرف تیر میآید و صدای گلولهها اما باز هم باید دوستمان را رها میکردیم و برای دفاع میایستادیم.
این رزمنده افزود: تشنگی، گرسنگی، صدای گلولهها و تانکها، رها کردن دوستان، خانواده و پا گذاشتن بر روی همه آرزوهای جوانیمان چیز کمی نبود، ما که آن روزها با آن شرایط سخت برای خاطر نظام و انقلاب ایستادیم بنظرت این روزها صحنه را خالی میکنیم؟ اما امروز نوبت شما جوانتر ها است.
او تاکید کرد: آری واقعیتها این است که ناراضی هم هستیم اما این دلیلی برای عدم حضورمان در انتخابات نیست، اگرچه از برخی خواستههایمان کوتاه آمدهایم و یا برخی از مسئولین خواستههای ما را نادیده گرفتهاند و یا حتی مشکلات جوانان را کمتر رسیدگی میکنند اما اکنون بحث نظام و انقلاب است؛ خونهای پاکی که ریخته شد تا انقلاب پابرجا بماند، چیز کمی نیست.
علی عنوان کرد: من از جوانها میخواهم در صحنه باشند و راه همه کسانیکه روزی جوانیشان را برای این نظام دادند، ادامه دهند.
انتهای خبر/ پسند


جوانی ما برای دفاع از انقلاب رفت حال نوبت شماست
منبع:آرمـان
? جوانی ما برای دفاع از انقلاب رفت حال نوبت شماست
ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0