وقتی ایام شهادت امام علی (ع) میرسد باید روایات آن زمان را بازخوانی کرد. خواص امام را مجبور به مذاکره میکردند و امروز هم برخی رهبری را مجبور میکنند.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «نذیر کرمان»؛ در ایام شهادت مولای متقیان علی علیهالسلام و شبهای با فضیلت قدر، موضوعی ذهنم را مشغول کرده بود. نمیدانم شما هم تا به حال به این موضوع فکر کردهاید یا خیر، اما برای من چندین بار این موضوع و این سئوال تکرار شده است که اگر در زمانه علی علیهالسلام بودم، کدام سمت تاریخ میایستادم؟ با او همراه میشدم یا از منتقدان او میشدم؟ یا خدای نکرده در مقابلش میایستادم. پاسخ به این سئوال را ساده نگیرید و بگذارید کمی شرایط آن زمان را با هم بررسی کنیم. اگر به تاریخ اسلام و دوران حکومت امام علی علیهالسلام نیمنگاهی بیندازیم، با چالشها و تحولات عمیق اجتماعی و سیاسی روبهرو میشویم. امام علی (ع)، به عنوان نخستین امام شیعیان و چهارمین حاکم پس از نبی مکرم اسلام (صلیالله علیه و آله)، در زمانی به رهبری مسلمانان رسید که جامعه اسلامی با بحرانهای جدی مواجه بود، حکومت امام علی علیهالسلام از سال ۳۵ هجری تا ۴۰ هجری قمری ادامه داشت و در این مدت جنگهای جمل، صفین و نهروان رخ داد. اما به گواه مورخان و تحلیلگران مهمترین جنگ در این ایام، جنگ صفین یعنی جنگ با معاویه است، معاویه حاکم فریبکاری است که در شام حکومت خود را بنا نهاده و نه تنها دین مردم شام را به تحریف کشانده، بلکه با دستگاه تبلیغاتی خود، پایههای تفکر و دینداری مردم جزیرهالعرب را نیز متزلزل کرده است. او کسی است که میخواهد تیشه به ریشه دین بزند و از همه امکانات خود در این راستا استفاده میکند، معاویه پس از این اقدامات تبلیغاتی یا به تعبیر امروز، اقدامات فرهنگی اقدام به تهدید امام علی علیهالسلام کرده و میخواهد در گام بعدی، با یک اقدام سیاسی حکومت ایشان را متلاشی کند. در این زمان، حکومت علی علیهالسلام در چه وضعیتی است؟ از جنگ جمل فارغ شده، نیاز به بازسازیهای اقتصادی و نظامی پس از جنگ دارد اما وارد جنگ جدیدی میشود. حالا خوب است که به سئوال ابتدایی خود برگردیم، اگر ما در این زمانه و با این شرایط زندگی میکردیم انتخابمان چه بود؟ به علی علیهالسلام میگفتیم به خاطر مصلحت و نیاز جامعه با معاویه وارد مذاکره و سازششو یا او را به مقابله با معاویه تشویق کرده و با او همراهی میکردیم؟ یا نه، بگذارید سئوال را این گونه بپرسم که چرا و به چه دلیل علی علیهالسلام با معاویه حتی یک دقیقه سازش نکرد و مستقیماً وارد تقابل نظامی شد؟ آیا بهتر نبود که چشم بر روی اقدامات او میبست و تا بهتر شدن شرایط با معاویه مذاکره میکرد؟ جالب است که دقیقاً همین پیشنهاد را برخی از خواص به علی علیهالسلام دادند. در همان روزهای نخست بعد از مرگ عثمان که امام در تکاپوی انتخاب کارگزارانی برای ولایات مختلف بود، مغیرهبن شعبه (که به تیزهوشی نامور بود و یکی از چهار تیزهوش دوران شناخته میشد) و ابنعباس (که پسرعموی امام و مورد اعتماد او بود) به آن حضرت پیشنهاد دادند که معاویه و عبداللهبن عامر و سایر عمّال و حاکمان منصوب از سوی عثمان را به حال امارت خود بگذارد تا بیعت آنها محقّق و مسلّم شود و مردم هم آرام شوند؛ و بعد که آنان بیعت کردند و از مردم نیز برای امام (ع) بیعت گرفتند، هرکدام را که خواست، به مرور عزل کند. امیرالمؤمنین علی (ع) سخن آن دو را نپذیرفت و فرمود: «من هرگز در دین خود، دورویی و مکر نمیکنم و پَستى و دنائت را سرمایه خود قرار نمیدهم» و میفرمود: «هرگز معاویه را ـ و لو براى دو روز ـ به امارت خود باقى نخواهم گذاشت». سیره امام علی علیهالسلام به ما میگوید با کسی که میخواهد تیشه به ریشه دین بزند و در این راستا از هیچ فریب و اقدام جنایتکارانهای دریغ نمیکند، نمیتوان مذاکره و مصالحه و سازش کرد. بسیار عجیب است که برخی از ما در این روزها این مسأله را فراموش کردهایم و در این خیال به سر میبریم که میشود با رژیم غاصب صهیونیستی و حامی اصلی جنایتهای او یعنی آمریکای جنایتکار، وارد مذاکره و صلح شد. آیا اینکه صهیونیسم جهانی عزم جدی بر نابودی اسلام دارد، اینکه تمام توان خود را برای ریشهکن کردن اسلام و مسلمان به کار برده است بر کسی پوشیده است؟ اگر امروز معتقد هستیم که میشود با آمریکا سازش کرد و امتیازهایی به دست آورد، باید بترسیم چرا که احتمالاً اگر در زمانه امیرمؤمنان علی علیهالسلام هم حضور داشتیم، احتمالاً به او میگفتیم برو با معاویه مذاکره کن و امتیازاتی به دست بیاور!. نویسنده یادداشت: اسماعیلی شریفی