تحلیلگر مسائل سیاسی کشور گفت: درس اصلی مکتب حاج قاسم برای ایران، انسجام ملی و خوداتکایی در امنیت و ترکیبی از دلسوزی نسبت به مردم و بهرهگیری هوشمندانه از دیپلماسی مقاومت است.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «نذیر کرمان» شهادت حاج قاسم سلیمانی، تنها حذف فیزیکی یک فرمانده نبود؛ بلکه یک «رستاخیز فرهنگی» عظیم را رقم زد. خون او، شوکی الکتریکی بر پیکره جامعهای بود که شاید در روزمرگیها، بخشی از آرمانهایش را گم کرده بود. این شهادت، بار دیگر مفاهیمی همچون «شهادتطلبی»، «غیرت ملی» و «وحدت کلمه» را که میرفتند تا در کتابهای تاریخ بایگانی شوند، به صدرِ گفتمانِ فرهنگی جامعه بازگرداند، اتحاد تنها برگ برندهای است که ملت ایران آن را دریافتهاند امروز مکتب سلیمانی الگوی راهشان شده است. در این گزارش به تبیین و روایت نقش حاج قاسم در تامین امنیت مردم ایران با حضور در میدان مبارزه با اسرائیل و مزدوران اسرائیل پرداختهایم تا راز سر به مهر مکتب سلمیانی را در گذار از دورانهای مختلف را بازروایی کنیم. سوریه نماد بیتوجهی به اتحاد است مهدی تقوی رفسنجانی در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «نذیر کرمان» در پاسخ به این سئوال که چرا ایران هیچگاه سوریه نخواهد شد؟ مطرح کرد: در دهههای اخیر، منطقه آسیا به صحنه تحولات و بحرانهای بزرگ و پیچیدهای تبدیل شده است که سرنوشت بسیاری از کشورها را رقم زدهاند. وی افزود: سوریه یکی از نمونههای بارز این بحرانها است؛ کشوری که به واسطه جنگ داخلی فرسایشی و دخالتهای گسترده خارجی، از یک دولت نسبتاً باثبات به کشوری بحرانزده و تجزیهشده بدل شده است. این تجربه تلخ برای همه کشورهای منطقه درسآموز بود تا با اتخاذ سیاستها و رویکردها و بهرهگیری از رهبریهای قدرتمند، از سرنوشت مشابه جلوگیری کنند. شهید سلیمانی سیاستمداری آگاه در لباس فرماندهی بود تحلیلگر مسائل سیاسی اذعان کرد: جمهوری اسلامی ایران با داشتن فرماندهانی مثل شهید سردار حاج قاسم سلیمانی و نیروهایی که مکتب او را پیروی کردهاند، توانسته است مسیر متفاوتی را در عرصه امنیتی، نظامی و سیاسی بپیماید و مانع از فروپاشی داخلی و تجزیه امنیتی شود. تقوی رفسنجانی افزد: حاج قاسم سلیمانی به عنوان نمادی از شجاعت، استراتژی دقیق و روحیه جهادی، نقش بیبدیلی در حفاظت از امنیت ملی ایران ایفا کرد. او نه صرفاً یک فرمانده نظامی، بلکه سیاستمداری آگاه به مسائل منطقهای بود که با دیدگاهی دو بال نظامی و دیپلماتیک، عرصههای مختلف مبارزه را مدیریت میکرد. وی ادامه داد: سردار سلیمانی با حضور مستمر و عمیق در بحرانهای منطقه، یکی از اصلیترین عوامل ثبات محور مقاومت در برابر تجاوزات تروریستی و سلطهطلبیهای رژیم صهیونیستی و قدرتهای غربی تهران را فراهم آورد. همین نگاه جامع باعث شد تا راهبردهای ایران در تقویت امنیت ملی و نفوذ منطقهای همسو و هماهنگ باقی بماند و هیچگاه به سمت فروپاشی و تجزیه نرود. تحلیگر مسائل سیاسی ادامه داد: درس اصلی مکتب حاج قاسم برای ایران، انسجام ملی و خوداتکایی در امنیت است. این مکتب ترکیبی از دلسوزی نسبت به مردم، روحیه ایثار و فداکاری در میدان نبرد، و همچنین بهرهگیری هوشمندانه از دیپلماسی مقاومت است. تقوی رفسنجانی افزود: شاگردان این مکتب حتی پس از شهادت حاج قاسم، این راه را به شکل منسجم ادامه دادهاند و با حفظ وحدت نیروهای داخلی، تبادل تجربیات و آموزش نسلهای جدید، مانع از نفوذ و گسترش تهدیدات خارجی در خاک ایران شدهاند. این انسجام ساختاری و فرهنگی باعث شده که برخلاف سوریه، ایران با چالش های داخلی به شکل مدیریت شده و سازمان یافته مواجه شود. وی اذعان کرد: علاوه بر نقش برجسته در میادین نظامی، مکتب حاج قاسم بر مشارکت همه اقشار جامعه و حفظ امنیت در برابر دشمنان متمرکز است. او با روشی پدرانه و در عین حال مقتدرانه، به تمامی طیفهای مردم احترام میگذاشت و بر حفظ همبستگی ملی تأکید میکرد؛ نکتهای که تفاوت اساسی ایران در بحرانها با سایر کشورها را رقم زده است. منش پدرانه سردار سلیمانی یک ملت را با خودش همراه کرده بود تقوی رفسنجانی ادامه داد: این نگرش پدرانه و مقتدرانه باعث شده است که ناملایمات و تحریمهای بینالمللی نتواند خللی در امنیت و ثبات ایران ایجاد کند، چرا که پشتوانه مردمی قوی و نیروی انسانی آموزش دیده همواره در آمادگی کامل برای مقابله با هر نوع تهدید بودهاند. تحلیلیگر مسائل سیاسی افزود: همچنین پیروان مکتب حاج قاسم با بهرهگیری از تجربیات عملی میدانی او، استراتژی پدافندی و تهاجمی مناسبی را در مواجهه با مزدوران، گروههای تروریستی و دخالتهای خارجی تدوین کردهاند. این استراتژی تهاجمی- دفاعی، ایران را به یکی از بازیگران کلیدی در عرصه امنیتی و ژئوپولتیکی منطقه تبدیل کرده که اجازه نمیدهد هیچ تهدیدی حتی به حریم داخلی کشور نزدیک شود. وی خاطرنشان کرد: راز اصلی اینکه ایران هیچگاه سوریه نخواهد شد، در وجود مکتب حاج قاسم و میراث جاودان او نهفته است: مکتبی که به یک قدرت نفوذپذیر، متحد، متکی به خود، مقتدر در دفاع و البته مهربان و پدرانه به ملت خود تبدیل شده است. این مکتب، الگوی بیبدیلی برای مقابله با خطرات و حفظ حاکمیت ملی ایران است؛ الگویی که نسلهای آینده راه مقاومت در برابر فشارهای سیاسی و نظامی را از آن خواهند آموخت. هنوز هم حاج قاسم ناشناخته است علیرضا حجتی در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «نذیر کرمان» عنوان کرد: ما رزمندهها میدانیم که کسی به والله توان همراهی با سردار سلیمانی را نداشت نه در رزم و نه در توسل، زیرا حاجی در هر عملیاتی دو جنبه داشت: یک جنبه ظاهری و یک جنبه باطنی که ما توان همراهی هیچکدام را نداشتیم. همرزم شهید حاج قاسم سلیمانی ادامه داد: جنبه باطنی حاج قاسم: محبت، دینداری، ولایتمداری و عطوفت بسیار زیاد بود و جنبه ظاهریاش اَخم و تَشَر و قاطعیت همچون مولا علی (ع) هم جاذبه داشت و هم دافعه؛ وقتی تَشَر میزد که بفهمی کارت را چطور انجام بدهی. اگر حاج قاسم تَشَر نمیزد که فرمانده خوبی نمیشد و یاران زیادی تربیت نمیکرد وی ادامه داد: جنبه باطنی حاج قاسم هنوز هم شناخته نشده است زیرا گنجینه الهی بود که دفاع از اسلام را نصیب ایرانیان کرد شد، دفاع ما فقط در ایران نبود که بگوییم «هشت سال جنگیدند.» ما فقط برای خاکمان نجنگیدیم، ما نخست برای دینمان جنگیدیم. چون رهبرمان رهبری الهی بود و فرمانده بیبدیل این نظام هم امام خمینی(ره) بود، در دفاع مقدس اسم امام(ره) میآمد، همه میگفتند: «سمعاً و طاعتاً». حجتی افزود: در اسلام واحد، یکی شدن باعث پیروزی است، چیزی که امروز دشمن در اغتشاشات به دنبال خدشهدار کردن آن است لذا در جنگ این اتفاق افتاده بود شیعه، سُنی و مسیحی نداشتیم همه برای ماندن اسلام آمده بودند. «ایران حرم است» رمز اتحاد همه جریانات و احزاب بود همرزم شهید سلیمانی مدعی شد: هدف امام امروز (مقام معظم رهبری) و هدف امام دیروز (امام خمینی) وحدت بین کل مسلمانان جهان است که شیعه و سنی ندارد آنجایی که حاج قاسم میگوید ای علمای اسلام برای این اسلامی که شما استخوان خرد کردهاید اگر این انقلاب و پایگاه (جمهوری اسلامی) آسیب ببیند هیچ حرمی نمیماند اگر امام خامنهای که جان و آبرویش را برای نظام گذاشته، اگر صدمه ببیند همه چیز صدمه میبیند. وی ادامه داد: مگر میشود اهل سنت محب اهل بیت (علیهمالسّلام) نباشند؟! مولانا ریگی (رحمه الله علیه) که یکی از رزمندگان دوران دفاع مقدس بود و برای وحدت شیعه و سنی زحمت زیادی کشید و به دست منافقان شهید شد از طرف حاج قاسم درکنار برادران اهل سنت ایستاده بود. حجتی با بیان اینکه سردار سلیمانی در هر دو جنبه وجودیاش نابغه بود، تصریح کرد: درست آنجایی که کارد به استخوانش میرسید؛ و همه راهها بسته است؛ میفهمید جز فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پناهی ندارد. این را درک کرده بود، یعنی با وجودش میفهمید در اروند و عملیات والفجر هشت وقتی همه چیز را مسدود شده دید دست در آب برد و گفت: این مهریه حضرت زهراست او را به خودش قسم دهید و شد آنچه که امروز همه جهان را انگشت به دهان گذارده است. وی خاطرنشان کرد: اگر امروز میخواهیم به اتحاد واقعی دست پیدا کنیم راه همان مکتب سلیمانی است با فرماندهی رهبر انقلاب زیرا او مردم کرمان را در ولایت میخواست و وصیتش پشتیبانی از ایشان قرار داده است گرچه امروز دشمنان به دنبال سوریهسازی ایران هستند اما هرگز با وجود شهدای اقتدار و مروجان مکتب سلیمانی دشمن این آرزو را به گور خواهد برد. منطق سلیمانی خطکشیهای مختلف را در هم میشکست حجتالاسلاموالمسلین اسماعیل سعادت هم در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «نذیر کرمان» عنوان کرد: حاج قاسم سلیمانی پیش از آنکه فرمانده لشکرها باشد، فرمانده قلبها بود. سیره و روش او در بعد فرهنگی، بر پایه یک پارادایم فراموششده بنا شده بود: جذب حداکثری مردم و تشکیل یک دایره وسیعِ از خودیها. وی ادامه داد: در دورانی که فرهنگ عمومی جامعه گاهی دچار دوقطبی میشود این منطق سلیمانی بود که خطکشیهای سیاسی و ظاهری را در هم میشکست، نگاه او به جامعه، نگاهی پدرانه و سرشار از عطوفت بود؛ آنجا که صراحتاً اعلام کرد «آن دختر کمحجاب هم دختر من است». همرزم شهید سلیمانی ادامه داد: حاج قاسم در واقع تفکر فرهنگیِ نوینی را ارائه داد که در آن، «ایران» حرم است و تمامی ساکنان این حرم، فارغ از تفاوتهای ظاهری، اعضای یک خانوادهاند. او فرهنگ مقاومت را از یک مفهوم خشک ایدئولوژیک، به یک سبک زندگی مبتنی بر فتوت، ایثار و نوعدوستی تبدیل کرد. سعادت افزود: در جریان کردستان، مسعود بارزانی خیانت کرد و ۲۰۰ خودروی داعش را عبور داد و موصل را به دست گرفتند و از دولت مرکزی آن را جدا کرد لذا سردار شدیداً او را مؤاخذه کرد، و خدا ظالم را بر خودشان استوار کرد. همرزم شهید سلیمانی افزود: اربیل در معرض سقوط قرار گرفت، مسعود بارزانی که خیانت کرده بود شبانه و سرشکسته به سردار تماس گرفت و از سقوط احتمالی اربیل خبر داد و کمک خواست، اما سردار به او گفت؛ اگر عرضه دارید امشب خط رو نگه دارید، ما فردا برای شما فکری خواهیم کرد؛ پس رفت استراحت، اما غیرتش اجازه نداد، همان ساعت ۱۲ شب پاشد و پورجعفری را فراخوان کرد و عازم عراق شد. سعادت گفت: اربیل در معرض سقوط بود؛ اما حاجقاسم راحت نبود نتوانست در مقابل خیانتی که دیده بود مقابلهبهمثل کند، نیمهشب عراق بود تا اذان صبح فرماندهی کرد و عملیات را ساماندهی کرد، نمازش را در همان جا خواند و عملیات را آغاز کرد و ظهر اربیل آزاد شد و بارزانی شرمنده و متحیر ماند و به آمریکاییها گفت؛ مردِ میدان یعنی سلیمانی نه ناتوهای آمریکایی. شهید سلیمانی معنای واقعی قهرمان را بازتولید کرد تأثیر شهادت او بر روح فرهنگ ایران، بازتولیدِ معنای «قهرمان» بود. او نشان داد که قهرمانِ ترازِ انقلاب اسلامی، کسی است که در اوج قدرت، متواضعترین است و برای امنیت روانی و فیزیکی مردمش، بیمرز میجنگد. شهادت سردار سلیمانی، ادبیات، هنر، رسانه و حتی تعاملات اجتماعی مردم ایران را تحتالشعاع قرار داد و خونِ رگهای غیرت و حماسه را در جامعه به جوشش درآورد. انتهای خبر/ طهماسبی