مادر فداکار ۶ فرزند، رازهای زندگی پرجمعیت خود را برملا میکند؛ از دلایل انتخاب این مسیر تا چالشهای تربیت و راهکارهای مدیریت روزانه.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری «نذیر کرمان»؛ در دنیایی که زندگی ماشینی و دغدغههای روزمره، بسیاری را به سمت داشتن فرزند کمتر سوق داده است، خانوادههایی هستند که با عشق و ایمان، مسیری متفاوت را برمیگزینند. عالیه محمدحسنی، مادر ۶ فرزند، یکی از این بانوان است که با اتکا به باورهای دینی و عشق به خانواده، تجربهای منحصر به فرد از مادری را زیست میکند. او در این مصاحبه، ما را با دلایل انتخاب زندگی پرجمعیت، چالشها و شیرینیهای این مسیر، و راهکارهای مدیریتی خود آشنا میکند. ۱. چه چیزی باعث شد تصمیم بگیرید خانوادهتان شش فرزند داشته باشد و از آن لحظه تا امروز چه تغییری کرد؟ من عالیه محمدحسنی هستم، فرزند پنجم خانوادهای هشت نفره، و همسرم نیز فرزند سوم خانوادهای شش نفره. هردو از خانوادههای پرجمعیت آمدهایم و این موضوع باعث شد از داشتن فرزندان زیاد نترسیم. یکی دیگر از دلایلی که ما را به داشتن فرزندان زیاد ترغیب کرد، صحبت با والدینی بود که یک یا دو فرزند داشتند. وقتی از آنها میپرسیدیم آیا راضی هستید؟ اکثراً جواب منفی میدادند و میگفتند: «کاش ما آن زمان که توانایی بچهدار شدن داشتیم، بچه زیاد آورده بودیم و فریب تبلیغات «زندگی بهتر با بچه کمتر» را نخورده بودیم. بچههایمان تنها هستند و خواهر و برادر ندارند و همیشه به ما گله میکنند که کسی را نداریم». همین موضوع باعث شد به فکر فرزندانمان باشیم تا در آینده تنها و گوشهگیر نباشند. من خودم همیشه این حدیث از پیامبر (ص) را در ذهنم مرور میکردم که فرمودند: «من دوست دارم جمعیت امتم از دیگر امتها بیشتر باشد». انشاءالله بتوانم فرزندانی در خور امت پیامبر (ص) بیاورم و تربیت کنم. چیزی که در خانواده بیشتر مرا به فکر خانواده پرجمعیت انداخت، همین دورهم جمع شدنها در خانواده، سر سفره نشستنها و لذت غذا درست کردن برای بچهها بود. وگرنه یک غذای کم برای خانواده کمجمعیت کافی است. در مورد تغییر از آن لحظه تا امروز، شاید بزرگترین تغییر، درک عمیقتر معنای خانواده و عشق بیپایان مادری باشد. با هر فرزندی که به دنیا آمد، عشق ما بیشتر شد و تجربهمان در مدیریت و عشقورزی افزایش یافت. فرزندانم، نور چشمانم هستند و هر کدام به تنهایی دنیایی از شور و هیجان و عشق به خانه میآورند. ۲. یک روز معمولی در خانهتان چطور میگذرد و چطور همهچیز را مدیریت میکنید؟ من صبح زود که از خواب بیدار میشوم، بعد از نماز، تا پسرم خواب است، مقداری از کارهای آشپزخانه را انجام میدهم. پس از بیدار شدن امیرحسین، به او رسیدگی میکنم. از آنجایی که مادر شوهرم تنها هستند، ایشان نگهدار امیرحسین هستند و من ناهار را آماده میکنم. بعد از خوردن ناهار، همگی با هم استراحت میکنیم. من بعضی وقتها به پدر و مادرم که سالخورده هستند سر میزنم و کمی کارهایشان را انجام میدهم. بعد از ظهر هم کارهای دیگر را انجام داده و شام درست میکنم. چون دو فرزند بزرگم در کرمان زندگی میکنند، گاهی اوقات برای آنها غذا آماده کرده و فریز میکنم و برایشان میفرستم. مدیریت این حجم از کار، نیازمند برنامهریزی دقیق، تقسیم وظایف (تا جایی که امکان دارد با کمک همسر و فرزندان بزرگتر)، و مهمتر از همه، توکل به خدا و داشتن روحیهی مثبت است. هر روز چالشهای جدیدی دارد، اما عشق به خانواده انگیزهی اصلی من برای مدیریت همهچیز است. ۳. بزرگترین چالش این مسیر برای شما چه بوده و چه چیزی به شما کمک کرده دوام بیاورید؟ بزرگترین چالش برای من، تربیت فرزندانم است. تربیت صحیح، مسئولیت سنگینی است که نیاز به صبر، درایت، و علم دارد. در این زمینه، همیشه از ائمه اطهار (ع) و صاحب الزمان (عج) کمک خواستهام. و خدا را شکر که همیشه در سختترین مراحل زندگیام، آنها به من مدد رسانده و کمکم کردهاند. علاوه بر این، حمایت همسرم، روحیهی قوی خودم، و دعای خیر پدر و مادرم، از عوامل مهمی هستند که به من کمک میکنند تا در این مسیر پر فراز و نشیب، استوار بمانم. همچنین، دیدن ثمرهی زحماتم در رشد و بالندگی فرزندانم، بزرگترین انگیزهی من است. ۴. در برابر قضاوت یا حرفهای دیگران، معمولاً چه رویکردی دارید؟ چون هدف فقط رضایت خداوند است و با کمک و نظر خداوند اعتقاد وافر دارم، حرفهای منفی مردم برای من خیلی ارزش ندارند و مهم نیستند. بسیاری از افراد با دیدن فرزندانم و نحوهی مدیریت من، مرا تشویق میکنند و میگویند: «خیلی کار خوبی کردید، بچه کم هیچ فایدهای ندارد». این تشویقها و انرژی مثبت اطرافیان، به من دلگرمی میدهد. البته، همیشه افرادی هم هستند که با نگاه سنتی یا دیدگاههای متفاوت قضاوت میکنند، اما من با اتکا به باورهایم و رضایت قلبیام، مسیرم را ادامه میدهم. انتخاب دو فرزند اول به عنوان پسر و تمایل همسر به داشتن دختر، باعث شد که دو فرزند بعدی پشت سر هم دختر شوند. فرزند پنجم نیز به دلیل فرمایش رهبر شهیدمان مبنی بر تشویق به فرزندآوری برای جهاد، انتخاب شد. همچنین، دو فرزند بزرگتر در شهر کرمان زندگی میکنند. انتهای پیام/کوهبنانی https://armanekerman.ir/vdcdf90fxyt0kf6.2a2y.html اشتراک گذاری : کپی متن خبر لینک کوتاهarmanekerman.ir/vdcdf90fxyt0kf6.2a2y.html